اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام

تبیین جایگاه توحید در قانون‌گذاری و روابط اجتماعی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه محوری توحید در نظام قانون‌گذاری و تربیت اسلامی می‌پردازند. بحث با تحلیل فلسفی پیرامون بسائط و نحوه انتزاع جنس و فصل در حقایق بسیط آغاز شده و سپس به این نتیجه می‌رسد که تمامی احکام، قوانین و رفتارهای اجتماعی در اسلام، نه به صورت جزیره‌های جداگانه، بلکه در یک نظام واحد و پیوسته بر پایه حقیقت توحید استوار هستند. استاد با نقد نگاه‌های سطحی به احکام، بر ضرورت توجه به روحِ قانون و شرایطِ تحقق آن تأکید کرده و با ذکر مثال‌هایی از روابط اجتماعی و قضایی، نشان می‌دهند که چگونه غفلت از این نظام توحیدی، منشأ مشکلات و نابسامانی‌ها در عرصه‌های مختلف می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ اخفاء گناهان و پرهیز از افشای آن، به عنوان راهکاری برای حفظ طهارتِ ذهنِ جامعه و جلوگیری از اشاعه قبح گناه، به پایان می‌رسد.

نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام

3
  • به همین جهت حتى خود سلول‌هاى شبكیه هم فرق مى‌كند؛ در سلول شبكیه سلول شب، سلول‌هاى استوانه‌اى است كه نور بیشتر بتواند روى سطح أعلای آن استوانه انعكاس پیدا كند، سلول‌هایى كه در روز هستند و نور و تصویر را مى‌گیرند سلول‌هاى مخروطى هستند كه نور كمترى روى آن سطح مخروط بتواند انعكاس داشته باشد و بتواند پخش كند، آنها دیگر چیزهایی است که خدا قرار داده است لذا مى‌گویند: در موقع غروب آفتاب مطالعه نكنید، مطالعه و درس خواندن در موقع غروب آفتاب صحیح نیست زیرا در این هنگام عمل سلول‌هاى استوانه‌اى در حال تغییر به سلول‌هاى مخروطى است و این باعث مى‌شود كه به چشم در این هنگام كه دارد تكلیف و وظیفۀ خودش را برمى‌گرداند فشار وارد ‌شود و نباید مطالعه كرد كه باعث اختلال مى‌شود.

  • البته در سابق این را قبول نداشتند ولى امروزه در چشم‌پزشكى این مسئله اثبات شده كه باعث به‌هم خوردن نظم چشم و بیماری‌ها خواهد شد و یک مقداری ضعف چشم به‌خاطر این مسئله است، تقریباً از حدود یك ساعت غروب به بعد تا وقتى كه کاملاً چشم آن تكلیف انتقال فعل و انفعال سلول‌هاى مخروطى را به استوانه‌اى بخواهد انجام بدهد، در یك هم‌چنین فاصله‌اى مطالعه كردن به چشم فشار مى‌آورد.

  • در مورد قابض بصریت در اینجا آنچه را كه لازمۀ لون است بیان شده است والاّ قابض بصر بودن و قائم بصر بودن و امثال‌ذلک دخالتى در ماهیت شی‌ء ندارد. فرض كنید مى‌گویند: آقاى فلانى كیست؟ مى‌گوییم: آقاى فلانى كسى است كه وقتى راه مى‌رود صداى تق‌تق کفش پایش تا آن‌طرف شنیده مى‌شود، این راه رفتن كه به شخص كار ندارد یعنى ذاتیات را تشكیل نمى‌دهد، این یا به كیفیت راه رفتنش و بدنش و هیكلش مربوط مى‌شود كه این جزء لوازم است یااینكه صداى تق‌تق مى‌كند كه همه بشنوند كه فلان شخص الآن دارد حركت مى‌كند و راه مى‌رود! این‌هم خودش یك نوع اظهار وجود است! اظهار وجود كه حتماً نباید چیز باشد.