اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیت‌های هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیت‌های عالم هستی ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل می‌گیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقع‌بینانه به حیات و ممات را تشریح می‌کند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزه‌های دینی پرداخته می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان می‌رسد.

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

6
  • ارتباط انسان با اشیاء خارج براساس مقدار فهم او

  • ارتباطى كه انسان با اشیاء خارج برقرار مى‌كند براساس مقدار فهم اوست، نه براساس آن واقعیتى كه در حاقّ واقع وجود دارد. بله، رسیدن به آن واقعیت مراتبى دارد كه هر مرتبه‌اى را که انسان حائز بشود، به همان مقدار با واقعیت خارج مى‌تواند ربط برقرار بكند. و بر همین اساس است كه افرادى كه از این واقعیت مى‌گذرند، مثل خود همان میتى كه الآن در اینجا افتاده است و آن روح او در آنجا حضور دارد، نسبت به افرادى كه دارند گریه مى‌كنند تعجب مى‌كند و مى‌گوید: من كه زنده هستم چرا اینها دارند بر سر خود مى‌زنند؟! خیلى از افراد هستند كه حالات رجعت برای آنها پیدا شده است و گفتند که چرا بر سرخودتان مى‌زدید؟! من كه پیش شما بودم و حالات شما را مى‌دیدم! آن جنازه به واقعیت رسیده است. آنهایى كه دور و بر جنازه هستند به آن واقعیت نرسیده‌اند. او دارد حیات و ممات را از دریچۀ واقع نگاه مى‌كند، آنهایى كه در دور جنازه هستند حیات و ممات را از دریچۀ توهم و تخیل دارند نگاه مى‌كنند. او به آن واقعیتى كه به‌عنوان همان بقاء خود آن روح است دارد توجه مى‌كند و مى‌بیند كه تغییر پیدا نكرده است و به حال خود هست. سابق راه مى‌رفته و صحبت مى‌كرده است، الآن هم به همین كیفیت و به همین وضعیت است.

  • حتى وقتى كه اینها نشسته‌اند برای این جنازه‌اى كه الآن در اینجا افتاده و در حال كُما رفته است، ناراحت نیستند! مى‌گویند: این در حال كما هست. خب این چه فرقى مى‌كند با وقتى كه دیگر این كما را هم نداشته باشد؟ دلخوشی شما فقط به این دستگاهى است كه الآن نشان می‌دهد كه این قلب مى‌زند یا نمى‌زند. تو الآن فقط دارى به دستگاه نگاه مى‌كنى، حتى دستگاهِ زدن قلب هم در اینجا ملاك نیست به‌خاطر اینكه ممكن است حتی قلب نزند و این خون همین‌طور با دستگاه پمپاژى در بدن در حال گردش باشد، اینها همین‌كه احساس كنند این خون در حال گردش است برایشان كافى است و دل خوش مى‌كنند و راحت مى‌شوند و از این دغدغۀ جدا شدن درمى‌آیند. چشم آنها به دستگاه است و به این مریض نیست. وقتى كه یك مریض را در بیمارستان مى‌برند، آن دكترهایى كه در مانیتور فركانس‌هاى ارتعاشات قلبى این شخص را نگاه مى‌كنند و ارتعاشات و فركانس‌هاى مغزى او را بررسى مى‌كنند كه الآن سلول‌هاى مغزى او فعالیت دارند یا فعالیت ندارند، ارتباطى بین سلول‌ها برقرار هست یا نیست، هیچ‌وقت به این نگاه نمى‌كنند كه وضعیت این شخصی كه الآن در اینجا هست، چیست. او فقط دارد به دستگاه نگاه مى‌كند كه این موج را نشان مى‌دهد یا نمى‌دهد. آن مانیتور ضربان قلب را نشان مى‌دهد یا نمى‌دهد، هروقت ضربان قلب ایستاد، مى‌گویند: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ1 و تا نایستاد، مى‌گویند كه خب إن‌شاء‌الله امیدواریم این مریض شما خوب بشود. حالا اگر آن مرض بیاید به آنها بگوید: من مُردم و رفتم و قلب برای خود بیهوده دارد كار مى‌كند، مى‌گویند: ما این حرف‌ها را نمى‌فهمیم! ما به تو و به آمدن و رفتن تو كار نداریم بلکه ما به دستگاه و مانتیورى كه اینجا ضربان قلب را نشان مى‌دهد كار داریم، اگر آن دستگاه بایستد به اینها مى‌گوییم که بروید حلوا را بپزید! اگر نایستد، مى‌گوییم که دعا كنید كه یك طورى بشود! حالا شما كدام طرف را مى‌خواهید؟! برای شما آن را متوقف کنیم یا نکنیم؟! كدام وضعیت براى شما پیدا بشود؟! این بسته به این است كه چه ورثه‌اى داشته باشد! یك ورثه مى‌گوید که دستگاه را متوقف کن و خیال ما را راحت کن، پى كار خود برویم و اموال را تقسیم كنیم و یك ورثه هم مى‌گویند که نه بابا! او را می‌خواهیم، بابای ماست و از این صحبت‌ها می‌گویند، بالأخره فرق مى‌كند.

    1. . سوره بقره (2) آیه 156. معاد شناسى، ج ‌1، ص 65:
      «حقّاً ما براى خدا هستیم و ما به‌سوى او از بازگشت كنندگانیم.»