
جلسه ۶۴۳
فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس نکتهها و گفتههای استاد: بحث و تحصیل 15-04-1430
جلسه ۶۴۳
12لذا مرحوم آقا میفرمودند كه من راضی نیستم كسی غیبت من را بكند و بیاید به من بگوید، ایشان این را میفرمودند یعنی اگر كسی غیبت من را كرد و بیایید به من بگویید من راضی نیستم، این مال این قضیه است چون دیگر از بین نمیرود حالا بر فرض صد دفعه هم بگوید غلط كردم برود صد دفعه در حرم نماز توبه بخواند این دیگر از بین نمیرود این كه در آن نفس قرار گرفته، گرفته دیگر.
چقدر واقعا این دستورات اسلام دستورات عجیبی است یعنی چقدر این دستورات زنده كننده و حیات بخش است حالا آقایان دیگر را نگاه كنید: باید بروید راضیاش كنید! چه میفهمد؟ میگوید غیبت را كردی باید بروی راضیاش كنی! چی را راضی كنی؟ بدتر هزارتا قضیه پیش میآید این ها را كسانی میفهمند كه به آن روح حقیقت قضیه دست پیدا كرده باشند خدا ستارالعیوب است میخواهد بندهاش هم ستارالعیوب باشد باید همان انعكاس پیدا كند.
آن وقت این مساله دائر مدار این است آن كسی كه مثلا شما ببینید راجع به خود زنا میگویند حد نیست ولی اگر چهارنفر دیدند آن هم دیدن چی؟ دیدنی كه حضرت عالی كه اطلاع دارید این كسی كه بیاید این جوری زنا بكند حتما رفته روی تپه یا فرض كنید بالای مناره آمده خب كسی بیاید چهارنفر جمع شوند نگاه كن بیا قشنگ معاینه كن اولا به او میگویند تو غلط كردی یك چنین چیزی را تماشا كردی! كی گفته تو بروی و نگاهكنی؟ یك كتك را تو بخور كه آمدی یك چنین چیزی را تماشا كردی و كار حرام كردی حالا این چه طوری بوده این كه میگویند اگر طرف در را باز كند و برود تو میگویند غلط كردی حالا این چه طوری بوده؟ آمده این وسط مدرسه فیضه و محل درس اخلاق و خارج و نمیدانم از این حرفها والا غیر از این تصور نمیشود كه چهار نفر دیده باشند! این نشان میدهد كه اصلا بنای اسلام بر اخفاء است اصلا بنا بر سرپوش گذاشتن و اخفاء این مساله است آن كسی كه آمده یك چنین كاری كرده به نحوی كه چهار نفر بییند او مستحق مجازات است. و این هم با این كیفیت یعنی اسلام میگوید این را اگر حدّ نزنید دیگر جامعه میشود جنگل، این آدمی كه چهارنفر دیدهاند زنا كرده، این اگر كتك نخورده میشود قانون جنگل! یعنی در این حدّ، حد اضطرار مساله است. لذا باز وقتی میآیند شهادت میدهند چه طوری بوده نه اشتباه نكردی؟ از خواب بیدار نشدی؟ چشمت را مالیدی؟ هزار جور چیز میكند تا این كه این مساله قبحش از بین نرود به خصوص در این قضایایی كه جنبه نفسانی دارد. واقعا این ها جنبه نفسانی دارد اصلا چی میفهمد؟ مثلا در همان سفر برای خود من خیلی عجیب و خیلی جالب بود در كیفیت ریشهیابی احكام خیلی تأثیر عجیبی داشت. برای من در همین سفری كه ما داشتیم و مشاهده میكردیم وضع مردم را خصوصیات مردم را فرهنگ مردم را خیلی مهم بود یعنی آن چیزهایی را كه ما از بزرگان شنیده بودیم یا با تجربیات خودمان به آن رسیدیم این ها همه حالت تثبیتشدن و حكشدن در (نفس) بود كه اصلا وقتی شما نگاه میكردید یك دختر چهارده یا پانزده ساله چه میفهمد؟ آن پسره هم هفده یا هیجده ساله است شما توقع دارید این را حدش بزنید؟ این اصلا تمام در حال و هوای این كه اصلا به او میگویند جلو را نگه دار به خاطر این كه اوضاع بَلبَشو نشود كه مثلا بهم نریزد! قانون دیگر قانون جنگل نشود و همین مساله هم هست ولی خب واقعش هم قضیه این است تا این كه مثلا یكی بیاید بزرگ شود عاقل بشود سنی از او بگذرد تجربهای پیدا كند، شما آن حكمی را كه مربوط به زناست نسبت به یك بچه شانزده ساله كه تازه از مراهقیت پایش را گذاشته در احتلام و بلوغ با آن مرد پنجاه شصت ساله یكی میدانید؟ این هم باید همان هشتاد ضربه شلاق را بخورد؟ این چندتا در گوشش میزنند و میگویند برو ولی او را میگیرند تق و توق پدرسوخته تو یك عمری ازت گذشته، حالا دنبال چی افتادی؟ مسخرهبازی درآوردی فلان كردی یعنی اصلا ما نمیتوانیم تصور كنیم آخر این احكام از جانب حكیم الاطلاق بیاید.
