اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام

تبیین جایگاه توحید در قانون‌گذاری و روابط اجتماعی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه محوری توحید در نظام قانون‌گذاری و تربیت اسلامی می‌پردازند. بحث با تحلیل فلسفی پیرامون بسائط و نحوه انتزاع جنس و فصل در حقایق بسیط آغاز شده و سپس به این نتیجه می‌رسد که تمامی احکام، قوانین و رفتارهای اجتماعی در اسلام، نه به صورت جزیره‌های جداگانه، بلکه در یک نظام واحد و پیوسته بر پایه حقیقت توحید استوار هستند. استاد با نقد نگاه‌های سطحی به احکام، بر ضرورت توجه به روحِ قانون و شرایطِ تحقق آن تأکید کرده و با ذکر مثال‌هایی از روابط اجتماعی و قضایی، نشان می‌دهند که چگونه غفلت از این نظام توحیدی، منشأ مشکلات و نابسامانی‌ها در عرصه‌های مختلف می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ اخفاء گناهان و پرهیز از افشای آن، به عنوان راهکاری برای حفظ طهارتِ ذهنِ جامعه و جلوگیری از اشاعه قبح گناه، به پایان می‌رسد.

نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام

11
  • براى من دفترچه مى‌آوردند که فلانی راجع به شما این حرف را زد. مى‌گفتم: دست نزن، اصلاً مى‌گفتم: اسم هم نیاورید! گفته كه گفته، براى ما خیلى‌ها حرف مى‌زنند. اصلاً گفتم: دفترچه را هم باز نكنید. مثلاً آن شخص به من گفته که من مطالبى را كه علیه شما در فلان‌جا گفتند نوشتم. گفتم: همه را آتش بزن اصلاً نمى‌خواهم باز كنى. گفت: این‌همه زحمت كشیدم! گفتم: بى‌خود كردى براى چه؟! گفتند كه گفتند! من الآن نسبت به فلان آقا ذهنیتى دارم حالا برفرض ایشان به من هزارتا تهمت هم بزند، خب بزند. آن بین خودش و بین خدا مى‌زند من چرا آن ذهنیت صاف خودم را خراب كنم؟! هر دفعه كه نگاهش مى‌كنم سرم را پایین بیندازم چون قضیه دیگر فاش شده است، این را باید چه‌کار كرد؟!

  • اینجاست كه همیشه مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ مى‌فرمودند: اگر غیبت كسى را كردى دیگر نروید به او بگویید كه من غیبت تو را كردم. اگر به گوشش برسد آن یك مطلب دیگر است که او باید برود با کرام‌الکاتبین کار خودش را درست كند ولى تا وقتى به گوشش نرسیده به او نگویید.

  • اگر یك شخصى به شما مى‌گوید: من در یك مجلسى بودم و یك نفر داشت غیبت شما را مى‌كرد یا به شما تهمت مى‌زد، نگویید که چه كسى بود؟ چون همین‌كه بگویید: چه كسى بود؟ كار تمام شد یعنى یك حالتى در نفس شما نسبت به او پیدا مى‌شود و نمی‌شود کاری کرد. این خیلى مسئلۀ مهمى است و این چیزى است كه اصلاً ما لحاظ نمى‌كنیم. او حالا غیبت كرده و تهمت زده خودش می‌داند و خداى خودش، باید برود درست كند ولى این‌طرف قضیه یك ذهنى كه نسبت به یكى پاك است خراب شده است و این دیگر تا آخر عمر درست نمى‌شود. شما بزنید یك چشم را دربیاورید دیگر درآورده‌اید.

  • اتفاقاً یك قضیه‌اى چندى پیش براى ما اتفاق افتاد نسبت به یك بنده خدایی یك جریانى بود، مدتى یك بنده خدایی مى‌آمد و خیلى اظهار تأسف مى‌كرد مثلاً این شخص یك چنین حرف‌هایى را زده بعد خود او مى‌گفت: وقتى كه آن‌طور بود آن‌طور بود حالا كه این‌طور شد و...، من از دو جهت یک‌دفعه خیلى ناراحت شدم؛ یكى اینكه چرا باید چنین حرف‌هایى باشد؟! این چیزها در من نیست وقتى در من نیست براى چه باید یك چنین چیزى پیدا بشود كه افراد به گناه بیفتند؟! وقتى من این كار را نكردم حالا بگویند: تو كردى، خب این خودش گناه و حرام است! ما خیال مى‌كنیم فقط شراب و زنا حرام است و بقیه‌اش حلال است.