اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فصل و جایگاه آن در نفس ناطقه

تبیین تفاوت آثار وجودی با هویت مجرد انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فصل» در فلسفه و تمایز آن از آثار و عوارض خارجی می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که فصل، حقیقتِ مجردی است که مبدأ آثار و عوارض گوناگون بر یک موجود است و نباید با نمودهای مادی و متغیر آن در عالم خارج خلط شود. استاد با نقد نگاه عوامانه به هویت انسان، بر این نکته تأکید می‌کنند که نفس ناطقه و حقیقتِ فصلیِ انسان، وابسته به بدن عنصری نیست و پس از انتقال به عوالم دیگر، مسیر کمال و فعلیت خود را ادامه می‌دهد. در ادامه، با استناد به مقام اولیاء الهی و حضرت رقیه (س)، این پرسش پاسخ داده می‌شود که چرا دیدگاه ما نسبت به مقامات معنوی باید از سطح ظواهر مادی فراتر رود. در نهایت، تفاوت اشراف نفس در دنیا و آخرت و معنای دعای «رب زدنی فیک تحیراً» در پرتو علم کلی و ظهورات اسماء الهی بررسی می‌شود.

حقیقت فصل و جایگاه آن در نفس ناطقه

9
  • تلمیذ: ...

  • استاد: ببینید بحث اشراف و اینها بحثى است كه مربوط به اطلاع انسان نسبت به احكام كلیه و احكام تكلیفیه و انطباقش با موجودات خارجیه در هر زمان و در هر مكانى مى‌شود. این یك بحث است و بحث دیگر بحثى است كه خود صفات و اسماء ربوبى آیا داراى محدودیت هستند یا نیستند؟! آن یك مطلب دیگر است. فرض كنید كه الآن من در این اتاق هستم آنچه را كه الآن در این اتاق مى‌بینم آیا واقع هست یا نیست؟ الآن بیرون از این اتاق نیستم ولى آنچه كه در این اتاق هست، این اتاق الآن محدود به یك دیوار در آنجا و یك دیوار در اینجا و این دو مستطیلى است كه مثلاً هفده متر مساحت این اتاق تشکیل می‌دهد. خبرى از صحن فیضیه ندارم كه الآن آنجا چه خبر است، آیا من نسبت به آنچه كه در این اتاق الآن هست ـ گرچه من بیرون نرفتم و اطلاع وسیع‌ترى نسبت به فضاى این مدرسه، درخت‌هایش، حوضش، آبش، باغچه‌ها و اینها ندارم ـ جاهل هستم یا عالم هستم؟! صحبت ما در این است. آن ‌کسی كه مى‌گوید: جغرافیا، ما داریم در محدودۀ این اتاق صحبت مى‌كنیم، برای كسى كه الآن در این اتاق هست فرقى نمی‌کند که این كاغذ در اینجا باشد یااینكه در این‌طرف دستگاه‌ها باشد، در هردو طرف دارد كاغذ را مى‌بیند، این كاغذ الآن در اینجاست بعد حركت كرد به اینجا رفت، این چه كارى به صحن فیضیه دارد؟! اشرافى كه یك ولىّ خدا دارد مى‌كند نسبت به مطالبى كه در این عالم وجود اتفاق مى‌افتد و نسبت به حقایقى كه بعد هست و مصالحی که هست و اشرافى كه بر نفوس دارد و آن سعه و استعدادهایی كه بعد پیدا مى‌شود و منطبق بر آن سعه‌ها و استعدادها باید تكلیف بیاورد همۀ اینها آن چیزى است كه شما در این اتاق دارید مى‌بینید و این چه فرقى در اینجا وجود دارد؟! چه جهلى در اینجا وجود دارد؟! حالا نسبت به صحن فیضیه بنده اطلاع ندارم، به این اتاق چه ربطى دارد؟! آنچه را كه در این اتاق هست [را می‌بینم] الآن ایشان در اینجا نشسته‌اند، ایشان در اینجا نشسته‌اند و همین‌طور یکی‌یکی و بعد به اینها ختم مى‌شود، این از افرادى كه در اینجا هستند. كتاب‌هایى كه دارند، وسائلى كه در اینجا هست، سنگى كه هست، ساعتى كه هست، در محدودۀ این اتاق آیا جهل وجود دارد یا ندارد؟ پیغمبر این است‌.