
تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
تحلیل نسبت میان ابهام ماهوی و تشخص وجودی در موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت جنس و فصل میپردازند. بحث با تحلیل چگونگی تبدیل ماهیت مبهم به یک حقیقت مشخص و متمایز در خارج آغاز میشود و با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند در نفی اجزاء عقلیه در بسائط ادامه مییابد. استاد با بهرهگیری از کلام شیخالرئیس در الهیات شفا، نشان میدهند که تفاوت میان جنس و فصل، تفاوت در دو وجود جداگانه نیست، بلکه تفاوت در مرتبه ابهام و تفصیل است. در ادامه، این مبحث به حوزه معرفت انسانی و مراتب تجرد نفسانی پیوند میخورد و با نقد برخی رویکردهای سطحی در تقلید و شناخت اولیاء الهی، بر ضرورت عبور از کلیات مبهم و رسیدن به حقیقتِ واحدِ ولایت تأکید میشود. در نهایت، جلسه با تبیین این نکته به پایان میرسد که فصل حقیقی انسان، همان میزان تجرد نفسانی و اتصال او به مبدأ هستی است.
تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
5آنوقت حالا شما نگاه بكنید همینها مىگویند: خب حالا آخرت را كنار بزنیم یعنی چه؟! بله، از روى ادب و احترام مىگویند كه بله هرچه فلان و ... ولى حالا تو را در آخرت ببرند و دوتا گلابى و سهتا حورالعین نشانت بدهند و فلان و این حرفها، باز هم همین را مىگویی؟! اینها چه چیزى را ادراك كردند؟! واقعاً اینها چه لذت و مرتبهاى را ادراك كردند كه دیگر هر لذت و نعمتى كه صورت خارجى به خود بگیرد ـ چه صورت دنیوى و چه صورت اخروى ـ براى اینها خندهآور است. اینها از صورت گذشتهاند و مراتب آخرت مراتب صورت است منتها آن مراتب مختلفۀ هشتگانۀ بهشت و اینها از نقطهنظر كیفیت تجرد و صورت تفاوت مىكند.
جنت منتخب اولیاء
تعریف جنة الذات
جنتى را كه اینها انتخاب كردند جنة الذات است، جنة الذات هم همان در زیر سایۀ ولایت است، اینها او را انتخاب كردند و او هم كه صورت ندارد و اینكه او را انتخاب كردند نهاینکه آمدند چشمشان را بستند بلکه رفتند، چشیدند، دیدند، لمس كردند و حس كردند و بر همۀ دنیا و آخرت و ما فیهما هم مىخندند بعد هم آمدند گفتند که ما رفتیم و دیدیم و از پیش خودمان هم حرف نمىزنیم، واقعیت و حقیقت را داریم بیان مىكنیم. حالا ما در سر همدیگر مىزنیم و در این قضایا و مسائل گیر هستیم.
معنای تقلید کردن در احکام شرعی
خلاصه ما نگاه مىكنیم میبینیم این آقا بعد از پانزده سال خدمت مرحوم آقا بودن مىگوید که چه اشكال دارد آقاى خوئى اعلم باشد؟! حالا آدم از او تقلید مىكند ولى از ایشان دستور مىگیرد! تقلید یعنى چه؟! یعنى جنابعالى نمازى را كه دارى مىخوانی، ارتباطى كه دارى برقرار مىكنى، ربطت با خدا را دارى از او مىگیرى، معنایش این است! تو با خدا از آن دریچه دارى ربط پیدا مىكنى. قضیه این است! دو جا، دو قسم، دو مورد، مسائل فقهی را از او میپرسیم و یونسیه و لا إله إلا الله را از ایشان مىگیریم یعنی چه؟! خب تو كه همه را برداشتى به او سپردى و بعد یك لا إله إلا الله و یونسیه در انتها ماند خب اینها را هم از او بگیر، او هم كه نمىگوید: نگو، مىگوید: بگو آقا، صلوات بفرست، لا اله إلا الله بگو، استغفار كن، هرچه مىخواهی بگو، ذکر است!
