
جلسه ۶۴۳
فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس نکتهها و گفتههای استاد: بحث و تحصیل 15-04-1430
جلسه ۶۴۳
4آن وقت ما میآییم همین مسائل اسلام را هركدام را جدای از دیگری مورد دقت قرار میدهیم خب آن اسلامی كه آمده این قوانین را یكییكی وضع و جعل كرده این قوانین همه در یك قالبِ ریشهای نظم نظام حكومتی و اجتماعی اسلام و تربیتی قرار گرفته نه این كه هركدام از این قانون در جای خودش برای خودش جدای از دیگری بدون این كه اصلا هیچ گونه ارتباطی با دیگری داشته باشد مورد توجه قرار بگیرد! این اصلا معنا ندارد.
به طور كلی در همهجای دنیا همین است وقتی یك قانون یا قوانینی وضع میشود با توجه به فرهنگ آن جامعه و خصوصیات و ساختارهای كه در آن جامعه مستقر و برقرار است، قانون هم بر طبق همان وضع قرار داده میشود.
نظام قانونگذاری در اسلام بر اساس توحید است این نظام نظام قانون است لذا در مسائل قصاص، نظام توحیدی باید بیاید در مسائل تجاری نظام توحیدی باید بیاید در مسائل فرض بكنید اخلاقی آن نظام توحیدی باید بیاید همه این ها در یك نظام توحیدی قرار میگیرد و بر آن اساس شكل و پایه میگیرد. این جاست كه هیچكس در نظام تضمین اسلامی نمیتواند خودش را طلبكار احساس كند كه من طلبكارم، چرا؟ چون نظام نظام واحد است وقتی نظام واحد شد همه خودشان را راجع به این نظام بدهكار احساس میكنند بدهكار از نقطةنظر تأدیة خواستهای این مجموعه.
خیلی این مساله حساسی است، من در یك جا دیدم مرحوم علامه طباطبایی رحمیاللَه علیه نسبت به این قضیه یك اشارهای داشتند كه البته آن یك بحث كلی است كه ایشان در مورد مساله اصالت اجتماع و اصالت فرد مطرح میكنند كه ما نسبت به آن بحث، نظر داریم ولكن نسبت به خود اصل و پایه قضیه و شیرازه مساله كه همه اینها برمیگردد به یك نظام توحیدی كه هیچ كس در آن نظام توحیدی خودش را طلبكار احساس نمیكند كه طلب دارد، خود این باید اخذ كند باید بگیرد خود را همه بدهكار نسبت به این جریان احساس میكنند هركسی نسبت به خودش و سهم خودش میتواند جارو بكشد باید جارویش را بكشد این میتواند فلان بار را بردارد باید بردارد آن میتواند آن جا كاری را انجام بدهد و این هم میتواند درسش را بدهد و این هم منبرش را برود یك نظام و یك جهت در كل نظام تقنین اسلامی وجود دارد این یك مطلبی است كه همه ازآن غفلت كردند و به واسطه این غفلت هرجا را دست میگذاری یك مشكل پیدا میشود در نظام خانوادگی، در نظام تجاری، در روابط و در نظام سیاسی، مشكل پیدا میشود همه این اشكالاتی كه پیدا میشود به خاطر این است كه آن قضیه توحیدی و آن مساله و نظام توحیدی در این جا فراموش شده، هی ما میخواهیم شاخهها را درست كنیم در حالتی كه اصل مساله اشكال دارد و این ریشه به طور كلی تغییر پیدا خواهد كرد، چه شخصی میخواهد متعهد این نظام باشد؟ اصلا این مساله به آن جا برمیگردد، چه افرادی بایستی متعهد باشند چه خصوصیاتی باید در این افراد و اشخاص و سیستم وجود داشته باشد تا این كه این نظام توحیدی بتواند شكل بگیرد و آن واقعه خودش را داشته باشد.
