اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(5) في معرفة الفصل و في الفرق بين الفصل و ما ليس بفصل و في كيفية اتحاده مع الجنس 11-03-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۳۹

7
  •  هر شخصی در هر موقعیت باید به همان وضعیتی كه برای او در آن موقعیت قرار دارد باید به همان عمل كند دیگری را نمی‌تواند عمل كند، لذا هیچ وقت شما نمی‌توانید بگویید چرا من او نیستم؟ او من نیست؟ ممكن است همان شخص بگوید ای كاش من او بودم یعنی در عین حال كه شما به دیگری غبطه می‌خورید در شما یك حقیقتی پنهان شده كه دیگری به شما غبطه می‌خورد شما باید آن راه را بروید هركسی باید مسیر خودش را برود الان این فهمی كه من دارم و این موقعیتی كه دارم همین فهم و موقعیت من اقتضا می‌كند كه این مسیر و راه را طی بكنم اگر خلاف كردم تباه كردم دیگر خودم را تباه كردم دیگر نه سلوك جذبی دارم نه جذب سلوكی دارم هیچكدام را دیگر ندارم هر دو را از دست خواهم داد

  •  پس بنابراین این كلام مرحوم آخوند كه در اینجا می‌فرمایند یك فصل عبارت است از یك حقیقت نوعیه و نفسیه كه آن حقیقت نفسیه منشاء برای این آثار است این یك مساله‌ای است واقعی و مساله‌ای است حقیقی و انسان یك مقداری كه از این ظاهر ـ نه اینكه حالا فرض كنید دید بزرگان و علما را پیدا بكند ـ یك مقداری با طهارت نفس یك مقداری با مراقبه یك مقداری با تزكیه و تربیت از مرتبه ظاهر عامیانه و عوامانه بیاید بیرون نه خیلی بالا دو تا پله بیاید این تشخیص می‌دهد تمایز و افتراقی را كه در آن نفوس مختلف وجود دارد كه این نفس‌ها هركدامش یك حقیقت خاص به خودش را دارد كه آن حقیقت خاص به خود با تغییر صور و با تغییر شكل و كم و كیف آن حقیقت تغییر نخواهد كرد و هركدام از اینها كه برای خودشان یك عالم خاص دارند، این حیواناتی را كه انسان در نظر می‌گیرید هركدام از اینها برای خودشان یك عالمی را دارند خرگوش برای خودش یك عالمی را دارد، گوسفند یك عالمی را دارد شیر و ببر و پلنگ و اینها هركدام یك عالم خاص به خود دارد، شما یك پلنگ و یك ببر بگذارید در كنار شیر آن كسی كه باید بفهمد می‌فهمد هر دو را نگاه بكنید می‌بینید هردو درنده هستند هر دو مفترس هستند هر دوی آنها دارای خصوصیات افتراس هستند دارای جوارح افتراسیه و اینها هستند ولی وقتی كه در آن شكل اینها نگاه می‌كنید در چشم اینها وقتی نگاه می‌كنید می‌بینید یك چیز دیگر است كه با آن تفاوت می‌كند این یك خصوصیاتی دارد كه آن خصوصیات را شما نمی‌توانید به او شكل خارجی بدهید، به آن تصویر خارجی بدهید این بر اساس آن خصوصیات است كه یك جا می‌ایستد و یك جا حمله می‌كند آن بر اساس آن خصوصیاتش است كه همه‌اش حمله می‌كند این بر اساس این خصوصیتش است كه از یك جا اغماض می‌كند یك جا را فرض بكنید این اغماض نمی‌كند آن نه آن یك جهتی دارد در یك جهت نفسانی هست كه سیر هم باشد حمله‌اش را می‌كند هر جا می‌خواهد باشد كار خودش را انجام می‌دهد آن خصوصیتی كه با فقط دیدن ظاهری آن انواع برای انسان حاصل نمی‌شود آن اسمش فصل می‌شود آن فصلی كه جنبه باطنی و نفسی دارد و بر اساس آن جنبه باطنی و نفسی ما می‌بینیم كه آثار خارجی در مواقف مختلف هم تغییر پیدا خواهد كرد و الا هر دو چنگال را دارند هر دو دندان را دارند هر دو حمله را دارند هر دو زور را دارند هردو آن قابلیت‌های برای افتراس را هر دو دارند اما اینكه این یك جا می‌ایستد می‌رود یك جا اینطور می‌كند می‌رود یك‌جا آنطور می‌كند ولی آن اینطور نیست اینها برمی‌گردد به آن جنبه باطنی والا خود حركت و وقوف و اینها كه نمی‌تواند فصل برای شیء و برای آن خصوصیت آن شیء باشد إن ما یذکر فی التعاریف بإزاء الفصول فبالحقیقه هی لیست بفصول اینها فصل نیستند بل هی لوازم و علامات للفصول الحقیقیه فالحساس و المتحرک خود مفهوم حساس و متحرك لیس شیء منهما بحسب المفهوم فصلا للحیوان