
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختیهای بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آنهاست، توضیح میدهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانههای سطحی و ابزاری، دچار فریب میشوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه میرسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون میشود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین میکنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقتهای فلسفی و ضرورتهای اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار میسازد.
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
7دنیا مقدمۀ آخرت
با یك نگاه كردن و یك سلام و صلوات دل و دین را مىدهیم؛ یعنى هم دنیا و هم آخرت خود را مىدهیم! همه را مىدهیم. وقتى دنیا برود، آخرت هم رفته است؛ چون دنیا مقدمۀ آخرت است و اگر كسى دنیاى خود را تباه كند دیگر سرمایهاى براى آخرت در دست او باقى نمىماند! بیخود شما در این دنیا نیامدید! آنوقت بعد معلوم مىشود اِ عجب! پس این مدتها و سالها و این روزهایى را كه ما اینهمه کار برای این آقا كردیم او همچنین شخصی بود؟! خب این حرفهایى كه بعد از سالها مىشنویم، اگر یك کسى این حرفها را از اول بشنود، دیگر دل و دین خود را نمىدهد!
اینها چه بوده است؟! همۀ این حرفها مخفى بوده و چیزهاى دیگر ظاهر بوده است! آن شخصی كه باطن را مىبیند، آن مواردی كه ظاهر نمىشود را مىبیند و جلو مىآورد و میگوید که بابا آخر آن، این است و باطن او این است. آدم تعجب مىكند و دست روى دست مىگذارد! اِ پس این حرفهایى كه مىزنند، درست است؟! بیا نگاه كن ببین چه خبر است، بیاوبرویى دارد! این حرفهایى كه مىزنند درست است؟ آدم قبول نمىكند، قبول نمىكند، یکدفعه مىبیند اِ سالها گذشت، یكمرتبه فهمید اى داد بیداد! كلاهى به سر او رفته كه تا ناف خود پایین آمده است! حالا پایینتر هم ممكن است بیاید! بعضى كلاهها پایینتر مىآید زانوها را مىگیرد و تا كفش آدم هم مىرسد! كلاهها مختلف است كلاه تا كلاه داریم! بسته به این است كه چقدر مواد در آن بهكار رفته است! همۀ اینها بهخاطر این است كه ما به این فصل مرحوم آخوند توجه نكردهایم!
تفاوت خصوصیات روحی افراد و تفاوت تکلیف آنها
تلمیذ: اشخاصى كه مجذوب هستند چگونه است؟
استاد: نه ببینید براى هر كسى خدا یك تكلیف و یك پروندهای دارد. مجذوب داریم، سالك مجذوب داریم، مجذوب سالك داریم. هر كسى یك حسابوكتاب خاص به خود را دارد و كسى نمىتواند نسخۀ دیگرى را براى خود بپیچد. الآن شما داراى یك مزاج هستید و من داراى یك مزاج هستم. دل هردو ما هم درد گرفته است و پیش دكتر مىرویم. دكتر به بنده استامینوفن مىدهد و به شما بروفن مىدهد. حالا بگویم که چرا به شما بروفن داد و به من نداد، شما به من میگویی که خب بروفن را بخور. مىخورم یکدفعه مىبینى معده بههم ریخت! من ناراحتى معده دارم اگر بخواهم بروفن بخورم خونریزى مىكنم ولی استامینوفن آن ناراحتى را ایجاد نمىكند و موجب باز شدن جراحت اثنىعشر نمىشود. هردو هم دل درد داریم و هردو هم نیاز به مسكّن داریم ولى مسكّن براى شما یك نوع است و براى من یك چیز دیگر است. خصوصیات روحى افراد هركدام بر حسب شاكلۀ خود آنها در این عالم وجود پیدا كرده است و بر آن اساس هر شخصى براى ارتقاء رشد خود و تكامل خود و رسیدن به آن قسمت فعلیت، تكلیف و وظیفهاى دارند. عبور از این استعداد و رسیدن به آن فعلیت، یك برنامه و راه و طریقى را مىخواهد كه آن راه و طریق براى هر شخصى متفاوت است. لذا مىفرماید: «الطُّرُقُ إلى الله بِعَدَدِ النفوس یا أنفاسِ الخَلائِق»1 معنای این همین است كه هر نفسى یك راه جدایى دارد كه آن راه با دیگرى فرق مىكند.
- . مرحوم سیّد حیدر آملى این عبارت را روایت نبوى تلقّى نموده، و در جامع الأسرار و منبع الأنوار در سه موضع (صفحات: 8، 95، 121) بدان استناد جسته است. (محقق)
