اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام

تبیین جایگاه توحید در قانون‌گذاری و روابط اجتماعی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه محوری توحید در نظام قانون‌گذاری و تربیت اسلامی می‌پردازند. بحث با تحلیل فلسفی پیرامون بسائط و نحوه انتزاع جنس و فصل در حقایق بسیط آغاز شده و سپس به این نتیجه می‌رسد که تمامی احکام، قوانین و رفتارهای اجتماعی در اسلام، نه به صورت جزیره‌های جداگانه، بلکه در یک نظام واحد و پیوسته بر پایه حقیقت توحید استوار هستند. استاد با نقد نگاه‌های سطحی به احکام، بر ضرورت توجه به روحِ قانون و شرایطِ تحقق آن تأکید کرده و با ذکر مثال‌هایی از روابط اجتماعی و قضایی، نشان می‌دهند که چگونه غفلت از این نظام توحیدی، منشأ مشکلات و نابسامانی‌ها در عرصه‌های مختلف می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ اخفاء گناهان و پرهیز از افشای آن، به عنوان راهکاری برای حفظ طهارتِ ذهنِ جامعه و جلوگیری از اشاعه قبح گناه، به پایان می‌رسد.

نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام

9
  • حقیقت ما حقیقت بسیط و ربطییه

  • در اینجا مرحوم آخوند مى‌فرمایند: چطور شما دارید از آن مركبات خارجیه كه بسیط هستند جنس و فصل انتزاع مى‌كنید؟! ما بسیط هستیم! ما مركب نیستیم! حقیقت ما حقیقت بسیط و ربطییه است، مدام آمدیم داریم براى خودمان حشو، زوائد، جنس و فصل درست مى‌كنیم! داریم براى خودمان تركیب ایجاد مى‌كنیم! بابا این حقیقت بسیط را باید به بساطت خودش باقى گذاشت و آن بساطت را دست نزد ولى ما مى‌بینیم مگر چطور مى‌شود كه یك شیئى بسیط باشد و [لوازم داشته باشد]، خب نمى‌شود! ما براى خودمان لوازمى ایجاد مى‌كنیم كه در واقع جنس و فصل نیست ولى حكم جنس و فصل را پیدا مى‌كند، اینها مسائلى است كه انسان باید متوجه بشود.

  • ایشان هم مى‌فرمایند: در اینجا ما به لوازم مى‌پردازیم، فرض كنید همان جنبۀ رؤیت خود شی‌ء مى‌شود جنسش كه لازم است آن قابضیتش برحسب مراتب، فصلش ‌شود و این جنبۀ صرف لونیت حالت جنس را به او مى‌دهیم، در واقع جنس نیست و ما یك امر مبهمى را به‌عنوان جنس مدّنظر قرار مى‌دهیم و بعد آن قابضیت و مراتبى كه در این قضیه دارد، ما آن مرتبه‌ها را به‌عنوان خود فصل موردنظر قرار مى‌دهیم و حكم به این ماهیت مى‌كنیم.

  • قبلاً اگر در نظرتان باشد در بحث بسائط صحبت شد كه جنس و فصل در بحث بسائط چطور است منتها چون این اشكال در اینجا مطرح شد و از نظر عدم ترجیح ایشان نتوانسته‌اند جنس و فصلى را براى این ماهیات بسیطه تدوین كنند از این نظر دوباره این بحث را در اینجا مطرح كردند.

  • تلمیذ: مى‌توانیم بگوییم که كسى جرمى مرتكب شده بعد منفعل شود و در حال و شرائط انقطاع حاصل شود، كیفر آن برداشته شود؟! كیفر قانوناً براى بازدارندگى است طرف هم تبدل حال پیدا كرده‌

  • استاد: ما یك چنین مواردى را در تاریخ دیده‌ایم. این مسئله یك مسئله‌اى است كه جهات مختلفى را اقتضا مى‌كند؛ یك جهت این است كه آیا آن مسئلۀ كیفرِ جرم، فقط به خود همان خصوصیت شخص در ظرف جرم برمى‌گردد یا به‌عنوان یك جریان طبیعى و اقتضاى واقعى مسئله است؟! فرض كنید در مورد مسئلۀ زنا ما دیدیم كه این مسئله در زمان امیرالمؤمنین علیه‌السّلام اتفاق افتاده بود كه درصورت توبه با یك نوع اغماض روبرو بوده است ولى در قضیه‌اى مثل قتل نفس این مسئله نبوده است مگر اینكه قاتل حلالیت ورّاث و صاحبان و متولیان قصاص و دیه و اینها را داشته باشد. نسبت به خصوصیت خود آن جرم و آن كیفر در چه ظرفى تحقق پیدا مى‌كند و آیا حتى توبه هم رفع آن كیفر را مى‌كند یا نه؟ فرض كنید ممكن است توبه باشد ولى یك اثرى در تكوین باقی بگذارد، به‌خصوص نسبت به خون یك چنین مسئله‌اى هست كه یك اثرى را باقى مى‌گذارد و گرچه واقعاً او توبه كرده ولى آن‌طرف گیرش مى‌اندازد و حتى در بعضى از موارد دیده شده كه گرچه مثلاً افراد صرف‌نظر كردند ولى او به یك طریقى بالأخره به قتل رسیده است یا از بالا به پایین افتاده یا غیرذلک كه جنبۀ عادى نداشته است. آنچه را كه ما مى‌توانیم در این مسئله بگوییم این است که بله، یك چنین مطلبى هست ولى تشخیصش فقط با كسى است كه اشراف داشته باشد.