
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختیهای بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آنهاست، توضیح میدهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانههای سطحی و ابزاری، دچار فریب میشوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه میرسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون میشود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین میکنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقتهای فلسفی و ضرورتهای اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار میسازد.
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
6حالا چهبسا اینكه آن خصوصیات ظاهرى به جهات مختلف با خصوصیات یك نوع دیگر هم متحد و متفق باشد، اشكال ندارد. یك نفر از اینهایى كه تئاتر و فیلم بازى مىكنند را فرض كنید؛ وقتى که شخص در این فیلم بازى مىكند، انگار خود آن شخص حیات و زندگى مجدد پیدا كرده است و یك طورى هم او را درست مىكنند كه عین همان شخصی است كه دارد از طرف او نقش بازى مىكند! عین همان حركات و سكنات را درمىآورد. یا آنهایی که صدای خود را شبیه انسانهای دیگری مىكنند، خیلىها هستند که صدای خود را شبیه صداهاى دیگر مىكنند، امكان ندارد انسان تشخیص بدهد! یعنى یک دفعه من از یك فردی صدایى شنیدم، اصلاً یك در هزار هم در ذهن من نیامد كه تقلید است و صدای آن شخص نیست! حالا این استعدادها چگونه است كه خدا به بعضىها مىدهد و آنها مىتوانند یك همچنین تقلیدهایى بكنند؟! چنان تقلید صددرصدى که گاهى اوقات از خود اصل آنهم بهتر است، مىگویند: جنسهای بدلى كه درست مىكنند، گاهى اوقات از اصل آنهم ترجیح دارد! یعنى اصل آن به این خوبى و قشنگى نیست! آنچنان این بدل بر آن خصوصیات و کیفیات غالب آمده كه اینطور تصور مىشود. اصلاً انگارنهانگار که انسان متوجه بشود که همچنین چیزی وجود دارد! ولی بعد میبیند فرق میکند. آنوقت در اینجاست كه دیگر اهل خبره مىخواهد.
فرض كنید یك نفر بیاید و مثلاً صداى مرحوم آقا1 ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ را تقلید کند و بعد از قول ایشان نوار ضبط كند و بگوید که فلان كار را بکنید! خب چه خواهد شد؟! همه چیز جابهجا خواهد شد! آن موقع مىشنیدیم كه مىگفتند: اگر مطلبى به نظر شما درست است، از قول ایشان نقل كنید! وقتی که یك همچنین ایده و نظریهاى باشد، خیلى خب فردا هم بلند مىشوند مىآیند و خود صداى آقا را درمىآورند و میگویند که اینهم دلیل و مستند! بعضى اوقات صوتهاى تقلیدى را مىشنوم، اصلاً بههیچوجه متوجه نمىشوم که این صدا تقلیدی است. حالا با دستگاههای جدیدی که آمده دیگر نورٌ علىٰ نور شده و دیگر صددرصد است و ردخور هم ندارد؛ یعنی عین صدا را برمىدارند و متن از خود و صدا از دیگرى است و روى این متن را صدا مىگذارند و با یك درجه و فركانس و اكولایزر و بالا و پایین كردن عین همان صدا را بدون كمترین انحراف و اعوجاجى این مسئله را نشان مىدهند. و اینجاست كه دیگر این كلام بزرگان راجع به این قضیه كه دنبال هركسى نروید، به هرجا سر نسپرید، دست در دست هر كسى ندهید، وقتى مىخواهید از شخصى تقلید كنید، باید بروید تفحص كنید [روشن میشود]. خصوصیات، سفر، حضر، مرض، صحت، عسر، یسر، حالات مختلف، فراز و نشیب زندگى او را ببینید و با معیارهاى خودتان تست كنید. دیگر اگر مثلاً آخرِ آخر برای شما هیچ شك و شبههاى نبود، آن موقع راجع به مسئله تصمیم بگیرید. همۀ این حرفها بهخاطر همین است.
- . علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی رضوان الله تعالی علیه.
