
نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام
تبیین جایگاه توحید در قانونگذاری و روابط اجتماعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه محوری توحید در نظام قانونگذاری و تربیت اسلامی میپردازند. بحث با تحلیل فلسفی پیرامون بسائط و نحوه انتزاع جنس و فصل در حقایق بسیط آغاز شده و سپس به این نتیجه میرسد که تمامی احکام، قوانین و رفتارهای اجتماعی در اسلام، نه به صورت جزیرههای جداگانه، بلکه در یک نظام واحد و پیوسته بر پایه حقیقت توحید استوار هستند. استاد با نقد نگاههای سطحی به احکام، بر ضرورت توجه به روحِ قانون و شرایطِ تحقق آن تأکید کرده و با ذکر مثالهایی از روابط اجتماعی و قضایی، نشان میدهند که چگونه غفلت از این نظام توحیدی، منشأ مشکلات و نابسامانیها در عرصههای مختلف میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ اخفاء گناهان و پرهیز از افشای آن، به عنوان راهکاری برای حفظ طهارتِ ذهنِ جامعه و جلوگیری از اشاعه قبح گناه، به پایان میرسد.
نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام
15یعنى اصلاً ما نمىتوانیم تصور كنیم که این احكام از جانب حكیم علی الإطلاق بیاید. واقعاً این قضیۀ بلوغ ـ حالا این را هم إنشاءالله اگر خدا بخواهد شروع میکنیم. نوروز را كه وعده مىدادیم شروع كردیم و اینها فعلاً مقدمه است ـ خیلى مسئلۀ مهمى است كه باید به آن بپردازیم. كارهای یك دختر دوازدهسالهای که سه سال هم از بلوغش گذشته است را ببینید، اگر به پدرش بگوید: شب براى من بستنى نخری من نمازم را نمىخوانم و بابا هم نیاورد و او هم قهر كند و برود بخوابد و بعد هم در خواب فوت كند، آیا خدا عقابش مىكند؟! واقعاً یك بچهاى كه نماز را مترتب بر بستنى و پفك و چیپس بكند و نماز را بهاندازۀ چیپس قبول دارد اگر نماز نخواند ـ سه سال هم از بلوغش گذشته است، نُه سال که اصلاً هیچ! ـ عقاب دارد؟! اصلاً عقل شما مىتواند ادراك كند؟!
[شخص] چهار مرتبه نزد امیرالمؤمنین علیهالسّلام آمد اعتراف به زنا كرد، گفتند: برو پى كارت. آن زن سى یا چهلساله، چهار مرتبه آمد اقرار به زنا كرد، گفتند: بلند شو برو دارى هذیان مىگویى! خواب دیدى نمىفهمى!1 او را رد مىكند اما این بچۀ دوازدهساله كه مىگوید: اگر پفك نگیرى من نماز نمىخوانم و نماز نمىخواند عقاب دارد؟! این مسخره نیست؟! مسخره است یا نه؟! آنهم عقاب! او اصلاً تكلیف نمىفهمد چیست! مىگوید: عروسك را برایم بیاورید. نماز نمىخوانم و عروسك را مىخواهم! بچه هم كه مىگوید: ماشین مىخواهم.
آنوقت آقای آیةالله کذا در کتاب زن در آینۀ جلال و جمال میگوید: چون زن از نهسالگی مكلف مىشود بنابراین مقام زن نزدیکتر است و زودتر به خدا مىرسد!2 چرا ما یك حرفهایى بزنیم تا مردم حتی شش یا هفتساله به ما بخندند؟! مگر مجبوریم؟! جداً دارم مىگویم! این درد من است، مگر ما مجبوریم حرفى بزنیم كه مردم به ما بخندند؟! آخر شما كه مىآیید زن را بر مرد ترجیح مىدهید بهخاطر اینكه نهساله تكلیف مىشود، شما خودتان خندهتان نمىگیرد؟! خودتان متوجه هستید كه چه مىگویید؟! چه استدلالى دارید مىكنید؟! سر چه كسى را داریم شیره مىمالیم؟! درست بیاییم حرف بزنیم، آخر صحیح نیست، این احكام خدا را به بازى گرفتن است. بعد هم گفتند: پس او مقامش بالاتر است! این حرفها یعنى چه؟! این چسباندن ماست به دروازه است اینها چه ارتباطى باهم دارند؟! این قضیه مسئلهاى است كه در همۀ جوانب باید ملاحظه بشود این قضیه خیلى مهم است.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به الکافی، ج ۷، كِتابُ الحُدودِ، بابٌ آخَرُ مِنهُ، ص ۱۸5، ح 1.
- . زن در آینه جلال و جمال، ص 176 و 177.
