
بررسی اجزاء عقلی در بسائط و احکام سقط جنین
تحلیل تفاوتهای ادبی و فقهی در کلام معصومین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا به بحث دقیق فلسفی پیرامون نفی یا اثبات اجزاء عقلی در بسائط و اشکالات وارد بر نظریات موجود میپردازند. در ادامه، با ورود به مباحث ادبی، تفاوتهای ماهوی میان استعاره و کنایه را تبیین کرده و بر لزوم دقت در فهم غرض و غایت کلام معصومین علیهمالسّلام تأکید میکنند. ایشان با اشاره به اهمیت درکِ دقیقِ عبارات اولیاء الهی، به نقد رفتارهای معاندانه در برابر حق پرداخته و مفهوم ناصبی را در بستر تاریخی و امروزی بازخوانی میکنند. در بخش پایانی، با پاسخ به پرسشهای شاگردان، احکام فقهی سقط جنین را با تکیه بر حفظ سلامت مادر و تعریف دقیقِ «انعقاد نطفه» از منظر شرعی و عرفی بررسی کرده و مرزهای جواز و حرمت آن را در شرایط خاص پزشکی مشخص مینمایند.
بررسی اجزاء عقلی در بسائط و احکام سقط جنین
3فرض كنید شخصى به قم آمده است و نظر مولا بر این است كه مورد اكرام قرار بگیرد و من مىگویم: آقاى فلان به قم آمدند، ایشان را دیدید كه به قم آمدند؟ این معنایش این است كه او را اكرام كن و لازمۀ این مسئله که ایشان به قم آمدند، اكرام كردن است اما در مورد استعاره خود معناى موضوعٌ له جاى خود را به غیر از ما وُضعَ له مىدهد منتها براى انتقال نیاز به قرینه داریم كه «فى الحمام» قرینه مىشود. ایشان مىگفت كه فرق بین استعاره و مجاز این است كه در آنجا ما نیاز به نصب قرینه داریم و در اینجا نیاز به نصب قرینه نداریم و خود آن كنایه فىحدّنفسه كفایت مىكند براى اینكه این شخص او را در اینجا اكرام كند. یا مثلاً در كنایه مىگویند که فلانی رَجُلٌ كَثیر الرَماد؛ یعنى خاكستر خانهاش زیاد است. البته این مربوط به زمان سابق بود و حالا باید بگویند: اجاقش همیشه روشن است یا درِ منزلش همیشه باز است و مقصود از این باز بودن درِ منزل، ورود ضیوف یا طبخ غذا و امثالذلک است و طبعاً هر زمانى یك اقتضایى دارد.
در آنجا ما این اعتراض را كردیم كه این قرینهاى كه شما الآن مىگویید که فرق بین استعاره و كنایه میباشد، این در مقام اثبات است! شما از فرق بین خود استعاره و كنایه سؤال مىكنید که در خود استعاره و كنایه چه فرقى است و ماهیت استعاره و ماهیت كنایه در اینجا باهم چه فرقی دارند؟ ولی صحبت از این نمىكنیم كه چگونه استعاره و كنایه استعمال بشود. یك وقت مىگوییم: خود استعاره و كنایه باهم چه فرقى دارند، آن یك بحثى است و یك بحث هم این است كه حالا متكلم وقتى كه مىخواهد استعاره را بهكار ببرد، بعد از بهكاربردن استعاره چگونه باید از مخاطب رفع شبهه كند و براى عدم القاء مخاطب در شبهه، باید چه چارهاى بیندیشد؟ این یك مطلب دیگر است و ارتباطى به مفهوم استعاره و كنایه ندارد. مثل اینکه مىگوییم: فرق بین آقاى فلان با آقاى فلان که یكى عالم و یكى كاسب است چیست؟ این دو باهم چه فرقى دارند؟ مىگوییم: فرقشان این است كه در منزل آقاى فلان، علماء و همۀ اهل علم مىآیند اما به منزل آقاى فلان، كسبه مىآیند. اینكه فرق نشد! این آثار و بروزات خارجى است و به خود آن دو شخص كارى ندارد [و] به آن دو فرد از نظر ماهیت و ذات كاری ندارد و این ظاهر و آثار بروزات خارجى است و ارتباطى به آنها ندارد و او مصرّ بود بر اینكه اصلاً فرق اساسى این است.
