جلسه ۶۴۰
7تلمیذ: ...
استاد: مساله اشراف ببینید صحبت اینكه اشراف بیشتر است اشراف چیست؟ آیا اینكه اشراف بیشتر است از محدودة تربیت خارج است یا نه؟ آن اشراف بالاتر به آن میزانِ برای تربیت و علم چه ارتباطی دارد؟
تلمیذ: ..
استاد: ببینید اطلاع بر مشیت در هر دو جا هست و یكسان است اینطور نیست كسی كه از اینجا برود در جای دیگر آن احاطهاش یك مرتبه بالا برود و یك امر جدیدی پیدا بشود احاطهای كه فرد نسبت به مشیت پیدا میكند این احاطه به رفع مانع و رفع حاجب است، مثال كه برای شما زدم این مثال مثال خوبی بود ببینید شما الان در یك حالت توجهی الان هستید علم شما استعداد شما، هوش و ذكاء و آن به اصطلاح خصوصیات نفسانی شما برای ادراك علوم یك محدودیت خاصی دارد و در آن محدودیت شما میتوانید از علوم استفاده كنید تا جایی كه آن محدودیتها به شما اجازه بدهد این هست یا نیست؟ این آمادگی را هركدام از ما داریم كه با توجه به آن استعدادی كه داریم به آن فهمی كه داریم و به آن چیزی كه داریم بتوانیم كتاب اسفار را كه باز میكنیم بتوانیم بفهمیم، فصوص محیالدین را كه باز میكنیم بتوانیم بفهمیم مساله ریاضی را نگاه میكنیم بتوانیم حل بكنیم درست شد اینها همه بستگی به آن میزان و قدرتی است كه هر شخصی یك مقداری از آن میزان و قدرت را دارد یكی حالا این مساله ریاضی را در یك ساعت حل میكند یكی در نیم ساعت حل میكند و یكی هم در یك دقیقه حل میكند درست شد همة این سه مرتبه كه در اینجا هست بر حسب این موقعیتی كه دارند بر آن حسب موقعیت اینها میتوانند به این مطلب دسترسی پیدا بكنند آن كسی كه مسالة ریاضی را در یك ساعت حل میكند بواسطه رفتن از این دنیا به آن دنیا یك دفعه به نیمساعت تبدیل نمیشود آن باز همان یك ساعت است آنی كه در نیمساعت حل میكند بواسطة رفتن در این دنیا یك دقیقه نمیشود باز همان نیم ساعت است آنی كه یك دقیقه حل میكند باز همان یك دقیقه است پس فرقش چیست؟ فرقش اینجاست شما كه در اینجا الان این مساله ریاضی را در نیم ساعت حل میكنید در چه شرایطی حل میكنید؟ در شرایطی كه سردرد نداشته باشید، در شرایطی كه غذا زیاد نخورده باشید اما اگر یك كلهپاچه با سه تا نان سنگك نمیدانم صبح تناول فرموده باشید نه تنها مساله ریاضی را حل نمیفرمائید بلكه سلام و علیك به رفیقتان را هم یادتان میرود شیخ را سید میبینید و سید را شیخ میبینید چشمهای یك طور دیگر دارد كار میكند، قاعده مساله ریاضی حل كردن نان و پنیر خوردن است به مقدار كم نه یك كلهپاچه و امثال ذلك، شرایط برای این استعداد برای نیمساعت را دارید ولی استعداد كی بروز میكند؟ وقتی كه سردرد نداشته باشید دلدرد نداشته باشید عرض كنم حضورتان گرفتاری نداشته باشید خبر بدی به شما نرسیده باشد اشتغال فكری نداشته باشید این مجموع این مطالب كه اگر رفع بشود مزاج و فكر در شرایط آماده برای حل باشد شما این مساله ریاضی را نیم ساعته حل خواهید كرد درست شد این را میگویند استعداد نفس ناطقه برای حل این مساله و این مطلب علمی حالا اگر شما آمدید و همین كه میخواهید مساله را حل كنید دلدرد گرفتید قرص معده را یادتان رفته بود بخورید چی میشود؟ حل نمیشود این است قضیه، آن پیغمبر و اولیاء خدائی كه در این دنیا هستند همانهایی هستند كه در همان مرتبهاند یا یك دقیقه حل میكنند یا نیم ساعته حل میكنند یا یك ساعته یا ده ساعته یا صدساعته، آنجا چیزی اضافه نمیشود یعنی رسول خدا كه الان از این دنیا رفته اشرافی كه هست نه به معنای این است كه بر مصلحت واقعیه اشراف دارد و در آن موقع نداشته نه اینكه در آن موقع كه در دنیا بوده عمرو را فرزند عادلی میدید حالا كه آمد در این دنیا میبیند فاسق است نه اینكه در آن دنیا كه بوده برای تربیت او یك دستور بوده حالا كه اینجا آمد بگوید من اشتباه كردم یك دستور دیگر بدهد تمام اینها چیست؟ همه باطل است آنچه را كه نفس رسول خدا نسبت به مقام مشیت و اراده پروردگار در دنیا میدید همان را الان در آخرت میبینید بدون هیچ كم و زیادی ولكن از باب اینكه خود نفس وجود در دنیا یك عایقی است خود نفس بودن در این دنیا یك عایق است خود نفس تعلق به بدن و امثال ذلك.

