اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختی‌های بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آن‌هاست، توضیح می‌دهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانه‌های سطحی و ابزاری، دچار فریب می‌شوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه می‌رسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون می‌شود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین می‌کنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقت‌های فلسفی و ضرورت‌های اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار می‌سازد.

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

9
  • فصل عبارت از یك حقیقت نوعیه و نفسیه

  • بنابراین كلام مرحوم آخوند كه در اینجا مى‌فرمایند: یك فصل عبارت از یك حقیقت نوعیه و نفسیه است كه آن حقیقت نفسیه منشأ براى این آثار است، این یك مسئله‌اى واقعى و حقیقى است و انسان یك مقدارى كه از این ظاهر ـ نه‌اینکه حالا فرض كنید دید بزرگان و اولیاء و عرفا را پیدا بكند ـ یك مقدارى با طهارت نفس، مراقبه، تزكیه و تربیت از مرتبۀ ظاهر عامیانه و عوامانه بیرون بیاید، نه خیلى بالا بیاید، همین‌که دوتا پله بالا بیاید، این شخص تمایز و افتراقى را كه در آن نفوس مختلف وجود دارد را تشخیص مى‌دهد كه هركدام از این نفس‌ها یك حقیقت خاص به خود را دارند كه آن حقیقت خاص به خود با تغییر صور، شكل، كم و كیف تغییر نخواهد كرد و هركدام از اینها براى خود یك عالم خاص دارند.

  • من‌باب‌مثال انسان این حیواناتى را كه درنظر مى‌گیرد، هركدام از اینها براى خود یك عالمى دارند؛ خرگوش، گوسفند، شیر، ببر و پلنگ هرکدام از اینها براى خود یك عالم خاص دارند. شما یك پلنگ و یك ببر را در كنار شیر بگذارید، آن كسى كه باید بفهمد، مى‌فهمد. هردو را نگاه بكنید مى‌بینید هردو درنده، مفترس، داراى خصوصیات و جوارح افتراسیه هستند ولى وقتى كه در آن شكل و چشم اینها نگاه مى‌كنید، مى‌بینید که این یك چیز دیگر است كه با آن تفاوت مى‌كند. این یك خصوصیاتى دارد كه نمى‌توانید به او شكل و تصویر خارجى بدهید. این براساس آن خصوصیاتش است كه یك جا مى‌ایستد و یك جا حمله مى‌كند! آن براساس آن خصوصیاتش است كه همیشه حمله مى‌كند. این براساس‌ این خصوصیتش است كه از یك جا اغماض مى‌كند و یك جا را اغماض نمى‌كند اما آن این‌طور نیست و در او یك جهت نفسانى هست كه سیر هم باشد حملۀ خود را مى‌كند. هر جا مى‌خواهد باشد، كار خود را انجام مى‌دهد.