
جلسه ۶۴۳
فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس نکتهها و گفتههای استاد: بحث و تحصیل 15-04-1430
جلسه ۶۴۳
10لذا برای من میآمدند دفترچه میآوردند فلان كس راجع به شما این حرف را زد میگفتم دست نزن اصلا میگفتم اسم هم نیاورید گفته كه گفته برای ما خیلیها حرف میزنند اصلا گفتم دفترچه را هم باز نكنید مثلا آن شخص آمده گفته من مطالبی را كه علیه شما در فلان جا گفتند نوشتم گفتم همه را آتش بزن اصلا نمیخواهم باز كنی گفت این همه زحمت كشیدم گفتم بیخود كردی برای چی؟ گفتند كه گفتند! من الان نسبت به فلان آقا ذهنیتی دارم حالا گیرم ایشان به من هزارتا تهمت هم بزند خب بزند آن بین خودش و بین خدا میزند من چرا آن ذهنیت صاف خودم را خراب كنم؟! هردفعه كه نگاهش میكنم سرم را بیاندازم پایین چون دیگر فاش شده، قضیه دیگر فاش شده خب این را باید چه كار كرد؟
این جاست كه همیشه مرحوم آقا میفرمودند اگر غیبت كسی را كردی نروید دیگر به او بگویید كه من غیبتت را كردم اگر به گوشش برسد آن یك مطلب دیگر است آن باید برود با كرامالكاتبین تكلیف خودش را روشن كند ولی تا وقتی به گوشش نرسیده به او نگوئید.
یك شخصی میآید به شما میگوید من در یك مجلسی بودم یك نفر داشت غیبت شما را میكرد یا به شما تهمت میزد نگویید كی بود چون همینكه بگویید كی بود؟ كار تمام شد یعنی یك حالتی در نفس شما نسبت به او پیدا میشود و این خیلی مساله مهمی است این چیزی است كه ما اصلا لحاظ نمیكنیم آن حالا غیبت كرده و تهمت زده خودش و خدای خودش میداند باید برود درست كند ولی این طرف قضیه یك ذهنی را كه نسبت به یكی پاك است، خراب شده این دیگر تا آخر عمر درست نمیشود شما بزنید یك چشم را دربیاورید دیگر درآوردهاید.
اتفاقا یك قضیهای چندی پیش برای ما اتفاق افتاد نسبت به یك بندهخدایی یك جریانی بود، مدتی بعد یك بندهخدایی میآمد و خیلی اظهار تأسف میكرد مثلا این شخص یك چنین حرفهایی را زده بعد خود او میگفت، وقتی كه آن طور بود آن جور بود حالا كه این طور شده مثلا این طور، من از دو جهت یك دفعه خیلی ناراحت شدم یكی این كه چرا باید یك چنین حرفهایی باشد یكی این كه این چیزها در من نیست وقتی در من نیست برای چی باید یك چنین چیزی پیدا بشود كه افراد به گناه بیفتند؟ وقتی من این كار را نكردم خب حالا بیایند بگویند تو كردی خب این خودش گناه است حرام است ما خیال میكنیم فقط شراب و زنا حرام است بقیهاش حلال است. دوم اینكه یك حالتی در من پیدا شد عجب پس این هم از كسی كه آدم توقعی ندارد، یعنی موردی بود كه اصلا هیچ توقعی نیست حالا آدم از یك كسی توقعی دارد مسالهای نیست گفتم شما چرا این حرف را به من زدی؟! این اگر به من زده نمیشد بعدا هم قضیه صلح و صفا میشد هم صلح و صفا میشد هم به گوش من نمیرسید و هم ذهنیتی در من پیدا نمیشد! این بهتر بود یا این كه الان كه میخواهد صلح و صفا بشود با این خاطره صلح و صفا میشود؟! آن وقت ببینید آدم كه دیگر نمیتواند از ذهن خودش صاف كند بله اگر یك قدرت داشته باشیم كه آن را دِلیت كنیم (مثل كامپیوتر) خوب است، خدا به انسان یك قدرتی بدهد كه آدم بتواند.
