
نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام
تبیین جایگاه توحید در قانونگذاری و روابط اجتماعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه محوری توحید در نظام قانونگذاری و تربیت اسلامی میپردازند. بحث با تحلیل فلسفی پیرامون بسائط و نحوه انتزاع جنس و فصل در حقایق بسیط آغاز شده و سپس به این نتیجه میرسد که تمامی احکام، قوانین و رفتارهای اجتماعی در اسلام، نه به صورت جزیرههای جداگانه، بلکه در یک نظام واحد و پیوسته بر پایه حقیقت توحید استوار هستند. استاد با نقد نگاههای سطحی به احکام، بر ضرورت توجه به روحِ قانون و شرایطِ تحقق آن تأکید کرده و با ذکر مثالهایی از روابط اجتماعی و قضایی، نشان میدهند که چگونه غفلت از این نظام توحیدی، منشأ مشکلات و نابسامانیها در عرصههای مختلف میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ اخفاء گناهان و پرهیز از افشای آن، به عنوان راهکاری برای حفظ طهارتِ ذهنِ جامعه و جلوگیری از اشاعه قبح گناه، به پایان میرسد.
نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام
8مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ در زمان سابق وقتى یك نفر از اینگونه افراد ـ مثلاً افراد دولتی و اینها ـ نزد ایشان مىآمد و مىخواست یك وقتى بگیرد، ایشان وقت نمىدادند و فقط گاهى اتفاق مىافتد، به من مىگفتند: بگو فقط تنها بیاید، این مسئله خیلى مهم است كه تنها بیاید، آدمى كه مىخواهد با دیگران برود با یك حالوهواى دیگر مىرود که من با این چند نفر آمدم و ... ولى آدمى كه تنها مىخواهد برود وقتى كه مىنشیند تنهاست، وقتى كه دارد حرف مىزند تنهاست، حواسش دیگر اینطرف و آنطرف نیست، حواسش دیگر به مسائل و اینها نیست بلکه فقط به شخص است. وقتى كه با چند نفر هست حواسش به اینهایى كه با او آمدند هم هست، اینجا دوتا از دوستان من هستند! اینجا هم دوتا هستند چهارتا! یکی هم آنجا و خلاصه هرچه بیشتر [بهتر!]. لذا بهطورکلی دأب همه بر این است كه وقتى جایى مىروند چند نفرى بروند، مىخواهند دیدن بروند چند نفرى بروند، فرض كنید كسى مىخواهد به منزلشان بیاید چند نفر را صدا مىكنند بیایند كه آن كسى كه مىآید اینها هم یك چند نفر داشته باشند! اینها همه دكور است! اگر ما به این روایت پیغمبر عمل مىكردیم وضعمان غیر از این مىشد «إنَّ الملائكهَ تَلعَن رَجلًا یَمشى و خَلفَه خَفقَ النِّعال».
اینها تمام مسائلى است كه انسان را از خودش بیرون مىآورد. ما آن وقتى مىتوانیم به درد خودمان برسیم كه در خودمان باشیم ولی ما همیشه از خودمان بیرون هستیم و به اینطرف و آنطرف نگاه مىكنیم، همیشه داریم به خصوصیات و اوضاع نگاه مىكنیم و هیچ در خودمان نیستیم. اگر یك ساعت در خودمان باشیم كارمان درآمده است! یك ساعت اگر در خود باشیم! این روایت «تَفَكُّرُ ساعَةٍ خیرٌ مِن عبادَةِ سَنَةٍ»1 برای همین است که یك ساعتى انسان در خودش باشد. ما همه چیز را در خودمان جا دادیم غیر از خودمان! همۀ حشو و زوائد و لوازم را جا دادیم ـ اینها لوازم است دیگر ـ غیر از خودمان!
- . تفسیر العیاشی، ج ۲، ص ۲۰۸.
