اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام

نقد رویکردهای مادی‌گرایانه در فهم مبانی دینی و فقهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین قاعده عقلی بساطت وجود، به نقد رویکردهای سطحی و مادی‌گرایانه در مواجهه با حقایق غیرمادی می‌پردازد. ایشان با اشاره به اینکه منشأ اختلاف در پدیده‌های عالم، فراتر از ظاهر مادی آن‌هاست، تأکید می‌کند که تقلیل مفاهیم عمیق فلسفی و دینی به تحلیل‌های مادی، ناشی از عدم درک صحیح از تجرد و بساطت وجود است. در ادامه، این بحث به حوزه استنباط فقهی کشیده می‌شود و استاد با نقد فتاوای غیردقیق در مسائلی همچون استطاعت حج و احکام سفر، بر ضرورت برخورداری فقیه از دیدگاه باطنی و اشراف بر مذاق شریعت پیش از مراجعه به ادله تأکید می‌ورزد. در نهایت، ایشان با ذکر نمونه‌هایی از نماز و مناسک حج، تفاوت میان نگاه مادی به احکام و نگاه مبتنی بر لبّ و حقیقت دین را روشن ساخته و بر لزوم ارتقای فهم و ادراک فقیه برای دستیابی به مقصود واقعی شارع تأکید می‌کند.

بساطت وجود و جایگاه آن در استنباط احکام

10
  • بله، مترتب بر قربانى ﴿فَكُلُواْ مِنۡهَا وَأَطۡعِمُواْ ٱلۡبَآئِسَ ٱلۡفَقِيرَ﴾ هم هست. حالا اگر فرض بكنید آن قسمت نشد، آن قسم اول كه اصل است باید ازبین برود یااینكه نه؟! البته ﴿أَطۡعِمُواْ﴾ كه هست چون الآن براى این‌طرف و آن‌طرف و كشورهاى فقیر و اینها مى‌فرستند ﴿فَكُلُواْ مِنۡهَا﴾ نیست، خب نباشد كه نباشد، مگر حتماً باید انسان در همۀ شرایط [آن را] لحاظ كند. این مطلب را كسى مى‌فهمد كه به آن مغز و لُبّ و لباب دین رسیده است، او مى‌تواند ادراك كند. آن‌وقت براین‌اساس به ادله مراجعه مى‌كند، ـ ببینید! ـ با این دیدگاه و با این اشراف آن‌وقت مى‌آید وسائل و مستدرك را باز مى‌كند، فتاوا و سیره و اجماعات را نگاه مى‌كند. البته اجماعات كه كشك و بى‌پایه است و وجود ندارد. با این دیدگاه به نظرات و آراء و به مسائل فقهاء توجه مى‌كند یک‌دفعه مى‌بینى این‌طورى شد؛ این یك طرف پل قرار گرفت و آن یك طرف دیگر پل قرار گرفت و او مى‌گوید كه باید در مِنا این عمل انجام بشود ولی دیگری مى‌گوید: هر جاى دنیا شد شد! آن یكى دیگر مى‌آید دستِ بالا مى‌گوید: اصلاً قربانى برداشته می‌شود! چون ﴿فَكُلُواْ مِنۡهَا وَأَطۡعِمُواْ ٱلۡبَآئِسَ ٱلۡفَقِيرَ﴾ نیست پس اصلاً قربانى هم نیست!1 كتابش هست و الآن هم دارند درسش را مى‌دهند به‌عنوان مسائل جدید و شیك و قشنگ! اینها به‌خاطر این است كه دیدگاه، دیدگاه مادى مى‌شود، فهم مادى می‌شود، معیارهایى كه مترتب بر این مى‌شود آن معیار و مبانى، مبانى مادی مى‌شود و وقتى مبنا مبناى مادى شد بنایش هم بناى مادی می‌شود.

  • الآن مى‌گویند: در آن سفرى باید قصر خواند كه در آن سفر عسروحرج باشد چون خدا علتش را آیۀ ﴿يُرِيدُ ٱللَّهُ بِكُمُ ٱلۡيُسۡرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلۡعُسۡرَ2 ذکر کرده است پس در سفرى كه عسروحرج هست موجب قصر است و در سفرى كه عسروحرج نیست آن سفر موجب قصر نیست!! من از شما سؤال مى‌كنم، آقاى فلان كه شما این حرف را مى‌زنید شما یك عسروحرج به بنده بگویید كه آن عسروحرج در سفر موجب قصر بشود! بفرمایید آن چه عسروحرجى است؟ آن كسى كه دو ركعت نماز مى‌خواند مگر بیل به كمرش زدند كه دو ركعت دیگر نخواند؟! چه عسروحرجى است؟! شما در تمام عمرت از زمان نزول این آیات إلى زماننا هذا و فى المستقبلِ إلى زمان حضورِ الحجة علیه‌السّلام یك مورد عسروحرج به من بگویید كه آن مورد عسروحرج از دو ركعت نماز جلوگیرى كند! این مسخره است! آقاجان این طرز صحبت‌كردن و مسئله به مردم گفتن است؟! كدام عسروحرج است؟ اگر عسروحرج است آن دو ركعت اول را هم باید كنار بگذارید! كدام سفر است؟! اگر شخص سوار خر مى‌شود همان موقع كه پایین مى‌آید به‌جای اینکه دو ركعت بخواند چهار ركعت مى‌خواند، اینكه عسروحرج ندارد. اگر مریض است خب آن مرض در حضر چهار ركعت است چطور اگر ملاک عسروحرج است در سفر دو ركعت شد؟! آن عسروحرجى كه دو ركعت را از انسان ساقط بكند آن عسروحرج را بنده نتوانستم تا حالا بفهمم كه چه عسروحرجى در اینجاست؟! وانگهى شما كه خودتان مى‌گویید که سفر از ده روز كمتر است، طرف رفت و به مقصد هم رسید و از خر هم پیاده شد دیگر تا ده روز چرا؟ چرا شما مى‌گویید: تا ده روز به آن سفر مى‌گویند؟! همین‌كه از خر پایین آمد یك چایى خورد این دیگر حضر شد! اگر خستگى است خب‌ تمام شد و بعدش حالا بر فرض اینكه در شدت و ناراحتى باشد حالا كه با خستگى به وطن رسیده است شما باید بگویید که نماز را شكسته بخوان، خب الآن این عسروحرج هست؟ چرا اینجا كه رسید مى‌گویید: باید چهار ركعت بخواند؟! الآن به وطن رسیده با همین شدت و ناراحتى سفر بلکه هزار درجه بدتر از سفر الآن برایش پیدا شد، همین‌كه چشمش به آن قیافه بیفتد؛ قیافۀ آن کسی كه در خانه هست كافى است و براى عسروحرج دیگر نیازى به سایر چیزها نیست كه با لنگۀ كفش و ملاقه دم در ایستاده تا یك پذیرایى جانانه بكند مگر اینكه بیچاره شفیع ببرد!! اینكه به منزلش رسید خب تمام شد درحالى‌كه همان قضیه باقى است چرا شما مى‌گویید که باید چهار ركعت بخواند؟! باید دو ركعت بخواند!

    1. . مناسک جامع حج، مکارم شیرازی، ج 1، ص 400.
    2. . سوره بقره (2) آیه 185. انوار الملكوت، ج‌ 1، ص 60:
      «خداوند پیوسته براى شما آسانى و سهولت در اوامر و تكالیف خود را خواسته است و هیچ‌گاه براى شما سختى و عسرت و در مضیقه افتادن را نخواسته است.»