جلسه ۶۳۸
1اعوذباللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
از یك عارف پرسیدند توحید چیست؟ گفت مجاز را كنار بگذارید می شود توحید، مجاز یعنی اعتبار و توهم، برود كنار این همان توحید است این یك جمله است اما واقعاً دریاست، امروز صبح بلند شدیم ببینیم از كجا باید بگوییم آخرش گفتیم احتمالًا از اینجاست اینها همه اش مال جوانی است، مرحوم آقا می گفتند كه آن موقعی كه كمرشان درد می كرده و دیسك و اینها داشتند حرم می رفتند، حرم كه مشرف می شدند خیلی از اوقات پیاده بود می گفتند كه من سوار ماشین نمی شوم، تا حدضرورت برای رفتن به حرم سوار ماشین نمی شوم، ایشان كمرشان هم درد می كرد، ما می دیدیم وقتی پیش ایشان می نشستیم همه اش هی این طرف آنطرف می شدند، یك دفعه میگفتند از حرم آمدیم بیرون با این آقای زنجانی كه الان ایشان مشهد هستند برخورد كردم، ایشان خستگی و كمردرد ما را احساس كردند و شروع كردند از حال ما سؤال كردن و گفتم یك مقدار كمرمان درد میكند و فشار داریم ایشان خندید و گفتند یك مقداریش هم برای جوانی است و باید دیگر تحمل كرد، گفتند یك مقداریش از لوازم جوانی است ما هم گفتیم چشم تحمل میكنیم ... ولی بعد كمردردشان خوب شد، قبلا به شما گفتم، ایشان گفتند آمدیم حرم و دیگر خیلی درد گرفت دیگر برگشتنی داشتیم از حرم میآمدیم بیرون، رو كردیم به امام رضا و گفتیم امام رضا اگر خیال كنی ما با این كمردرد پیاده نیاییم ما این كار را میكنیم، میخواهی ما را از این حرم محروم كنی ما هرجوری شده میآییم، حالا بیا تو را به خدا این كمر ما را خوب كن، دیگر خوب شد دیگر حضرت اینجا سر رحم آمد و گفتند یك دفعه آمدم در حیاط گوهرشاد (آنجا صحن بزرگ الان دیگر زنانه شده مردها باید از جای دیگر بروند) دیگر كمرمان خوب شد عجیب است.

