
تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
تحلیل نسبت میان ابهام ماهوی و تشخص وجودی در موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت جنس و فصل میپردازند. بحث با تحلیل چگونگی تبدیل ماهیت مبهم به یک حقیقت مشخص و متمایز در خارج آغاز میشود و با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند در نفی اجزاء عقلیه در بسائط ادامه مییابد. استاد با بهرهگیری از کلام شیخالرئیس در الهیات شفا، نشان میدهند که تفاوت میان جنس و فصل، تفاوت در دو وجود جداگانه نیست، بلکه تفاوت در مرتبه ابهام و تفصیل است. در ادامه، این مبحث به حوزه معرفت انسانی و مراتب تجرد نفسانی پیوند میخورد و با نقد برخی رویکردهای سطحی در تقلید و شناخت اولیاء الهی، بر ضرورت عبور از کلیات مبهم و رسیدن به حقیقتِ واحدِ ولایت تأکید میشود. در نهایت، جلسه با تبیین این نکته به پایان میرسد که فصل حقیقی انسان، همان میزان تجرد نفسانی و اتصال او به مبدأ هستی است.
تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
4مظلومیت امام زمان علیهالسّلام
روزی خواهد رسید كه این مطالب دیگر خریدارى ندارد. ﴿أَلَيۡسَ ٱلصُّبۡحُ بِقَرِيبٖ﴾1 پیشبینى مىشود كه در آتیۀ نزدیك إنشاءالله دیگر مسئله به كیفیتى درآید كه واقعاً مردم بهدنبال ولایت و طالب آن حقیقت مطلقه باشند و چشم و گوش خودشان را از این مظاهر و تبلیغات و این شعارها كه فریبها، نیرنگها، دوروئىها، خودنمایىها و تظاهرها در آنها نهفته است [دور نگه دارند] و من گاهى مىگویم که اصلاً بابا از این امام زمان علیهالسّلام ما كسى را مظلومتر نداریم و همه داریم به اسم امام زمان هر كارى مىكنیم. مردم نماینده وارد مجلس مىكنند امام زمان را وسط مىكشیم و میگوییم: ما تشكر مىكنیم كه شما آمدید و این را دربست امضاء فرمودید و مهر زدید و معلوم میشود که تابهحال از امام زمان در این قضایا و مسائل مملكت هیچ خبرى نبود، دیگر آنقدر [گفته] شد كه یكى از همین آقایان رفته بود و گفته بود که چه خبر است هر كارى مىكنید در مملكت امام زمان، امام زمان را وسط مىكشید؟! خب اگر امام زمان هست پس دولت قبلى هم امام زمان هست خب چرا دیگر فحش مىدهید؟! چه كسى را دارید مسخره مىكنید؟! دست امام زمان در آن هشت سال قبل بسته بود و فقط در سه سال شما دستش باز شد؟! یا در آن قبلىها دستش بسته بود؟!
عواقب بازى كردن با عقاید دین
اینطور بازى كردن با عقاید دین حساب و كتابى دارد، آنقدرها هم خدا صاف ننشسته كه هر كسى هر حرفى بزند.
جملۀ نشاندهندۀ فصلِ مشخِّصه و معیّنۀ علامه طهرانی
آنوقت این بزرگان را شما نگاه كنید ببینید چه مسئلهاى دارند و [چه میفرمایند]: ما دنیا را و هرچه كه در دنیا هست به اهلش دادیم و آخرت را و هرچه كه در آخرت هست به اهل آخرت سپردیم و فقط از دنیا و آخرت ولایت او و همنشینى با او را گرفتیم و خدایا تو مىدانى كه ما غیر از این نداریم.2 این واقعاً یك كلام و جملهای است که ما باید این را بنویسیم و روى میزمان بگذاریم. من این كار را نسبت به بعضى از این اعلانهایى كه هست خواهم كرد و در نظرم بود ولى فراموش كرده بودم. همین یك جمله نشاندهندۀ فصلِ مشخِّصه و معیّنۀ مرحوم آقا است همین یک پاراگراف و همین ایشان را از بقیۀ طبقات و تازه به دوران رسیدهها و صاحب كتب و تألیفها جدا مىكند و همه را در یك طرف مىگذارد و همه را علىٰ مراتبهم در كنار مىگذارد و این نشان مىدهد كه آن حقیقت عالیه و راقیه چه باید باشد.
- . سوره هود (11) آیه 81.
ترجمه: «آیا صبح نزدیک نیست؟!» (محقق) - . معاد شناسى، ج 9، ص 382:
«خداوندا تو مىدانى و از ته ضمیر ما خبر دارى كه نه تنها ما شفاعت را قبول داریم! بلكه غیر از امید به شفاعت موالى خود چهارده معصوم پاك چیز دیگرى در بساط نداریم! ولایت آنان و برائت و بیزارى از اعدائشان، سر لوحه لوح ماست كه قبل از نوشیدن شیر در ما بوده، و پس از مرگ هم برون نخواهد رفت. دنیا و ما فیها و آخرت و ما فیها را به اهلش و به طالبانش سپردیم، و غیر از محبّت خالص و بىشائبۀ این خاندان نه طلبى است و نه مطلوبى.»
- . سوره هود (11) آیه 81.
