
بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام
نقد رویکردهای مادیگرایانه در فهم مبانی دینی و فقهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین قاعده عقلی بساطت وجود، به نقد رویکردهای سطحی و مادیگرایانه در مواجهه با حقایق غیرمادی میپردازد. ایشان با اشاره به اینکه منشأ اختلاف در پدیدههای عالم، فراتر از ظاهر مادی آنهاست، تأکید میکند که تقلیل مفاهیم عمیق فلسفی و دینی به تحلیلهای مادی، ناشی از عدم درک صحیح از تجرد و بساطت وجود است. در ادامه، این بحث به حوزه استنباط فقهی کشیده میشود و استاد با نقد فتاوای غیردقیق در مسائلی همچون استطاعت حج و احکام سفر، بر ضرورت برخورداری فقیه از دیدگاه باطنی و اشراف بر مذاق شریعت پیش از مراجعه به ادله تأکید میورزد. در نهایت، ایشان با ذکر نمونههایی از نماز و مناسک حج، تفاوت میان نگاه مادی به احکام و نگاه مبتنی بر لبّ و حقیقت دین را روشن ساخته و بر لزوم ارتقای فهم و ادراک فقیه برای دستیابی به مقصود واقعی شارع تأکید میکند.
بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام
2بنابراین قضیۀ خود وجود اختلاف در آن تحقق خارجى این منشأ از یك امر واحد را نمىتواند داشته باشد الاّ اینكه آن امر در آنجا وجود داشته باشد و به همین جهت است كه تمام آنچه كه در این عالم وجود خارجى پیدا مىكند به هر كیفیت و جهتى كه شما مىخواهید این وجود خارجى را درنظر بگیرید؛ مىخواهید ظهور درنظر بگیرید، مىخواهید این را ابداء تصور كنید، به ماهیت برگردانید و یا مىخواهید به ارادۀ خدا برگردانید ـ بنابر اقوال متكلمین و این افرادى كه اینها خیلى نسبت به مسائل فلسفى اطلاعى ندارند ـ و وجود اعیان را بهطورکلی مُنحاز از وجود خدا تصور بكنید و فاصله بیندازید، هر جهتى را مىخواهید نسبت به كیفیت تعیّنهاى خارجى تصور كنید، این قاعدۀ عقلى را ما نمىتوانیم نفى كنیم كه بالأخره این رنگ قرمزى كه در اینجا وجود خارجى دارد منشئش چیست؟ ما نمىتوانیم این را انكار كنیم، این سنگ مرمرى كه الآن به دیوار چسبیده این یك منشئى باید داشته باشد، از پیش خودش كه این ماهیت را نیاورده است و امكان ندارد كه فاقد شیء بتواند معطى شیء باشد، ماهیتى كه در آن عدم راه دارد چگونه ممكن است موجب تحقق یک امر خارجى باشد حالا یا براى خود یا براى دیگرى، از این نظر دیگر تفاوتى ندارد. پس این حجریت و این لون حجر از كجا آمده است؟! این ارض و سماء، این گیاه، درخت، دریا و سایر اشیائى كه شما الآن دارید مىبینید منشأ و مبداء این اشیاء كجاست؟! این چیزى است كه گریبان همۀ افرادى را كه قائل به انفصال وجودات خارجیه از آن مبداء و بارى هستند را خواهد گرفت و راه فرار را بر آنها خواهد بست.
مىگویند كه ارادۀ خدا تعلق گرفته است! ارادۀ خدا تعلق بگیرد ما هم مىدانیم ارادۀ خدا تعلق گرفته و بدون ارادۀ خدا ذرهاى هم در عالم تحقق پیدا نمىكند ولى این ارادۀ خدا كه تعلق گرفته است، آیا به امر عدمى تعلق گرفته است؟! یعنى یك امر عدم را متبدل بهوجود مىكند؟! خود شما كه مىگویید: امر عدم یعنى عدم، اصلاً در معنا و مفهوم عدم، عدم خوابیده كه این یعنى نیستى و نبود. این وجود خارجى كه ما داریم حس مىكنیم و به آن ترتیب اثر مىدهیم الآن به چه نحوه ظهور و تعیّن پیدا كرده و الآن درمقابل ما قابل حس و مشاهده است؟! این آن مسئلهاى است كه باعث دغدغۀ خاطر بسیارى از افراد شده و از آنجایى كه نتوانستند در این مسئلۀ حقیقت وجود، آن واقعیت غیرملموسِ پنهانِ تجرد و بساطت وجود را ادراك بكنند و به یك نحوى بین ماده و ماوراء ماده پرده انداختند و این دو حقیقت خارجى را از همدیگر جدا كردند این مسئله براى آنها همینطور لاینحل باقى مانده كه این قضیه چطور خواهد شد كه ما از یك طرف قائل هستیم بر اینكه تمام حقایق اشیاء از ارادۀ بارى سرچشمه گرفته و ارادۀ بارى نسبت به آنها قابل خدشه نیست، و از طرف دیگر چطور بتوانیم بین اینها پیوند و ربط برقرار كنیم؛ فرض كنید بین اشیائى كه اینها جنبۀ مادى دارند و بین وجود بارى كه اصلاً جنبۀ مادى ندارد و جنبۀ مجرد دارد.
