اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس 16-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۴۴

9
  •  او گفت [آقا این قربانی كه الان كه در آن جا می‌شود ولی خورده نمی شود چگونه است؟] مرحوم علامه فرمودند آیا قربانی فقط برای خوردن است؟ یا این كه قربانی خودش یك عملی است در راستای تثبیتِ حقایقِ حج در فرد؟ كدام یك از این دو؟

  •  قربانی كه شخص می‌كند خود قربانی و نفس آن صرف برای خوردن است؟ شما از قصابی هم می‌توانید گوشت بخرید كباب كنید این كه قربانی می‌كنید، یك جریانی باید بعد از رمی شیطان انجام بگیرد تا این كه آماده برای حلق و جریان بعد باشد، آن جریانی كه باید بعد از رمی قرار بگیرد آیا خوردن است یا قربانی كردن؟ این را بایستی ببینیم. خوردن باشد خب در قصابی هم گوشت هست شما از یخچال و فریزر هم می‌توانی برداری كباب و آبگوشت كنی این مساله را چه كسی می‌فهمد؟ علامه طباطبایی می‌فهمد او تشخیص می‌دهد كه قربانی خوردن نیست.

  •  بله مترتب بر قربانی فاطعموا هم هست و كلوا منها و اطعموا آن هم هست. حالا اگر فرض بكنید آن قسمت نشد، چون كلوا و اطعموا در این جا بینش مانع افتاده، آن قسم اول كه اصل است باید از بین برود؟ یا این كه نه؟ البته اطعموا كه هست، الان می‌فرستند برای این طرف و آن طرف و كشورهای فقیر و این ها كه هست كلویش نیست خب كلویش نباشد كه نباشد مگر حتما بایستی انسان در همه شرایط لحاظ كند. این مطلب را كسی می‌فهمد كه به آن مغز و لب و لباب دین رسیده او می‌تواند درك كند.

  •  بر این اساس آن وقت می‌آید به ادله مراجعه می‌كند ببینید با این دیدگاه و با این اشراف آن وقت می‌آید وسائل و مستدرك را باز می‌كند و فتاوی را نگاه می‌كند آن وقت می‌آید فرض كنید سیره و اجماعات (البته اجماعات كه كشك و بی‌پایه است و وجود ندارد) می‌آید به نظرات و آراء فقها و به مسائل فقهاء با این دیدگاه توجه می‌كند یك دفعه می‌بینی این طوری شد، این یك طرف پل قرار گرفته این یك طرف پل قرار گرفته، او می‌گوید كه باید در مِنی این عمل انجام بشود او می‌گوید هرجای دنیا شد شد، آن یكی دیگر می‌آید دستِ بالا می‌گوید اصلا قربانی برداشته می شود! چون كلوا منها و اطعموا نیست اصلا قربانی هم نیست! كتابش هست الان هم دارند درسش را می‌دهند به عنوان مسائل جدید و شیك و قشنگ خب اینها چی هستند؟ این به خاطر این است كه دیدگاه می‌شود دیدگاه مادی فهم می‌شود، فهم مادی معیارهایی كه مترتب بر این می‌شود آن معیار و مبانی می‌شود مبانی مادی، وقتی مبنا مبنای مادی شد بنایش هم می‌شود چی؟ بنای مادی. می‌گویند در آن سفری باید قصر خواند كه در آن سفر عسر و حرج باشد چون در این جا داریم (يُرِيدُ اللَه بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ) پس در سفری كه عسر و حرج است موجب قصر است و در سفری كه عسر و حرج نیست آن سفر موجب قصر نیست!! من از شما سوال می‌كنم آقای فلان كه شما این حرف را می‌زنید شما یك عسر و حرج به بنده بگویید كه آن عسر وحرج در سفر موجب قصر بشود! بفرمائید آن چه عسروحرجی است؟ آخر آن كسی كه دو ركعت نماز می‌خواند مگر بیل به كمرش میزنند كه دو ركعت دیگر نخواند؟ آخر آن چه عسروحرجی است؟ شما در تمام عمرت از زمان نزول این آیات الی زماننا هذا و فی‌المستقبل الی زمان حضور الحجه علیه‌السلام یك مورد عسروحرج به من بگویید كه آن مورد عسروحرج از دو ركعت نماز جلوگیری كند؟! آخر این مسخره است، آقاجان این مسخره است این طرز صحبت‌كردن و آمدن مساله را به مردم گفتن، آخر كدام عسروحرج است؟ اگر عسروحرج است آن دو ركعت اول را هم باید بگذارید كنار، آخر كدام سفر است؟ اگر شخص سوار خر می‌شود همان موقع كه می‌آیید پایین دو ركعت بخواند خب چهار ركعت می‌خواند، این كه عسروحرج ندارد اگر مریض است خب آن مرض توی حضر كه چهار ركعت است چه طور در سفر شد دو ركعت؟ اگر عسروحرج است آن عسروحرجی كه دو ركعت را از انسان ساقط بكند آن عسروحرج را بنده نتوانستم تا حالا بفهمم كه چه عسروحرجی در این جا هست؟ وانگهی شما كه خودتان می‌گویید سفر ده روز كمتر است، خب طرف رفت و به مقصد هم رسید و از خر هم پیاده شد دیگر تا ده روز چرا؟ چرا شما می‌گویید تا ده روز به آن سفر می‌گویند همین‌كه از خر آمد پایین یك چایی خورد این دیگر شد حضر دیگر رفت كنار اگر خستگی است خب تمام شد و بعدش حالا گیرم بر این كه در شدت و ناراحتی باشد حالا كه با خستگی رسیده به وطن شما باید بگویی نماز را شكسته بخوان، خب الان این عسروحرج هست؟ چرا این جا كه رسید می‌گویی باید چهار ركعت بخوان؟ الان رسیده به وطن با همین شدت و ناراحتی كه هزار درجه بدتر از سفر الان برایش پیدا شده همین كه چشمش به آن قیافه بیفتد، قیافه آن كه در خانه است كافی است برای عسروحرج دیگر نیازی به سایر چیزها نیست كه با لنگه كفش و ملاقه دم در ایستاده یك پذیرایی جانانه بكند مگر این كه بی چاره شفیع ببرد، این كه به منزلش رسید خب تمام شد دیگر در حالتی كه همان قضیه باقی است چرا شما می‌گویید باید چهار ركعت بخوانی؟ باید دو ركعت بخوانی!