
بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام
نقد رویکردهای مادیگرایانه در فهم مبانی دینی و فقهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین قاعده عقلی بساطت وجود، به نقد رویکردهای سطحی و مادیگرایانه در مواجهه با حقایق غیرمادی میپردازد. ایشان با اشاره به اینکه منشأ اختلاف در پدیدههای عالم، فراتر از ظاهر مادی آنهاست، تأکید میکند که تقلیل مفاهیم عمیق فلسفی و دینی به تحلیلهای مادی، ناشی از عدم درک صحیح از تجرد و بساطت وجود است. در ادامه، این بحث به حوزه استنباط فقهی کشیده میشود و استاد با نقد فتاوای غیردقیق در مسائلی همچون استطاعت حج و احکام سفر، بر ضرورت برخورداری فقیه از دیدگاه باطنی و اشراف بر مذاق شریعت پیش از مراجعه به ادله تأکید میورزد. در نهایت، ایشان با ذکر نمونههایی از نماز و مناسک حج، تفاوت میان نگاه مادی به احکام و نگاه مبتنی بر لبّ و حقیقت دین را روشن ساخته و بر لزوم ارتقای فهم و ادراک فقیه برای دستیابی به مقصود واقعی شارع تأکید میکند.
بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام
4ما خودمان که نمیدانیم حرف میزنیم؟! مسئلۀ وحدت وجود از صد قسمش، 99/ 99 درصدش به تجرد برمىگردد، نسبت ماده به مسئلۀ وحدت وجود مثل نسبت یك قطره آب به دریا است، در این مسئلۀ وحدت وجود، كل مطلب به بساطت وجود برمىگردد كه اصل و قاعدۀ اوّلى در بساطت وجود، تجرد و غیرمادى بودن است! آنوقت شما دارید مىگویید كه علماى مادى آمدند و مسئلۀ وحدت وجود را انكار كردهاند؟! واقعاً خندهدارتر از این حرف اصلاً معنا و وجود ندارد و به این مطالب شما نهتنها افاضل از حوزه بلكه خارجىها هم خندیدند و مورد تمسخر قرار دادند بالأخره آنها [هم] كموبیش نسبت به این مسائل اطلاع دارند.
واقعاً حیف كه ما چطور در این جهل خودمان را محبوس كردیم و نمىخواهیم آن حقیقت و واقعیات را بهدست بیاوریم! آقاجان چه كسى راه را بسته است؟! چه كسى آمده و باب رسیدن به مطلوب را به روى افراد بسته است؟! اینهایى كه این مسائل را خواندهاند نه از دین برگشتند و نه از اعتقادات دست برداشتند، همان خدا را قبول دارند، همان نماز به قبله را میخوانند، همان قرآن را با توجه بیشتر و با اعتقاد بیشتر هم دارند مىخوانند. آن كسانى كه قائل به این مبانى و مطالب هستند آنها اعتقادشان نسبت به این مبانى دین بیشتر است یا آنهایى كه در همین ظاهر و افق فهم عادى گرفتار شدهاند و خود را محبوس كردند؟!
اعتقاد امثال علامۀ طباطبایىها ـ رضوان الله تعالیٰعلیه ـ به مبانى اصیل؛ به ولایت و امام و پیامبرى بیشتر بوده است یا آنهایى كه با چشم خود دیدم صاحب رسالههاى عملیه را كه با كفش تا كنار ائمۀ بقیع علیهمالسّلام مىرفتند و در آنجا مشغول زیارت مىشدند، كدامیك از این دوتا؟! كدامیك از این دو طیف نسبت به این مبانى معتقدتر، بصیرتر، بافهمتر، بافكرتر و با اعتقاد جازمتر هستند؟! آنهایى كه اصلاً مقام شفاعت را ادراك نكردند و حضرت معصومه سلاماللهعلیها را فاقد قدرت شفاعت تلقى كردهاند، آنها ولایت را بهتر فهمیدند یااینكه آن افرادى كه تمام وجودشان توجه به اینها بوده و تمام قصد، فكر، قلب و سرِّشان غیر از اینها چیز دیگرى را طلب نمىكرده است؟! ما در عمرمان این مطالب را دیدیم و اینها را مشاهده كردیم. با گریهكردن و سر را پایین انداختن و تواضع كردن قضیه حل نمىشود، نه، باید ببینى در آن باطن چه خبر است و باطن قضیه را باید ببینى چهقدر ...!
