
جلسه ۶۴۴
فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس 16-04-1430
جلسه ۶۴۴
7در زمان خود مرحوم والد با ماشین یك بندهخدایی كه الان هم مشهد است داشتیم جایی میرفتیم صاف گفت: كه من قبل ازماه رمضان دیدم در ماه رمضان مستطیع هستم باید بروم [حج] من سوال كردم آنها به ما گفتند كه میتوانی استطاعتت به هوا برود! بیا [اموالت را] به یكی ببخش و یا یك كارهایی بكن، دیگر قضیه تمام می شود و به تو واجب نیست! هیچی آن هم بلند شد و رفت یك افطاری داد، یك مقداری به این بخشید و یك مقداری هم به آن بخشید دیگر وجدانش و خیالش هم راحت كه چیزی هم براو واجب نیست، بهبه، بهبه، بیائیم ما برای مردم این قسم كار كنیم؟ طرف در ماه رمضان مستطیع است میروند از نماینده آقا سوال میكنند، میگوید شما میتوانی تا قبل از این كه شبِ اشهر حج بشود، از خود سلب استطاعت كنی، هم یك افطاری میدهیم بد نیست [میگویند] حاج آقا فلان افطاری داده علما تشریف بیاورند بخورند و چه كار بكنند كه سلب استطاعت بشود از انسان، این شد واقعا؟ یعنی واقعا و اصلا كاری به ادله هم نداریم، كاری به روایات نداریم واقعا آدم قبل از این كه یك چنین حكمی را بشنود یك چنین قضیهای را شما به یك آدم بَرّانی بگوئید او چه تصوری میكند؟ چه فكری میكند؟ یعنی حداقل مساله این است كه این برایش مستغرب نمیآید؟ كه منی كه الان برایم حج واجب است، خدا این اجازه را به من داده باشد كه یك ساعت قبل از این كه هلال دربیاید بیایم همه را ببخشم و یك مقدار حق عیال را بدهم به خاطر این زحمات ماه رمضان، هم برای غذا و هم برای شكم و فرض بكنید بچهها میخواهند و یك مقداری به بچهها و به قوم و خویش و یك مقدار هم قرض بدهیم و سال بعد به من بدهند و سه ماه دیگر بعد از دهم ذی الحجّه این قرض را به من برگردانید، اصلا یك چنین مسالهای مستغرب و غریب نیست؟ به ادله اصلا كاری نداریم.
