
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیتهای هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیتهای عالم هستی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل میگیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقعبینانه به حیات و ممات را تشریح میکند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزههای دینی پرداخته میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان میرسد.
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
5این حكایت از ضعف بصر آنها میکند كه تصور آنها بر این است كه این فرد و این جنازهاى كه الآن روى زمین است، این جنازه، همان فرد است منتها یك فرد بىتحرك است؛ یعنى فردى كه دیگر تحرك ندارد. لذا بر سر خود مىزنند. یعنی این جنازه همان زید است منتها زیدى كه با آنها صحبت نمىكند و اگر همین جنازه شروع كند با آنها صحبت كند، دیگر خیال اینها راحت مىشود درحالىكه الآن جنازه صحبت مىكند نه آن زید. اگر همین جنازه شروع كند و بلند شود و در آشپزخانه برود كاسه و لیوان و چاى بیاورد دیگر خیال اینها راحت است و دیگر مشكلى ندارند. حالا هرچه بگویند: بابا اینكه الآن بلند شده و رفته و دارد چاى میآورد و این كارها را انجام میدهد همان جنازه است فایدهای ندارد.
حالا شاید هم یك روزى تکنیک و تكنولوژى به اینجا برسد كه یك موتورى در این جنازه بگذارند و جنازه هم مثل همان موقعى كه صحبت مىكرد، شروع كند حرف بزند!! مگر الآن این عروسكهایى كه مىفروشند حرف نمىزنند؟! این مجسمهها و عروسكها صحبت مىكنند، مىخندند، بعضى از اینها شیر مىخواهند و بعضى از اینها چیزهاى دیگر مىخواهند، بعضى از اینها ساز میزنند و مىخوانند و آن بچهاى كه این را در بغل خود گرفته است و كنار خود میخواباند واقعاً این را یك حیوان جاندار میبیند یعنى یك انسانى مىبیند كه مثل خود اوست و یا بهعنوان بچۀ خود اوست که مثلاً برای او خریدهاند و آوردهاند. و این بچه همان معاملهاى را كه با همبازى خود مىكند، همان معامله را هم با این عروسک مىكند؛ یعنى اصلاً واقعاً تصور او این نیست كه یك ضبط در شكم آن گذاشتهاند و او الآن دارد این صداها را از خود درمىآورد لذا مىگوید: این عروسک دارد حرف مىزند، این جاندار است و این الآن دارد با من صحبت مىكند. آن ارتباطى كه این بچه با آن عروسك برقرار مىكند، ارتباط در عالم تخیل و توهم است نهاینکه ارتباط واقع باشد.
