
بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام
نقد رویکردهای مادیگرایانه در فهم مبانی دینی و فقهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین قاعده عقلی بساطت وجود، به نقد رویکردهای سطحی و مادیگرایانه در مواجهه با حقایق غیرمادی میپردازد. ایشان با اشاره به اینکه منشأ اختلاف در پدیدههای عالم، فراتر از ظاهر مادی آنهاست، تأکید میکند که تقلیل مفاهیم عمیق فلسفی و دینی به تحلیلهای مادی، ناشی از عدم درک صحیح از تجرد و بساطت وجود است. در ادامه، این بحث به حوزه استنباط فقهی کشیده میشود و استاد با نقد فتاوای غیردقیق در مسائلی همچون استطاعت حج و احکام سفر، بر ضرورت برخورداری فقیه از دیدگاه باطنی و اشراف بر مذاق شریعت پیش از مراجعه به ادله تأکید میورزد. در نهایت، ایشان با ذکر نمونههایی از نماز و مناسک حج، تفاوت میان نگاه مادی به احکام و نگاه مبتنی بر لبّ و حقیقت دین را روشن ساخته و بر لزوم ارتقای فهم و ادراک فقیه برای دستیابی به مقصود واقعی شارع تأکید میکند.
بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام
8خدا مرحوم علامۀ طباطبایى ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ را رحمت كند یك وقتى ما در مشهد خدمت ایشان رفتیم و مجلسى بود و افراد متعددى بودند ایشان هفتهاى دو یا سه روز در آنجا جلسه داشتند و بحث سؤال و جواب بود و خیلىها هم به آنجا برای مسخره كردن مىآمدند؛ فقط آنجا مىنشستند و مسخره مىكردند! همه جور آدم همیشه هست و این مرد بزرگ واقعاً با متانت و كرامت همینطور فقط سرش را پایین مىانداخت، نه به آنها اهانتى میكرد و نه چیزی میگفت، همینطور سرش را پایین میانداخت و مىگفت: مطلب همین است! یعنی مىخواهید قبول كنید مىخواهید نكنید، مسئله همین است.
بعد یك نفر راجع به مسئلۀ قربانى از ایشان سؤال كرد كه آقا این قربانى كه الآن در آنجا مىشود [همه مصرف نمیشوند] البته الآن این قربانىها را مىگیرند و تمیز و نظیف مىكنند و ظاهراً براى اینطرف و آنطرف برای ممالك ضعیف و فقیر مىفرستند ولى آن موقع اینطور نبود و خیلىها را دفن مىكردند و ازبین مىرفت.
الآن یكى از چیزهایى كه مطرح است این است ما آیۀ قرآن داریم. من چند روز قبل در یك كتابى دیدم كه یك كسى نظریهاش را راجع به قربانى و اینها مطرح كرده كه آنچه كه ما در قرآن داریم ﴿فَكُلُواْ مِنۡهَا وَأَطۡعِمُواْ ٱلۡبَآئِسَ ٱلۡفَقِيرَ﴾1 راجع به قربانى كه وجوب دارد [گوشت آن] براى انسان بعد براى فقیر و بعد براى مؤمن باشد لذا مىگویند: باید سه قسمت تقسیم بشود و انسان مىتواند از آنها اجازه بگیرد. البته ما در آن سفر اوّلى كه مشرف شدیم در همان زمان سابق ـ زمان شاه ـ هفدهسالهمان بود از طریق ایران هم نرفتیم چون در آن زمان قانون بر این بود كه بیست سال پایینتر را اجازه به رفتن نمىدادند آن زمان اینطور بود و ما از جایى دیگر رفتیم چون سن ما هیجده سال هم نشده بود.
- . سوره حج (22) آیه 28. امام شناسى، ج 6، ص 130:
«پس شما از آن چهار پایان بخورید و به گرسنۀ فقیر در شدّت و سختى بخورانید!»
- . سوره حج (22) آیه 28. امام شناسى، ج 6، ص 130:
