اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان ابهام ماهوی و تشخص وجودی در موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت جنس و فصل می‌پردازند. بحث با تحلیل چگونگی تبدیل ماهیت مبهم به یک حقیقت مشخص و متمایز در خارج آغاز می‌شود و با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند در نفی اجزاء عقلیه در بسائط ادامه می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از کلام شیخ‌الرئیس در الهیات شفا، نشان می‌دهند که تفاوت میان جنس و فصل، تفاوت در دو وجود جداگانه نیست، بلکه تفاوت در مرتبه ابهام و تفصیل است. در ادامه، این مبحث به حوزه معرفت انسانی و مراتب تجرد نفسانی پیوند می‌خورد و با نقد برخی رویکردهای سطحی در تقلید و شناخت اولیاء الهی، بر ضرورت عبور از کلیات مبهم و رسیدن به حقیقتِ واحدِ ولایت تأکید می‌شود. در نهایت، جلسه با تبیین این نکته به پایان می‌رسد که فصل حقیقی انسان، همان میزان تجرد نفسانی و اتصال او به مبدأ هستی است.

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

6
  • از اینجا معلوم مى‌شود که اصلاً او این فصل ممیز را كه باعث مشخص شدن این هست نفهمیده است و در همان ابهام باقى مانده است. یك چیز مبهم! لذا می‌گوید که همه دارند در راه هدایت مى‌كنند و همه خوب‌اند و همه به‌دنبال «كُلُ‌ مَن‌ فى‌ الوُجودِ یَطلُبُ‌ صَیدا»1 هستند، حالا تو یك تكه‌اش را از او بگیر و یك تكه‌اش را از این بگیر و یك تكه‌اش را از دیگری بگیر و صلوات بفرست و پى كارش برود تا قضیه تمام شود، این چیست؟ این همان در ابهام ماندن است، در جنس مشترك ماندن است، در همان مسئلۀ مجمل واقع شدن است و این مطلب است. شما خیال می‌کنید که جنس مشترک و فصل فقط مربوط به اعیان خارجى است؟! فصل ممیز در واقع همان حقیقت وجود انسان را تشكیل مى‌دهد و بحث باید آنجا برود.

  • فصل انسان به میزان تجرّد نفسانى او

  • البته مرحوم آخوند در بعضى جاها كه اشراقاتى به او مى‌خورد راجع به این قضیه صحبت مى‌كند كه اصلاً آن فصل انسان به آن میزان تجرّد نفسانى است كه شخص با مبدأ خودش پیدا مى‌كند آن فصل ممیز است والاّ بقیۀ افراد حیاتشان حیات حیوانى است و اگر شخص به آنجا نرسد در همان حیوانات باقى مى‌ماند! واقعاً دارم مى‌گویم! واقعاً شما تصور بكنید این افرادى كه در این دنیا مى‌آیند و مى‌روند ـ حالا چه مسلمان و چه غیرمسلمان از افرادی که داریم مى‌بینیم ـ واقعاً اینها موقع مردن انسان هستند؟! آدمى كه یك عمر دروغ گفته، كلك زده، سر مردم كلاه گذاشته، جنایت کرده و هزاران نفر را کشته و برایش اصلاً مسئله‌ای نبوده مثل همین جانیان تاریخ، حالا این آدم دارد از دنیا مى‌رود و نعوذ بالله یك سگ و گرگ هم بیایند کنارش بمیرند واقعاً اینها به خدا نمی‌گویند که خدایا این اشرف بر ماست یا ما اشرف بر این هستیم؟! خب این گرگ مگر چه‌کار كرده است؟! وقتی گرسنه مى‌شد مى‌رفت یك خرگوش مى‌خورد چون غذایش بود خب [اگر قرار بود نخورد] خدا باید شكم این را علف‌خوار درست بكند! خود خدا گفته برو خرگوش بخور، اگر گوسفند در گله پیدا كردى برو بخور، حالا یك شخص جانى قسّى القلب دارد مى‌میرد و کنارش هم این گرگ دارد مى‌میرد، واقعاً ما مى‌توانیم این جانى و قاتل و از هر درجۀ انسانى منحط شده را بیاوریم و با آن ذئب در یك كفۀ ترازو قرار بدهیم؟! كجاى این شخصِ قاتل به این مراتب انسانى مى‌خورد؟! لذا این در روز قیامت با همان جنبۀ حیوانى محشور مى‌شود.

    1. الله ‌شناسی، ج 2، ص 15:
      كُلُّ مَن فى الوُجودِ یَطلُبُ صَیداً *** إنَّما الاختِلافُ فى الشَّبَكاتِ
      «تمام كسانى كه در عالم وجود موجودیّت دارند، دنبال صیدى مى‌گردند. فقط و فقط اختلاف و تفاوت میان ایشان، در كیفیت دام‌هائى است كه مى‌گسترند و شبكاتى است كه در آن صیدشان را گرفتار مى‌كنند.»