
نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام
تبیین جایگاه توحید در قانونگذاری و روابط اجتماعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه محوری توحید در نظام قانونگذاری و تربیت اسلامی میپردازند. بحث با تحلیل فلسفی پیرامون بسائط و نحوه انتزاع جنس و فصل در حقایق بسیط آغاز شده و سپس به این نتیجه میرسد که تمامی احکام، قوانین و رفتارهای اجتماعی در اسلام، نه به صورت جزیرههای جداگانه، بلکه در یک نظام واحد و پیوسته بر پایه حقیقت توحید استوار هستند. استاد با نقد نگاههای سطحی به احکام، بر ضرورت توجه به روحِ قانون و شرایطِ تحقق آن تأکید کرده و با ذکر مثالهایی از روابط اجتماعی و قضایی، نشان میدهند که چگونه غفلت از این نظام توحیدی، منشأ مشکلات و نابسامانیها در عرصههای مختلف میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ اخفاء گناهان و پرهیز از افشای آن، به عنوان راهکاری برای حفظ طهارتِ ذهنِ جامعه و جلوگیری از اشاعه قبح گناه، به پایان میرسد.
نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام
5آنوقت ما مىآییم همین مسائل اسلام را هركدام جداى از دیگرى مورد دقت قرار مىدهیم، آن اسلامى كه آمده این قوانین را یكىیكى وضع و جعل كرده است این قوانین همه در یك قالبِ ریشهاى نظم نظام حكومتى و اجتماعى اسلام و تربیتى قرار گرفته است نهاینكه هركدام از این قانون در جاى خودش براى خودش جداى از دیگرى بدون اینكه اصلاً هیچگونه ارتباطى با دیگرى داشته باشد، باشد و مورد توجه قرار بگیرد! این اصلاً معنا ندارد. بهطورکلی در همه جای دنیا همین است؛ وقتى یك قانون یا قوانینى وضع مىشود با توجه به فرهنگ آن جامعه، خصوصیات و ساختارهایى كه در آن جامعه مستقر و برقرار است، قانون هم بر طبق همان وضع قرار داده مىشود.
نظام قانونگذارى در اسلام براساس توحید
نظام قانونگذارى در اسلام براساس توحید است. این نظام، نظام قانون است لذا در مسائل قصاص، نظام توحیدى باید بیاید. در مسائل تجارى نظام توحیدى باید بیاید. در مسائل اخلاقى آن نظام توحیدى باید بیاید. همۀ اینها در یك نظام توحیدى قرار مىگیرد و بر آن اساس شكل و پایه مىگیرد. اینجاست كه هیچ کسی در نظام تقنین اسلامى نمىتواند خودش را طلبكار احساس كند كه من طلبكار هستم، چرا؟ چون نظام، نظام واحد است و وقتى نظام واحد شد همه خودشان را نسبت به این نظام بدهكار احساس مىكنند! بدهكار از این نقطهنظر که خود را در تأدیۀ خواستهاى این مجموعه...
مسئلۀ اصالت اجتماع و اصالت فرد
خیلى این مسئلۀ حساسى است، من در یك جا دیدم مرحوم علامه طباطبایى ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ نسبت به این قضیه یك اشارهاى داشتند كه البته آن یك بحث كلى است كه ایشان در مورد مسئلۀ اصالت اجتماع و اصالت فرد مطرح مىكنند كه ما نسبت به آن بحث نظر داریم.1 ولكن نسبت به خود اصل و پایه و شیرازۀ مسئله كه همۀ اینها به یك نظام توحیدى برمىگردد كه هیچ کسی در آن نظام توحیدى خودش را طلبکار احساس نمىكند كه طلب دارد، باید اخذ كند و باید بگیرد، همه خود را نسبت به این جریان بدهكار احساس مىكنند و هر كسى نسبت به خودش و سهم خودش [کاری انجام میدهد]؛ این مىتواند جارو بكشد باید جارویش را بكشد، این مىتواند فلان بار را بردارد باید بردارد، آن مىتواند آنجا كارى را انجام بدهد و اینهم مىتواند درسش را بدهد و اینهم منبرش را برود.
- . تفسیر المیزان، ج 4، ص 97. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به اجماع از منظر نقد و نظر، ص 18.
