
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختیهای بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آنهاست، توضیح میدهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانههای سطحی و ابزاری، دچار فریب میشوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه میرسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون میشود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین میکنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقتهای فلسفی و ضرورتهای اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار میسازد.
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختیهای بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آنهاست، توضیح میدهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانههای سطحی و ابزاری، دچار فریب میشوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه میرسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون میشود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین میکنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقتهای فلسفی و ضرورتهای اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار میسازد.
حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری
16اتمام حجت علامه طهرانی نسبت به مسائل مختلف
و ما این را در كلام و روش بزرگان این مسئله را مىدیدیدم كه آنها همینطور بودند. خود مرحوم آقا نسبت به مسائل مختلف اتمام حجت را كردند. دیگر حالا بنده پرده برنمىدارم. بر همۀ افراد، اقران خود، امثال خود، هممسلكان خود، علما، بزرگان، اهل علم و غیر اهل علم نسبت به همه اتمام حجت را كردند و یك مرتبه ایشان به من فرمودند كه آنچه را كه باید بهعنوان وظیفۀ یك عالمى كه مسئولیت ارشاد امّت را برعهده دارد و مسئولیت دارد بگوییم، ما گفتیم و مطلب را تمام كردیم و آنها هم خوب این مطلب را فهمیدهاند و دیگر تكلیفى نداریم. بعد هم كه وقتى مسئله این است و قرار بر این شد، آنوقت دیگر انسان باید رفتوآمد و صحبت و كارهاى خود را به یك نحوى قرار بدهد كه خیلى ایجاد دردسر نكند، دلیلى ندارد! براى چه انسان بخواهد دردسر درست بكند و بخواهد حساسیتى بهوجود بیاورد؟! چه دلیلى دارد؟! یعنى یك آدم عاقل یك حرفى بزند كه فردا بگویند که چرا این حرف را زدی؟! خب آدم عاقل كه این حرف را نمىزند. واقعاً یك آدمى كه دنبال درد و راه خود است بلند مىشود بیاید یك كارى را انجام بدهد و یك حركتى را بكند كه براى او دردسر باشد؟! نه! این كارها را نمىكند. با اعتقاد به اداره و مدیریت و مدبّریت ولىّ حى ما، دیگر جایى براى نگرانى، دغدغه، تشویش و اضطراب نیست. اینها را به اهل زمانه واگذار كنیم. همین اهل زمانه و عوام و مردم اگر به این چیزها نپردازند به چه بپردازند؟! یعنى واقعاً اگر شما این روزنامه را از این مردم بگیرید مردم در سر خود مىزنند! بالأخره باید برای وقتی که بههم میرسند یك چیزى پیدا كنند تا حرف آن را بزنند. چه کنند؟! بیایند از فصل نوعیۀ ملاصدرا بحث بكنند؟! اینهمه روزنامههایى كه دارد چاپ مىشود، اینهمه كاغذ برای چیست! برای مردم است. این اسفار هم برای چندتا آدمى است كه مىخواهند بفهمند كه دنیا چه خبر است! اوضاع چه خبر است! اینهم برای این چندتا هست.
