اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام

تبیین جایگاه توحید در قانون‌گذاری و روابط اجتماعی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه محوری توحید در نظام قانون‌گذاری و تربیت اسلامی می‌پردازند. بحث با تحلیل فلسفی پیرامون بسائط و نحوه انتزاع جنس و فصل در حقایق بسیط آغاز شده و سپس به این نتیجه می‌رسد که تمامی احکام، قوانین و رفتارهای اجتماعی در اسلام، نه به صورت جزیره‌های جداگانه، بلکه در یک نظام واحد و پیوسته بر پایه حقیقت توحید استوار هستند. استاد با نقد نگاه‌های سطحی به احکام، بر ضرورت توجه به روحِ قانون و شرایطِ تحقق آن تأکید کرده و با ذکر مثال‌هایی از روابط اجتماعی و قضایی، نشان می‌دهند که چگونه غفلت از این نظام توحیدی، منشأ مشکلات و نابسامانی‌ها در عرصه‌های مختلف می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ اخفاء گناهان و پرهیز از افشای آن، به عنوان راهکاری برای حفظ طهارتِ ذهنِ جامعه و جلوگیری از اشاعه قبح گناه، به پایان می‌رسد.

نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام

13
  • الآن من بعضى از جاها مى‌روم حتى نسبت به ارحام، یك مطلبى را راجع به یك كسى مطرح مى‌كند خب من هم مى‌توانم آن را كه شنیده‌ام بگویم و آتش را بالاتر ببرم ولی همین‌طوری مى‌شنوم و نگاه مى‌كنم خب مى‌توانم مطلبى كه راجع به این گفته من هم بگویم ولى همین‌طوری ساكت نگاه مى‌كنم و‌ اصلاً خودم را به آن راه مى‌زنم که هیچ نشنیده‌ام. بعد وقتى كه حرف مى‌زند شروع مى‌كنم به توجیه كردن که حالا شاید منظورش این بود و مدام كم‌كم آن اشتعال و آن حرارت مى‌خوابد و بعداً هم خودش مى‌گوید: آری شاید من اشتباه كردم! حالا من مى‌دانم او الآن دارد درست مى‌گوید ولی اگر من هم بیایم آنچه را كه مى‌دانم روی آن بگذارم که خب تو این را گفتى، این را هم بشنو، طرف دیگر به طاق مى‌چسبد. اینها آن جهات...

  • لذا مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ مى‌فرمودند كه [اگر] من راضى نیستم كسى غیبت من را بكند، بیاید به من بگوید؛ یعنى اگر كسى غیبت من را كرد بیایید به من بگویید، من راضى نیستم! این برای این قضیه است چون دیگر ازبین نمى‌رود حالا برفرض صد دفعه هم بگوید: غلط كردم و برود صد دفعه در حرم نماز توبه بخواند ولی این دیگر ازبین نمى‌رود. اینكه در آن نفس قرار گرفته، گرفته است.

  • چقدر واقعاً این دستورات اسلام دستورات عجیبى است یعنى چقدر این دستورات زنده‌كننده و حیات‌بخش است. حالا آقایان دیگر را نگاه كنید می‌گویند که باید بروید او را راضى كنید! چه مى‌فهمند؟! مى‌گویند: غیبت را كردى باید راضى كنید! چه [چیزی] را راضى كنی؟! بدتر می‌شود و هزارتا قضیه پیش مى‌آید. اینها را كسانى مى‌فهمند كه به آن روح حقیقت قضیه و توحید دست پیدا كرده باشند. خدا ستار العیوب است مى‌خواهد بنده‌اش هم ستار العیوب باشد. باید همان انعكاس پیدا كند.

  • آن‌وقت این مسئله دائرمدار این است؛ شما ببینید راجع به خود زنا مى‌گویند: حد نیست ولى اگر چهار نفر دیدند آن‌هم چه دیدنی ...! حضرت‌عالی كه اطلاع دارید؟! کالمیل [فی المکحلة] این كسى كه بیاید این‌طورى زنا بكند حتماً روى تپه رفته یا بالاى مناره آمده است! چهار نفر جمع شوند نگاه كنند، بیا قشنگ معاینه كن و... اولاً به او مى‌گویند: تو غلط كردى یك چنین چیزى را تماشا كردی! چه كسى گفته که تو بروى و نگاه‌ كنى؟! یك كتك را تو بخور كه آمدى یك‌ چنین چیزى را تماشا كردى و كار حرام كردى! حالا این چطورى بوده اینكه مى‌گویند: اگر طرف در را باز كند و داخل برود مى‌گویند: غلط است، بیخود كردى رفتی! حالا این چطورى بود؟! وسط مدرسۀ فیضیه و محل درس اخلاق و خارج و این حرف‌ها آمده زنا کرده است؟! والاّ غیر از این تصور، تصور نمى‌شود کرد كه چهار نفر دیده باشند!