
نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام
تبیین جایگاه توحید در قانونگذاری و روابط اجتماعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه محوری توحید در نظام قانونگذاری و تربیت اسلامی میپردازند. بحث با تحلیل فلسفی پیرامون بسائط و نحوه انتزاع جنس و فصل در حقایق بسیط آغاز شده و سپس به این نتیجه میرسد که تمامی احکام، قوانین و رفتارهای اجتماعی در اسلام، نه به صورت جزیرههای جداگانه، بلکه در یک نظام واحد و پیوسته بر پایه حقیقت توحید استوار هستند. استاد با نقد نگاههای سطحی به احکام، بر ضرورت توجه به روحِ قانون و شرایطِ تحقق آن تأکید کرده و با ذکر مثالهایی از روابط اجتماعی و قضایی، نشان میدهند که چگونه غفلت از این نظام توحیدی، منشأ مشکلات و نابسامانیها در عرصههای مختلف میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ اخفاء گناهان و پرهیز از افشای آن، به عنوان راهکاری برای حفظ طهارتِ ذهنِ جامعه و جلوگیری از اشاعه قبح گناه، به پایان میرسد.
نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام
12دوم اینكه یك حالتى در من پیدا شد که گفتم: عجب! پس او هم اینطور است؟! حالا او از كسانى بود كه آدم توقع ندارد یعنى موردى بود كه اصلاً هیچ توقعى نیست. حالا آدم از كسى توقعى دارد مسئلهاى نیست. گفتم: شما چرا این حرف را به من زدی؟! این حرف اگر به من زده نمىشد بعداً قضیه صلح و صفا مىشد؛ هم صلح و صفا مىشد و هم این قضیه به گوش من نمىرسید و هم ذهنیتى در من پیدا نمىشد! این بهتر بود یااینكه الآن كه مىخواهد صلح و صفا بشود با این خاطره صلح و صفا مىشود؟! آنوقت ببینید آدم كه دیگر نمىتواند از ذهن خودش رفع كند. بله! اگر یك قدرت داشته باشیم كه مثل كامپیوتر آن را حذف كنیم خوب است، خدا به انسان یك قدرتى بدهد كه آدم بتواند. لذا مىگویند: خیلى مواظب زبانتان باشید، براى این است! خیلى مواظب حرف زدن باشید براى این است كه وقتى مطلب به گوش او مىرسد دیگر در این ذهن ثبت شد!
گناه افشاء غیبت هزار برابر بیشتر از غیبت
من اعتقادم این است که این از اصل آن گناهى كه خود آن شخص مىكند بدتر است. لذا فرمودند: غیبت کردن ـ خیلى عجیب است! این نکات، نکات عرفانى و توحیدى مسئله است ـ هرچه گناه داشته باشد افشاء او هزار برابر گناهش بیشتر است. این براى این است که حالا غیبت و بدگویى رفیقت را كردى ولى کسی كه مىرود و این را افشاء مىكند [بدتر است] حالا او یك غلط و گناه و غیبتى كرده بسیار خوب حالا تهمت زده که بالاتر از غیبت است. دیگر تو چرا دارى به او مىگویى كه در فلان مجلس بودیم و دیدیدم راجع به شما داشتند این را مىگفتند؟! خب شما دیگر نگو، تو نگه دار بعد هم او توبه مىكند و به گوش اینهم كه نرسیده است.
لذا ما در اینجا وظیفهاى که داریم باید همان وظیفهاى باشد كه این شخص كه دارد انجام مىدهد، همان است. یعنى فرض كنید من كه الآن یك غیبتى از یك رفیقم نسبت به فرد دیگر مىشنوم، من باید خودم را جاى آن شخص غیبتكننده بگذارم؛ چطور او الآن دارد كار حرام انجام مىدهد، من هم اگر بخواهم این را فاش كنم مثل همین هستم. باید فرض كنم نشنیدهام! اصلاً نشنیدهام! بهطورکلی اصلاً بههیچوجه نشنیدهام. این یك مسئلهاى است كه ما در طىّ سالیان سال تجربه كردیم و همین الآن هم همینطور است.
