
جلسه ۶۴۲
فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس نکتهها و گفتههای استاد: سوال و جواب، احکام حج ـ امام حسین علیه السلام 23/3/1430
جلسه ۶۴۲
3تلمیذ: ...
استاد: یا اینكه مثلا كسی كه فرض بكنید وارد مكه میشود حج را میرود انجام میدهد وقت برای عمره ندارد بعد هم مضطر میشود كه برگردد میتواند شخصی را نیابت كند كه عمره را از طرف او انجام بدهد همان عمرهای كه به گردنش هست آن دیگر عمره عمرة ورود به حرم است در واقع آن عمره ورود به حرم و مكه است، میتواند یكی را نایب كند كه برود انجام بدهد.
تلمیذ: ...
استاد: بله، خب البته ورود در حرم بر كسی كه نیت برای حج دارد باید به حال احرام باشد آن از نظر است، غیر از كسی است كه حالا در حرم است بعد حالا میخواهد بیرون از مكه بعد به مكه برود، كسی كه از بلاد نائیه میآید آن برای ورود در حرم احرام میخواهد.
تلمیذ: ...
استاد: مثلا داریم كه لقب سیدالشهداء قبل از قضیة عاشورا به حمزه اطلاق میشد و بعد از قضیة عاشورا آن لقب فقط به سیدالشهداء برگشت و تعلق گرفت یعنی این جریان عاشورا این دیگر جهت عیدیت فطر و عید قربان و اینها را برداشت چون آن عیدی كه مشترك بین همه هست عید فطر و قربان است.
تلمیذ: ...
استاد: نه همین است یعنی آن جهت سرور و عید بودن بخاطر این مصیبت منتفی شده مگر با ظهور، چون داریم هموم و غموم ما اهل بیت این مرتفع نمیشود مگر با ظهور امام زمان این هم همین است الذی جعلته للمسلمین عیدا این جنبة عیدیت دیگر برداشته میشود با آمدن واقعة عاشورا، دیگر عیدی در واقع نیست.
تلمیذ: ...
استاد: بله یعنی باطن قضیه، آن حقیقت قضیه آن جنبة سرور واقعی كه مترتب بر عید هست آن دیگر یك اثری این قضیه در عالم ملكوت گذاشته كه آن ...
من این مساله را نمیدانستم شنیده بودم ولی قضیه را متوجه نمیشدم، قبل از این مسالهای كه برای مرحوم آقا اتفاق افتاد اصلًا از نقطة نظر نفسی و اینها یك حال و هوای دیگر داشتیم ولی بعد از آن جریان خیلی عجیب است كه دیگر آن حال و هوا نیست گرچه خب مثلا میخندیم انگار مثلا الكی خوشیم ولی آن حالی كه در آن موقع من احساس میكردم آن دیگر برای همیشه رفت، رفت كه رفت كه رفت حالا نمیدانم بگویم بعد از این هم همین خواهد بود آن را نمیتوانم بگویم ولی آن جهت دیگر به اصطلاح نبود خب گرچه به حسب ظاهر حالات مختلفی انسان دارد، اما آنچه كه ته دلش سابق احساس میشد آن نیست، یك همچنین تشبیهی را هم ما نسبت به این قضیه داشته باشیم و آن خلاصه واقع مساله و جریان عاشورا دیگر رفت، آن حالت انبساط به اصطلاح عالم تكوین، عالم بشاشیت و انبساط عالم تكوین رفت، این قضیه قضیه عجیبی بود، خیلی عجیب است، یعنی این قضیه را نمیشود اصلًا بطور كلی فهمید، اصلًا امكانش نیست، مگر برای كسی كه او عارف باشد و از نظر ادراك متحد باشد او میفهمد بقیه بر سر و سینهشان میزنند.
