
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختیهای بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آنهاست، توضیح میدهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانههای سطحی و ابزاری، دچار فریب میشوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه میرسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون میشود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین میکنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقتهای فلسفی و ضرورتهای اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار میسازد.
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
11دیروز یكى از رفقا آمده بود، راجع به خلاف بودن، سرهم كردن، نفاق و حیله و كلك یکی از اقوام خود مىگفت که این یك آدمى است كه اگر بیاید پیش شما بنشیند، یك ساعت براى شما صحبت مىكند و شما تصور مىكنید این سلمان فارسى عصر است! درحالىكه هیچ كسى نبوده الاّ اینكه این او را تیغ زده است! یعنى هر كسى با این شخص برخورد كرده، افاده و افاضۀ او به آن رسیده است! مىگفت: چنان این عجیب است که اصلاً اعجاز پروردگار است! طوری صحبت میکند که اصلاً میگویی این یك مرجع تقلید است یااینكه سلمان است! نظیر آن نیست! درحالىكه قالتاق است و این دست شیطان را راستراستی مىبندد!
خیلى خب حالا همه كه اینطور نیستند، اینها كه خیلى زیاد هستند، خیلى كمتر از اینها مىآیند آدم را سركیسه مىكنند و سر آدم را یك طور دیگرى کلاه میگذارند. حالا شما نگاه كنید ببینید كه اگر ما آن دید باطن را نداشته باشیم و از آنطرف مسئولیتهاى مهم هم بر دوش ما باشد، آیا از این فریبى كه اینگونه افراد انسان را به آن مبتلا مىكنند ایمن هستیم؟! وقتی مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ مىفرمودند كه باید انسان متصل باشد والاّ هر كسى مىخواهد باشد، از مكر شیطان ایمن نیست. این برای این مسئله است كه جلوى آدم مىآیند یك طورى صحنه را درست مىكنند، مقدمهچینى مىكنند و مسائل را بهوجود مىآورند، بعد معلوم مىشود عجب! اصلاً قضیه این نبوده است! خب همه كه اینطور نیستند.
خلاصه بهخاطر عدم اطلاع بر فصول حقیقیه یا به عدم وضع اسامى براى فصول حقیقیه انسان مضطر ـ چون براى آن فصول حقیقى كه اسمى نمیشود گذاشت چون یك مسئلۀ باطنى است ـ به انحراف از آن فصول حقیقیه به لوازم و علامات مىشود و به اینها فصل مىگوید؛ حساس، متحرك بالإراده، ناطق، فصل انسان را ناطق مىگذارد، خب بابا ناطق یعنى حرف مىزند طوطى هم حرف مىزند. بعضى نطقها هم كه كار دست مىدهد! بعضى ناطقها، نطقها چه كارهایى دست آدم مىدهد!
