
بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام
نقد رویکردهای مادیگرایانه در فهم مبانی دینی و فقهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین قاعده عقلی بساطت وجود، به نقد رویکردهای سطحی و مادیگرایانه در مواجهه با حقایق غیرمادی میپردازد. ایشان با اشاره به اینکه منشأ اختلاف در پدیدههای عالم، فراتر از ظاهر مادی آنهاست، تأکید میکند که تقلیل مفاهیم عمیق فلسفی و دینی به تحلیلهای مادی، ناشی از عدم درک صحیح از تجرد و بساطت وجود است. در ادامه، این بحث به حوزه استنباط فقهی کشیده میشود و استاد با نقد فتاوای غیردقیق در مسائلی همچون استطاعت حج و احکام سفر، بر ضرورت برخورداری فقیه از دیدگاه باطنی و اشراف بر مذاق شریعت پیش از مراجعه به ادله تأکید میورزد. در نهایت، ایشان با ذکر نمونههایی از نماز و مناسک حج، تفاوت میان نگاه مادی به احکام و نگاه مبتنی بر لبّ و حقیقت دین را روشن ساخته و بر لزوم ارتقای فهم و ادراک فقیه برای دستیابی به مقصود واقعی شارع تأکید میکند.
بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام
7بهبه! بهبه! بیاییم ما براى مردم این قسم كار كنیم؟! طرف در ماه رمضان مستطیع است مىروند از نمایندۀ آقا سؤال مىكنند، مىگوید: شما مىتوانى تا قبل از اینكه شبِ اشهر حج بشود از خود سلب استطاعت كنی! او هم با خود میگوید که یك افطارى مىدهیم، بد نیست [مىگویند] که حاج آقا فلان افطارى داده است و علما تشریف بیاورند بخورند و چهكار بكنند كه سلب استطاعت از انسان بشود. این شد؟! اصلاً كارى به ادله هم نداریم ـ البته داریم خدمت آقایان و بقیه میرسیم، از اصول شروع کردیم داریم زیرآب هرچه اصول تابهحال خواندهاید را میزنیم تا کنار بگذارید! ـ به روایات کاری نداریم، واقعاً آدم قبل از اینكه چنین حكمى را بشنود و چنین قضیهاى را شما به یك آدم بَرّانى بگویید، او چه تصورى مىكند و چه فكرى مىكند؟! یعنى حداقلِ مسئله این است كه آیا این برایش مستبعد نمىآید كه منى كه الآن برایم حج واجب است، خدا این اجازه را به من داده باشد كه یك ساعت قبل از اینكه هلال دربیاید همه را ببخشم؟! همه را به اینطرف ببخشم و یك مقدار حق عیال را بدهم بهخاطر این زحمات ماه رمضان که هم براى غذا و هم براى شكم و هم برای پایینتر از شکم کشید و یك مقدارى به بچهها و به قوموخویش بدهم. یك مقدار هم قرض بدهم تا سال بعد به من بدهند یا سه ماه دیگر بعد از دهم ذیالحجه این قرض را به من برگردانند! اصلاً چنین مسئلهاى مستبعد و غریب نیست؟! اصلاً كارى به ادله نداریم.
مجتهد واقعی!
یك مطلبى را كه الآن من دارم در مقدمۀ بحث نوروز مطرح مىكنم این است كه مجتهد قبل از اینكه با دلیل برخورد بكند و قبل از اینكه اصلاً روایت را ببیند باید بفهمد مسیر حكم به چه سمتى است او را مجتهد مىگویند! قبل از اینكه به روایت برخورد كند و دلیل را بخواهد ببیند؛ قبل از مراجعه بفهمد یعنی هنوز وسائل را باز نكرده است هنوز فتاوا را ندیده، هنوز اجماعى كه مىفرمایند را ندیده، اتفاق و سیره را مشاهده نكرده است، قبل از اینها وقتى كه چنین موضوعى برایش مطرح مىشود كه این شخص در این مورد باید چه بكند، این معامله به چه قسم است، آن حكم چیست، آن مسئلۀ عبادى به چه كیفیتى است، بتواند حالوهوا و مذاق شرع را بهدست بیاورد. آنوقت بعداً برود ببیند، حالا یا مخالف است یا نیست، به چه كیفیتى بهدست آوردن این مسئله و قضیه مهم است و آن را ازبین میبرد.
