اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام

تبیین جایگاه توحید در قانون‌گذاری و روابط اجتماعی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه محوری توحید در نظام قانون‌گذاری و تربیت اسلامی می‌پردازند. بحث با تحلیل فلسفی پیرامون بسائط و نحوه انتزاع جنس و فصل در حقایق بسیط آغاز شده و سپس به این نتیجه می‌رسد که تمامی احکام، قوانین و رفتارهای اجتماعی در اسلام، نه به صورت جزیره‌های جداگانه، بلکه در یک نظام واحد و پیوسته بر پایه حقیقت توحید استوار هستند. استاد با نقد نگاه‌های سطحی به احکام، بر ضرورت توجه به روحِ قانون و شرایطِ تحقق آن تأکید کرده و با ذکر مثال‌هایی از روابط اجتماعی و قضایی، نشان می‌دهند که چگونه غفلت از این نظام توحیدی، منشأ مشکلات و نابسامانی‌ها در عرصه‌های مختلف می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ اخفاء گناهان و پرهیز از افشای آن، به عنوان راهکاری برای حفظ طهارتِ ذهنِ جامعه و جلوگیری از اشاعه قبح گناه، به پایان می‌رسد.

نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام

14
  • بناء اسلام بر اخفاء گناهان

  • این نشان مى‌دهد كه اصلاً بناى اسلام بر اخفاء است اصلاً بنا بر سرپوش گذاشتن و اخفاء این مسئله است آن كسى كه آمده یك چنین كارى كرده به‌نحوى‌كه چهار نفر ببینند او مستحق مجازات است و این‌هم با این كیفیت... یعنى اسلام مى‌گوید: اگر این را حدّ نزنید دیگر جامعه جنگل مى‌شود، این آدمى كه چهار نفر دیده‌اند زنا كرده است اگر كتك نخورد، قانون جنگل مى‌شود! یعنى در این حدّ، حد اضطرار مسئله است.

  • لذا باز وقتى شهادت هم مى‌دهند از آنها می‌پرسند که چطورى بود؟! آیا اشتباه نكردی؟! از خواب بیدار نشدی چشمت را بمالی و ببینی؟! هزار طور چیز مى‌كند تااینكه این مسئله قبحش ازبین نرود! به‌خصوص در این قضایا كه دیگر جنبۀ نفسانى دارد. واقعاً اینها جنبۀ نفسانى دارد اصلاً چه مى‌فهمد؟! مثلاً در همان سفر براى خود من خیلى عجیب و خیلى جالب بود؛ در كیفیت ریشه‌یابى احكام خیلى تأثیر عجیبى داشت. در همین سفرى كه ما داشتیم و مشاهده مى‌كردیم وضع مردم و خصوصیات مردم و فرهنگ مردم خیلى مهم بود یعنى آن چیزهایى را كه ما از بزرگان شنیده بودیم یا با تجربیات خودمان به آن رسیدیم اینها همه حالت تثبیت‌شدن و حك‌شدن در [نفس] بود كه اصلاً وقتى شما نگاه مى‌كردید ...، یك دختر چهارده یا پانزده‌ساله چه مى‌فهمد؟! آن پسرِ هفده یا هجده‌ساله چه می‌فهمد؟! شما توقع دارید او را حدّ بزنند؟! او اصلاً در حال‌وهواى دیگری است. اینكه مى‌گویند: او را نگه‌دار به‌خاطر این است كه اوضاع به‌هم نریزد! قانون دیگر قانون جنگل نشود و همین مسئله هم هست. واقعیتش هم همین است تااینكه مثلاً بزرگ و عاقل بشود سنى از او بگذرد تجربه‌اى پیدا كند.

  • شما آن حكمى را كه مربوط به زناست نسبت به یك بچۀ شانزده‌ساله كه تازه از مراهقیت پایش را در احتلام و بلوغ گذاشته است با آن مرد پنجاه یا شصت‌ساله یكى مى‌دانید؟! او هم باید همان هشتاد ضربه شلاق را بخورد؟! چندتا در گوش آن بچه مى‌زنند و مى‌گویند: برو! ولى او را مى‌گیرند: تق‌ و توق می‌زنند که پدرسوخته یك عمرى از تو گذشت، حالا دنبال چه [چیزی] افتادی؟! مسخره‌بازى درآوردى و فلان كردى!