اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس 11-03-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۳۹

5
  •  این حركتی كه به این كیفیت می‌كند، درخت هم كه حركت می‌كند مگر آن به اراده نیست مگر شما در شكم درخت هستید كه می‌گویید تحركش به اراده نیست؟ یك درختی كه شما در اینجا بكارید بعد نور از آن سمت بیاید شما یك دفعه می‌بینید این گیاه سرش را خم كرده و به سمت نور كج شده مگر این تحرك بالاراده نیست؟ حالا نور اگر از این طرف بتابد آن دنبال نور می‌رود و دوباره كج می‌شود به آن طرف از یك نقطه هوا بیاید كه این اكسیژن و هوایی كه می‌خواهد به این گیاه برسد فقط از یك نقطه است شما نگاه می‌كنید می‌بینید این درخت كج كرده خودش را و به سمت همان زاویه‌ای دارد حركت می‌كند كه زاویه به او حیات و اكسیژن دارد می‌رسد و همینطور الان تشبیهاتی كه در مورد گیاهان شده، آن تشبیهات را اگر حساب بكنیم همان تشبیهاتی است كه راجع به حیوان می‌گویند، همان مطالب است مگر حساس نیست شما یك برگ از درخت را بكنید بعد الان ارتعاشاتی كه بوجود می‌آید در همان گیاه كاملًا این تألّم این گیاه را در وجودش احساس می‌كنیم كه این از این عملی كه انجام شده چقدر الان ناراحت است و همینطور مطالب دیگری كه برای انسان بهت‌آور است كه چطور گیاهانی كه ما آنها را بی‌جان می‌بینیم و آنها را مسلوب‌الاختیار می‌بینیم در تغذی خودشان در حركت خودشان در امثال ذلك اینها عالمی دارند برای خودشان كه ما اصلًا خبر نداریم یك مقداریش دارد این مسائل روشن می‌شود.

  •  پس بنابراین این نمی‌تواند علت برای این قضیه باشد و نمی‌تواند جنبه فصلی برای این داشته باشد، مرحوم آخوند می‌فرماید این مطالبی كه در اینجا هست و همینطور سایر مطالبی كه از عوارض و آثاری كه ما آنها را به عنوان فصل یا مجموعه آنها را فصل برای یك نوع ما در نظر می‌آوریم همه اینها عوارض و آثاری است كه مُنشاء و مظهر برای ظهور آن حقیقت باطنیه است كه در آن شیء وجود دارد و آن حقیقت باطنیه است كه موجب بروز این حركات و این آثار و این خصوصیات شده حالا چه بسا اینكه آن خصوصیات ظاهری به جهات مختلف با خصوصیات یك نوع دیگر هم متحد باشد، متفق باشد اشكال ندارد. فرض كنید یك نفر اینهایی كه تئاتر و فیلم و اینها بازی می‌كنند دیدید وقتی بازی می‌كند در این فیلم انگار خود آن شخص حیات پیدا كرده، زندگی مجدد پیدا كرده و یك جوری هم درستش می‌كنند كه عین همان فردی است كه دارد از طرف او نقش بازی می‌كند، عین همان حركات را و سكنات را می‌آید در می‌آورد یا صدایشان را شبیه می‌كنند حتی خیلی‌ها صدایشان را شبیه صداهای دیگر می‌كنند امكان ندارد انسان تشخیص بدهد یعنی یك دفعه من صدایی شنیدم مثلًا از یك چیزی یعنی اصلا یك در هزار هم در ذهن من نیامد كه تقلید است حالا این استعدادها چگونه است كه خدا به بعضی ها می‌دهد و آنها می‌توانند یك همچنین تقلیدهایی بكنند چنان تقلید صددرصدی گاهی اوقات از خود آن اصلش هم بهتر است، می‌گویند: جنسهای بدلی كه درست می‌كنند گاهی اوقات از آن اصلش هم ترجیح دارد یعنی اصلش به آن خوبی نیست، به این قشنگی نیست ولی این آنچنان این بدل این آمده و غالب آمده بر آن خصوصیات و فعلیات كه اینطور تصور می‌شود، آن وقت اینجاست كه دیگر اهل خبره می‌خواهد، شما فرض بكنید كه یك نفر بیاید و این صدای مرحوم مثلًا آقا را بیاید در بیاورد و بعد از قول ایشان نوار ضبط كند و بگوید فلان كار چه خواهد شد؟ همه چی این طرف و آن طرف خواهد شد! جایی كه آن موقع می‌شنیدیم كه می‌گفتند: اگر مطلبی را به نظرتان برسد كه درست است از قول ایشان نقل كنید وقتی كه یك همچنین ایده و نظریه‌ای باشد خیلی خب فردا هم بلند می‌شوند می‌آیند صدای آقا را در می‌آورند این هم دلیل و مستند، می‌گویم بعضی اوقات صوت‌های تقلیدی را می‌شنویم اصلًا من متوجه نمی‌شوم به هیچ وجه متوجه نمی‌شوم، می‌گویم حالا با دستگاههای كه جدید آمده دیگر نورعلی نور شده و دیگر صددرصد است و رد خور ندارد عین صدا را بر می‌دارند متن از خود و صدا از دیگری این متن را روی آن صدا می‌گذارند با یك درجه و نمی‌دانم و فركانس و اكولایزر و بالا و پایین كردن عین همان بدون كمترین انحراف و اعوجاجی می‌آید این مساله را نشان می‌دهد و اینجاست كه دیگر این كلام بزرگان راجع به این قضیه كه دنبال هركسی نروید، نمی‌دانم به هرجا سر نسپرید، دست در دست هركسی ندهید، نمی‌دانم وقتی می‌خواهید از شخصی تقلید كنید باید بروید تفحص كنید نمی‌دانم خصوصیاتش را حضرش را مرضش را صحتش را عسرش را یسرش را حالات مختلف فراز و نشیب زندگی همه اینها را ببینید تست كنید با معیارهای خودتان دیگر آخر آخر دیگر مثلًا برایتان هیچ شك و شبهه‌ای نبود آن موقع خواستید راجع به مساله تصمیم بگیرید همه بخاطر همین است با یك نگاه كردن و یك دانه سلام و صلوات دین را می‌دهیم دل و دین را می‌دهیم یعنی هم دنیایمان را می‌دهیم هم آخرتمان را می‌دهیم همه را می‌دهیم وقتی دنیا برود آخرت هم رفته، چون دنیا مقدمه آخرت است اگر كسی دنیای خود را تباه كند دیگر سرمایه‌ای برای آخرت در دست او باقی نمی‌ماند بی‌خود شما در این دنیا نیامدید آن وقت بعد معلوم می‌شود ا عجب پس این مدتها، پس این سالها، پس این روزهای را كه ما این كردیم و آن كردیم این آقا این بود خب این حرفهایی كه بعد از سالها ما می‌شنویم اگر این حرفها از اول یكی بشنود دیگر دل و دینش را نمی‌دهد اینها چی بوده؟ همه مخفی بوده همه این حرفها مخفی بوده چیزهای دیگر ظاهر بوده آنی كه باطن را می‌بیند آنهایی كه ظاهر نمی‌شود را می‌بیند و می‌آورد جلو، بابا این تهش این است، این باطنش این است، آدم تعجب می‌كند دست می‌گذارد روی دست، ا پس این حرفهایی كه می‌زنند درست است؟ بیا نگاه كن ببین چه خبر است، بیا و برویی دارد این حرفهایی كه می‌زنند درست است آدم قبول نمی‌كند، قبول نمی‌كند یك دفعه می‌بیند ا سالها گذشت یك مرتبه فهمید ای داد بیداد كلاهی به سرش رفته كه تا نافش پایین آمده، حالا پایین‌تر هم ممكن است بعضی كلاهها می‌آید پایین‌تر زانوها را می‌گیرد حتی تا كفش آدم هم می‌رسد كلاهها مختلف است كلاه داریم تا كلاه بسته به این كه چقدر مواد در آن بكار رفته اینها تمام مال چی است همه بخاطر این است كه ما این فصل مرحوم آخوند را بهش توجه نكردیم.