اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختی‌های بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آن‌هاست، توضیح می‌دهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانه‌های سطحی و ابزاری، دچار فریب می‌شوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه می‌رسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون می‌شود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین می‌کنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقت‌های فلسفی و ضرورت‌های اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار می‌سازد.

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

8
  • تفاوت مجذوب سالک و سالک مجذوب

  • آن شخصى كه مجذوب سالك است اصلاً نفس آن شخص اقتضاء یك هم‌چنین حركت و جهتى را مى‌كند و آن دیگرى نمى‌تواند مجذوب سالك باشد یعنى اگر بخواهد او مجذوب سالك باشد، اصلاً به سر او مى‌زند! سیستم او به‌هم مى‌خورد! ممكن است این قضیه در جسم و در سیستم فیزیكى او بخواهد تأثیر بگذارد و تمام امعاء و احشاء او را درب و داغان كند! آن كسى هم كه سالك مجذوب است و باید طریق تربیت را در پیش بگیرد، مجذوب سالك نمى‌تواند بیاید كار او را انجام بدهد. بخواهد کار او را انجام بدهد، خود او به‌هم مى‌ریزد؛ یعنى دو قسم شاكله در اینجا وجود دارد، برای یك شاكله آن كیفیت را درنظر گرفتند و برای یك شاكله این کیفیت را درنظر گرفتند. بله، ممكن است همین شخص سالك مجذوب در بعضى از مراتب آن جنبۀ مجذوب سالك را پیدا كند و بعد دوباره برگردد و تغییر و تحولات در او پیدا بشود. همه یك میزان نیست و آن شخص هم به یك مرتبه برسد كه مرتبۀ بقاء او غلبه كند و بعد سالك مجذوب بشود. هر شخصى در هر موقعیت باید به همان وضعیتى كه براى او در آن موقعیت قرار دارد عمل كند. به [وضعیت] دیگرى نمى‌تواند عمل كند، لذا هیچ‌وقت شما نمى‌توانید بگویید که چرا من او نیستم و او من نیست؟ ممكن است همان شخص بگوید: اى كاش من او بودم! یعنى درعین‌حالی كه شما به دیگرى غبطه مى‌خورید، در شما یك حقیقتى پنهان شده كه دیگرى به شما غبطه مى‌خورد! شما باید راه خود را بروید! هركسى باید مسیر خود را برود! الآن این فهم و موقعیتى كه من دارم همین فهم و موقعیت اقتضاء مى‌كند كه این مسیر و راه را طى بكنم و اگر خلاف كردم دیگر خودم را تباه كردم. دیگر نه سلوك جذبى دارم نه جذب سلوكى دارم! هیچ‌کدام را دیگر ندارم و در اینجا هردو را ازدست خواهم داد.