اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس 16-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۴۴

4
  •  برای اهل علم و افرادی كه خب به ما می‌خندند، خب حرف نزنید، حرف‌هایی كه به ما می‌خندند نزنید، یك قدری در مسائلی كه نمی‌فهمیم دهان خودمان را ببندیم و قلم خودمان را در مطالبی كه مورد تخصص ماست به كار بیاندازیم.

  •  آخر ببین خودت می‌گویی ماده، آن كسی كه آمده در ماده تحقیق كرده آخر چه می‌فهمد غیرماده چیست؟ آن از تجرد خبر ندارد آن از بساطت وجود چیزی سرش نمی‌شود آن تمام فكرش به جرم برمی‌گردد و آن تبدلش به انرژی و اینها دارد دور می‌زند آخر چه ربطی به این تجرد و غیرماده و متافیزیك و این ها دارد؟ تعجب می‌كنم، آخر آدم نمی‌داند چه بگوید، آدم واقعا چه بگوید؟ خب چرا انسان نیاید درس بخواند تا این كه مجبور نشود دست نیازش را به پیش یك چنین افرادی دراز بكند؟ چرا آخر؟ ما كه قائل هستیم و به همه داریم ایراد می‌گیریم كه در مسائل دینی و شرعی و فقهی، وقتی كه صاحب‌نظر نیستید نیائید صحبت كنید و دخالت كنید چه طور خودمان در همین مخمصه و مشكل و اشكال گرفتاریم؟ آخر این جای صحبت دارد كه چه طور یك چنین مطلبی می‌شود؟

  •  مساله وحدت وجود از صد قسمش، نود و نه و نود و نهش (٩٩/ ٩٩%) به تجرد برمی‌گردد، نسبت ماده به مساله وحدت وجود مثل نسبت یك قطره آب است به دریا، در این مساله وحدت وجود كل مطلب بر می‌گردد به بساطت وجود كه اصل اولی و قاعده اولی در بساطت وجود، تجرد و غیرمادی بودن است، آن وقت شما دارید می‌گویید كه علمای مادی آمدند و مساله وحدت وجود را انكار كرده‌اند؟! واقعا خنده‌دارتر از این حرف اصلا معنا ندارد، وجود ندارد و به این مطالب شما نه‌تنها افاضل از حوزه بلكه خارجی‌ها هم خندیدند و مورد تمسخر قرار دادند چرا كه بالاخره آن ها كم و بیش نسبت به این مسائل اطلاع دارند. واقعا حیف كه ما چه طور در این جهل خودمان را محبوس كردیم و نمی‌خواهیم آن حقیقت و واقعیات را بدست بیاوریم، خب آقاجان چه كسی راه را بسته؟ چه كسی آمده و باب رسیدن به مطلوب را به روی افراد بسته؟ اینهایی كه این مسائل را خوانده‌اند نه از دین برگشتند، نه از اعتقادات دست برداشتند، همان خدا را قبول دارند همان نماز به قبله را همان قرآن را دارند می‌خوانند و با توجه بیشتر دارند می‌خوانند و با اعتقاد بیشتر هم دارند می‌خوانند. آن كسانی كه قائل به این مبانی و مطالب هستند آن ها اعتقادشان نسبت به این مبانی دین بیشتر است یا آن هایی كه در همین ظاهر و افق فهم عادی گرفتار شده اند و خود را محبوس كردند؟