
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیتهای هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیتهای عالم هستی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل میگیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقعبینانه به حیات و ممات را تشریح میکند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزههای دینی پرداخته میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان میرسد.
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
4كیفیت ارتباط بین ماده و جوهر
مطلبى كه مرحوم آخوند در اینجا دارند خیلى مطلب قابل بحثى نیست لذا میخوانیم و إنشاءالله سر فصل كه رسیدیم براى بعد مىماند. بحثى را كه مرحوم آخوند مىكنند تذكر به یك مسئلهاى است كه ایشان در صحبتهاى خود بهطور مكرر نسبت به این قضیه اشاره دارند. البته مسئلۀ دقیقى است و جاى بحث زیادى دارد گرچه ایشان در اینجا از این مطلب بهنحو گذرا گذشتهاند ولى در مبحثِ نفس دوباره یك همچنین مطلبى خواهد آمد.
من یادم هست آنوقتى كه مبحثِ نفس را میخواندیم این قضیه و این مطلب را نتوانستیم از مطالبى كه در اینجاست قانع بشویم، در همان موقع که با مرحوم آقا به مشهد رفته بودیم یك روز سه جلسۀ متوالى با ایشان این مطلب را درمیان گذاشته بودیم و راجع به این قضیه صحبت میکردیم. و بالمآل مسئله به یك نحو دیگرى روشن شد. البته در ضمن صحبتهایى كه شد به این مطلب اشاراتى كردیم؛ این مسئله به كیفیت ارتباط بین ماده و جوهر برمىگردد كه در این ارتباط بین ماده و جوهر چه چیزى نقش دارد و این حلقۀ رابط چیست. چون وقتى كه در طبایع نوعیه نگاه مىكنیم مسئلۀ ارتباط بین آن نفس حیوانى با ماده مشخص است كه الآن حیوان یك ارتباطى با ماده و جسمیت خود دارد و قوام این جسمیت بهواسطۀ آن ربطى است كه با نفس حیوانى پیدا كرده است. خب اگر این ارتباط قطع بشود و ازبین برود چطور مىشود؟ چطور است كه این نفس وقتى كه جدا مىشود دیگر نمىتوانیم اسم این شخص را روى این ماده بگذاریم؟! لذا مىگوییم: جسم یا بدن یا جنازۀ او را تشییع كردیم، نمىگوییم که زید را تشییع كردیم، میگوییم: جنازۀ او را تشییع كردیم و اینكه وقتى شخصى وفات مىكند، مردم مىآیند خود را روى جنازه مىاندازند و به سر و صورت خود مىزنند و او را همین واقع مىپندارند.
