اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختی‌های بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آن‌هاست، توضیح می‌دهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانه‌های سطحی و ابزاری، دچار فریب می‌شوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه می‌رسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون می‌شود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین می‌کنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقت‌های فلسفی و ضرورت‌های اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار می‌سازد.

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

10
  • آن خصوصیتى كه فقط با دیدن ظاهرى انواع براى انسان حاصل نمى‌شود، اسم آن فصل مى‌شود. آن فصلى كه جنبۀ باطنى و نفسى دارد و براساس آن جنبۀ باطنى و نفسى، مى‌بینیم كه آثار خارجى در مواقف مختلف هم تغییر پیدا خواهد كرد والاّ هردو چنگال و دندان و حمله را دارند، هردو زور و قابلیت‌هایی براى افتراس را دارند اما اینكه این یك جا مى‌ایستد و مى‌رود و یك جا این‌طور مى‌كند، یك‌ جا آن‌طور مى‌كند ولى آن یکی این‌طور نیست، اینها به آن جنبۀ باطنى برمى‌گردد. والاّ خود حركت و وقوف كه نمى‌تواند فصل براى شی‌ء و براى آن خصوصیت آن شی‌ء باشد.

  • إنَّ ما یُذكَرُ فی التَّعاریف بإزاءِ الفُصول فَبِالحَقیقةِ هیَ لَیسَت بِفصول بَل هی لَوازمُ وَ علاماتٌ لِلفصولِ الحَقیقیةِ فالحَساسُ وَ المُتِحَرِّك لَیسَ شی‌ءٌ مِنهما بِحَسَبِ المَفهوم فَصلاً لِلحیوان‌ بَل فَصلُهُ كونُهُ ذا نَفسٍ دَرّاكَةٍ مُتِحَركةٍ وَ لَیسَتِ الدَّرّاكیةُ وَ المُتحركیةُ عَینَ هویةِ النَفسِ الحیوانیة بَل مِن جُملَةِ لَوازِمه وَ شُعبِه.

  • اینها فصل نیستند؛ خود مفهوم حساس و متحرك که فصل نیست، حس داشتن كه فصل نیست، مفهوم حس داشتن یك انفعال است. خود تحرك جنبۀ فاعلیت یا جنبۀ انفعالیت است، هركدام را ما از جهت محركیت خود یا غیر درنظر بگیریم. فصل این حیوان این است كه این داراى نفس درّاكه است كه مرحوم حاجى در اینجا مى‌فرماید: «ذا» را به معناى اضافه نباید بگیریم بلکه باید به معناى نفس شی‌ء بگیریم و درست هم است؛ یعنى این‌طور نیست که داراى نفس است و یك هم‌چنین چیزى به این فصل اضافه شده است. حیوان نفس همان نفس درّاكه است. ولى خود درّاكیت و خود تحرّك عین هویت نفس حیوانیه نیست بلکه از آثار آن است.

  • لكِنَّ الإنسان رُبَّما یَضطَرُّ لِعَدَمِ الاطِّلاع عَلى الفُصولِ الحَقیقیة أو لِعدمِ وضعِ الأسامی لها إلى الانحرافِ عَنها إلى اللوازِم و العَلامات.

  • اما انسان گاهى اوقات مجبور است، چه‌کار كند؟! خب همه كه آن دید باطن را ندارند، همه كه آن تصور اشراف بر نفوس را ندارند. به قول مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ که مى‌فرمودند: طرف دارد با من حرف مى‌زند، خیال مى‌كند سر ما را مى‌تواند كلاه بگذارد! گفتم: تو حرف نزده من از چشم‌های تو مى‌فهمم دارى به من دروغ مى‌گویى! خب همه كه این‌طور نیستند! نه، اگر من باشم سرم كلاه مى‌رود! طرف مى‌آید پیش آدم مى‌نشیند و سر ما کلاه می‌گذارد.