اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس 16-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۴۴

8
  •  یك مطلبی را كه الان من دارم راجع به این مقدمه بحث نوروز مطرح می‌كنم این است كه مجتهد آن است كه قبل از این كه با دلیل برخورد بكند، بفهمد مسیر حكم به چه سمتی است قبل از این كه اصلا روایت را ببیند، این را می‌گویند مجتهد، قبل از این كه به روایت برخورد كند و دلیل را بخواهد ببیند. حالا چه نسبت به ادله قبل از آن بفهمد كه این هنوز ندیده هنوز وسائل را باز نكرده هنوز فتاوی را ندیده هنوز اجماعی كه می‌فرمایند هنوز اجماع و اتفاق و سیره را مشاهده نكرده است، قبل از اینها وقتی كه یك چنین موضوعی برایش مطرح می‌شود كه این شخص چه بكند؟ در این مورد باید چه بكند؟ این معامله به چه قسم است؟ آن فرض كنید حكم چیست؟ آن مساله عبادی به چه كیفیتی است؟ قبل از همة این موارد بتواند حال و هوا و مذاق شرع را به دست بیاورد آن وقت بعداً برود ببیند حالا یا مخالف است یا نیست، به چه كیفیتی به دست آوردن این مساله و قضیه مهم است.

  •  خدا رحمت كند مرحوم علامه طباطبایی یك وقتی ما در مشهد خدمت ایشان رفتیم و مجلسی بود و از افراد متعددی بودند ایشان هفته‌ای دو یا سه روز در آن جا جلسه داشتند و بحث سوال و جواب بود و خیلی‌ها هم می‌آمدند آن جا برای مسخره كردن فقط می‌نشستند آنجا و مسخره می‌كردند همه جور آدم همیشه هست و این مرد بزرگ واقعا با متانت و كرامت همین طور سرش را پایین می‌انداخت نه اهانتی بكند به آنها، فقط همین طور سرش را پایین می‌انداخت و می‌گفت مطلب همین است می‌خواهید قبول كنید می‌خواهید نكنید، مساله همین است.

  •  بعد یكی راجع به مساله قربانی از ایشان سوال كرد كه آقا این قربانی كه الان كه دارد در آن جا می‌شود، البته الان این قربانی‌ها را می‌گیرند و تمیز و نظیف می‌كنند و ظاهرا می‌فرستند برای این طرف و آن طرف ظاهرا ممالكی كه ممالك ضعیف و فقیر هستند ولی آن موقع نه، این طور نبود خیلی‌هایش را دفن می‌كردند و از بین می‌رفت. الان ببینید یكی از چیزهایی كه مطرح است این است آیه قرآن ما داریم. من چند روز پیش دیدم در یك كتابی كه یك كسی نظریه‌اش را راجع به قربانی و اینها مطرح كرده كه: آنچه كه ما در قرآن داریم (فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ)1 راجع به قربانی كه یك وجوب برای انسان دارد و بعد برای فقیر و بعد برای مؤمن لذا می‌گویند باید سه قسمت تقسیم بشود و انسان می‌تواند از آن ها اجازه بگیرد البته ما در آن سفر اولی كه مشرف شدیم در همان زمان سابق زمان شاه كه ما رفتیم هفده‌سالمان بود از طریق ایران هم نرفتیم چون در آن زمان قانون بر این بوده كه بیست سال پایین‌تر را اجازه نمی‌دادند به رفتن آن زمان این طور بود ما از جایی دیگر رفتیم چون سن ما هیجده سال هم نشده بود آن یك مقداریش را خدا رحمت كند یكی از دوستان كه آمده بود قربانی كرده بود برای هر كسی یك تكه‌ای آورده بود و بعد هم آن تكه را كباب كرد و مشخص داد برای هر كسی كه یك مقداری خورده بشود الان مساله فرق می‌كند، پس بنابراین الان كه نمی‌گذارند نباید قربانی باشد؟! چون در وجوب قربانی وجوبِ اكل است واطعموا البائس خب حالا كه كلوا منها نیست پس بنابراین قربانی باید برود كنار! دیگر الان قربانی نیست، یا قربانی را باید در همین‌جا كرد كه داده بشود به افراد، در شهر باید قربانی بشود! یا این كه اصلا اصل قربانی برداشته می‌شود فقط همین به محض این كه سنگ‌ها را زدید بیاید حلق كنید! و یا این كه كم كم [به جای حلق فقط] تقصر بكنید كه خیلی حجتان شیك‌تر و قشنگ‌تر و تمیزتر هم باشد!، چون بحث در این است كه حج تمیز و نظیف و این ها داشته باشیم! آن حج‌هایی كه زمان پیغمبر صلی‌اللَه‌علیه‌وآله بود اصلا به درد نمی‌خورد حجی كه سر بتراشند و كثیف‌كاری و فلان كنند وحالا كه ایدز درآمده بهتر اصلا نباید حلق كرد! فقط باید تقصیر كرد آن هم مو نه، یك مقداری از ناخن كفایت می‌كند حیف است یك میل از مو كم بشود! گناه دارد خانم صدایشان در می‌آید كه فلانی یك وقت سرت را حلق نكنی و گر نه می كشمت!

    1. سوره ٢٢ حج ذيل آيه ٢٨