
نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام
تبیین جایگاه توحید در قانونگذاری و روابط اجتماعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه محوری توحید در نظام قانونگذاری و تربیت اسلامی میپردازند. بحث با تحلیل فلسفی پیرامون بسائط و نحوه انتزاع جنس و فصل در حقایق بسیط آغاز شده و سپس به این نتیجه میرسد که تمامی احکام، قوانین و رفتارهای اجتماعی در اسلام، نه به صورت جزیرههای جداگانه، بلکه در یک نظام واحد و پیوسته بر پایه حقیقت توحید استوار هستند. استاد با نقد نگاههای سطحی به احکام، بر ضرورت توجه به روحِ قانون و شرایطِ تحقق آن تأکید کرده و با ذکر مثالهایی از روابط اجتماعی و قضایی، نشان میدهند که چگونه غفلت از این نظام توحیدی، منشأ مشکلات و نابسامانیها در عرصههای مختلف میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ اخفاء گناهان و پرهیز از افشای آن، به عنوان راهکاری برای حفظ طهارتِ ذهنِ جامعه و جلوگیری از اشاعه قبح گناه، به پایان میرسد.
نظام توحیدی در احکام و قوانین اسلام
10تلمیذ: مىشود بین مسائل شخصى كه بیشتر جنبۀ شهوانى دارند از قبیل زنا و لواط و سرقت با مسائلی كه جنبۀ عمومى دارند قتل نفس، ضرب و شتم تفكیك كنیم؟
استاد: ببینید قانون و قاعده براى اجراى حكم درصورت افشاء آن جرم است و در اینطور موارد آمده است لذا در وهلۀ اول بهطورکلی آن شخص متصدى نباید بگذارد این مسئله به مقام افشاء برسد،
تلمیذ: حتی در سرقت و قتل و...
استاد: بله، اصلاً نباید بگذارد. فرض كنید كه حتى اگر یك سرقتى شده است ـ چنین چیزهایی هست ـ به یك نحوى آن پول را به آن شخص بدهد مثلاً یك مواردى اتفاق افتاده حتى خود من در تاریخ دیدهام كه شخصى خدمت امام علیهالسّلام آمده و گفته است که من دكاندار بودم و من از خریدارهایی که از من میبردند سرقت مىكردم و الآن اگر بخواهم بروم به آن شخص بگویم، مسئلۀ آبرویم در میان است و مىگویند: تو آدم دزدى بودى و اگر شخصى پول را بخواهد بدهد مىگوید: پول را براى چه مىخواهى به من بدهی و اگر بگویم كه من از تو دزدى مىكردم نمیشود، حضرت مىفرمایند: به یك نحوى برو این پول را در دخلش بگذار.
این نشان مىدهد كه دو جهت در اینجا باید همراه باهم باشند؛ در اینكه این پول را باید برگرداند شكى نیست كه این باید برگردد، چون از او برده و هیچ كاری هم نمىشود كرد و در اینهم هیچ شكى نیست. دوم اینكه اگر او بگوید: من سرقت كردم، آبرویش در خطر است و به لحاظ آن آبروى جمعى كه اولاً یك شخصى نسبت به یك فرد مؤمنى بدبینى پیدا مىكند و مىگوید: او از من دزدى مىكرد. این خودش خیلى بد است! یعنى ذهنش نسبت به یك فرد مُلَوّث و مغشوش مىشود و این خودش خیلى براى انسان بد است! یكى از گناهان بسیار بزرگى كه دامن انسان را مىگیرد این است كه اگر انسان یك گناهى را نسبت به شخصی انجام بدهد، دیگر علاوه بر اینكه ضرر اول متوجه خود اوست بهواسطۀ این گناه، آن ضرر مهمتر این است كه حالتى را كه در طرف بهواسطۀ گناه ایجاد مىشود آن از ذهن بیرون نمىرود.
