اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس 11-03-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۳۹

10
  •  یكی دیگر دوباره در جایی بود آن شخص در همدان بود، ماشاءاللَه یكی دیگر در كاظمین بود دیدیم، یكی دیگر در كربلا بود الان كه در عراق از اینها ماشاءاللَه هر شهری سه تا نایب امام زمان و سید حسنی در می‌آیند، گاهی اوقات این سیدحسنی‌ها شیخ هستند اینقدر نفهم است كه عمامه‌اش را سید نمی‌كند بابا تو كه می‌خواهی گول بزنی سید كن بیشتر پول دربیاوری چرا با شیخی، حالا كه به كلاه‌برداری است خب خوب كلاه‌برداری كن چرا با یك قران و دوزار، رفتیم توی صحن دیدیم اوه یك كوچه درست كردند یك ردیف آدم اینجا ایستاده یك ردیف هم اینجا فقط هم یك نفر می‌تواند برود بیاید یعنی یك نفر می‌رود، دو نفر نمی‌توانند بروند به هم می‌چسبند خب نیست در صحن امام حسین به هم بچسبند یك نفر می‌رود آن جلو یك دانه صندلی گذاشتند آقا سرشان را گذاشتند پایین ودستشان را گذاشتند اینطوری جدی می‌گویم بنده خودم رفتم و تماشا می‌كردم و كیف می‌كردم سیدحسنی نشسته جلوی امام حسین دارد بیعت می‌گیرد یك كوچه فقط یك نفر، این می‌رود دست می‌بوسد و برمی‌گردد همینطوری پشتش را نمی‌كند عقب‌عقب می‌آید دوباره نفر بعد در صف ایستادند یك فیلم‌هایی، اینها از جهل مردم سوء استفاده می‌كنند.

  •  وقتی كه مرحوم آقا می‌فرمودند: من عاقلتر از این مرد (مرحوم آقای حداد) در دنیا ندیدم خب آقای حداد مگر غیر از مسائل عرفانی و اینها چیز دیگر مطرح می‌كردند كه مرحوم آقا این حرف را می‌زدند چی بوده قضیه؟ یعنی كسی كه به مرتبه عرفان برسد ارتباطات ظاهری او جنبه عقلانی محض پیدا می‌كند نه اینكه حالا حتماً باید از توحید صحبت بشود خب توحید و اینها حساب كار خودش را دارد یعنی صحبتی كه می‌كند، رفتاری كه می‌كند رهنمودهایی كه می‌كند مطالب اخلاقی كه می‌گوید وقتی انسان اینها را نگاه می‌كند می‌گوید بالاتر از این نمی‌تواند باشد، عقلانی‌تر از این نمی‌تواند باشد كه با عقل و با آن نیروی مایزه بین انسان و بین سایر انواع آن تمایز داشته باشد به این مطلب ایشان می‌فرمودند: من عاقلتر ندیدم، حالا مطالب توحیدی و عرفانی آن چه ربطی به عقل دارد آن به حال و نفس و مراتب و عوالم خودش مربوط است كیفیت راهنمایی، كیفیت دستورالعمل، كیفیت مطالب، كیفیت برنامه، كیفیت معاشرت یعنی آنچنان آن حقیقت توحیدی كه لازمه آن حقیقت توحیدی تراوشات عقلیه است آن در نفس این عارف تجسّم پیدا كرده كه هرچه می‌گوید رودست ندارد، هركاری می‌كند رودست ندارد، هر نگاهی كه می‌كند رودست ندارد، هر راهی كه می‌رود رودست ندارد، این می‌شود بالاترین مرتبه عقلانی در رفتار و كردار و روابط اجتماعی و دستورالعمل آن مطالبش هم به جای خود آن مطالب به جای خود، می‌آمدند اشكال ما را می‌گرفتند مثلًا یك مطلبی بود ما انجام می‌دادیم این را می‌گفتیم شما كه این مطلب را دارید می‌گویید آیا این گفتن این مطلب می‌دانید كه او را متحوّل خواهد كرد اگر می‌دانید متحول نمی‌شود پس چرا می‌گویید؟ او كه متحول نمی‌شود مساله از اتمام حجت گذشته اتمام حجت هم شده، گفتن این مطلب ایشان می‌خواهند این را بگویند كه مبادا بر اساس نه نفس مصلحت در خود القاء كلام بلكه بر اساس خواست باطن این، او را دنبالش را بگیر آنطور نباشد.