اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیت‌های هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیت‌های عالم هستی ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل می‌گیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقع‌بینانه به حیات و ممات را تشریح می‌کند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزه‌های دینی پرداخته می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان می‌رسد.

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

9
  • فرض كنید در یك وقتى آن ماده داراى خصوصیات جمادى باشد بعد به خصوصیت نباتى تبدیل مى‌شود بعد به خصوصیت حیوانى تبدیل مى‌شود؛ همۀ این خصوصیت‌هاى مختلف عوارضى است كه بر این ماده عارض مى‌شوند و آن ماده را به اصناف و به افراد مختلفه درمى‌آورد درحالى‌كه خود آن یك نوع واحد است كه قابلیت تبدل به انواع زیردست خود را دارد؛ تبدّل به لحمیت، نباتیت، جمادیت، مائیت و امثال‌ذلک را دارد. این ماده فى‌حدّنفسه بقاء دارد و بقاء آن ماده هم به‌واسطۀ سلسلۀ عللى است که در اینجا آن ماده را به‌وجود آورده است كه این صحبت به آنجا برمى‌گردد.

  • مرحوم آخوند مى‌فرمایند كه بعضى‌ها گفته‌اند که نه این‌طور نیست و این ماده بعد از اینكه آن فصل مُنوّعیّت خود را ازدست داد تبدیل به مادۀ دیگرى خواهد شد و دیگر آن مادۀ اولىٰ نیست و خود آن تغییر پیدا خواهد كرد. ایشان مى‌فرمایند که این مطلب صحیحى نیست زیرا افرادى قائل به این مطلب هستند كه قائل به طفره و امثال‌ذلک هستند كه در سلسلۀ علّیت، تبدّل از یك نوع به نوع دیگر را با حذف آن علت و با حذف آن عارضى كه موجب منوّعیّت این نوع شده است را بلامانع می‌دانند.

  • فرض كنید یك نفر از اینجا بدون اینكه مسافتى را طى كند یك‌مرتبه در دو مكان ظاهر بشود ولكن ما در اینجا قائل به این مسئله نیستیم و مى‌گوییم که ماده فى‌حدّنفسه بقاء دارد. حالا چه آن صورتِ حیوانى از آن سلب بشود یا سلب نشود. چطور قبلاً این ماده قابلیت براى عروض حیوانیت داشت؟ حالا كه این نفس هم از او انسلاخ پیدا كرده است، به همان وضعیت خود باقى است. یك نفسى بوده و آمده مدتى ‌عارض بر این ماده شده است، خب بعد هم بلند شده و به خانۀ‌ خود رفته است. این كارى به این مسئله و جهت ندارد.

  • آن کسی که مى‌گوید: در اینجا این ماده تبدیل به مادۀ دیگر شده است در اینجا به این اشكال برمى‌خورد كه در تبدیل این ماده به مادۀ دیگر چگونه است كه یك نفس وقتى كه عارض مى‌شود، به این ماده منوّعیّت مى‌دهد، بعد وقتى كه این نفس مى‌رود بدون اینكه همان سلسلۀ علّیت آن بقاء نفس بیاید و او را مبدّل كند، یك‌مرتبه یك نوع دیگرى از قسم مثلاً جمادیت بیاید و به آن عارض بشود درحالى‌كه بین جمادیت و حیوانیت سلسلۀ علل باید محفوظ باشد؟! یك شیئى از یك حالتى به حالت دیگر برگردد بدون اینكه این سلسله را طى كند خب این طبعاً قول به طفره و اینهاست!