
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیتهای هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیتهای عالم هستی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل میگیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقعبینانه به حیات و ممات را تشریح میکند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزههای دینی پرداخته میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان میرسد.
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
10یك جسمى كه الآن حركت میکند و حساس است و ادراك مىكند و كار حیوان انجام مىدهد یكمرتبه تبدیل به جماد بشود! خب این وسط چه شد؟! این جمادى که قبلاً تبدیل به حیوان شد، یك سلسلۀ عللى را طى كرده كه الآن تبدیل به جماد شده است. بدون جایگزینى آن علت حیوانى، یكمرتبه یك جمادیت بیاید بر این عارض بشود، این همان مسئلۀ طفرهاى است كه ایشان قائل به استحالیت مسئله است. ولى بنا بر آن بیانى كه آخوند مىگوید که ما بیان كردیم كه ماده فىحدّنفسه به حال خود باقى است و وقتى كه ماده فىحدّنفسه باقى باشد، حیوانیت بر او عارض مىشود و میرود، صورت دیگرى مىآید بر این پیدا مىشود، دیگر دوام و بقاء آن مستند به آن حیوانیت نیست كه در اینجا اشكال پیدا بشود كه وقتى آن علت رفت بنابراین یکدفعه باید عدم بشود و حکم عدم صدق کند. درحالىكه مىبینیم الآن هست. این اشكال در اینجا با این فرضى كه گفتیم جور درنمىآید. این مطلب مرحوم آخوند بود.
توارد علل مختلفه درصورت انسلاخ نفس از ماده
اما مسئلهاى که ـ همانطوریكه عرض كردم ـ در آنجا خواهد آمد و نسبت به این مسئله اشارهاى نشده است ـ اشاراتى كه نسبت به این قضیه شده است به نظر مىرسد كه مسئله را بهنحو تام بیان نكردند ـ همین توارد علل مختلفه درصورت انسلاخ نفس از این ماده كه آن علل مختلفه مىآیند جایگزین مىشوند و او را از آن مرتبۀ بدون علّیت و بدون صورت خارج مىكنند. این تعارض علل جایگزین هست كه ماده را به این كیفیت و وضعیت نگه مىدارد.
استناد اشیاء خارجی به وجود برزخی و مثالی
قبلاً خدمت رفقا عرض شد که هر شیئى كه در این عالم هست مستند به یك علتى است كه آن وجود خارجى و طبعى آن شىء در این عالم، ظهور و ظل آن وجود عِلّى و وجود برزخى و مثالى است. آن وجود برزخى و مثالى تا نباشد این وجود طبعى در خارج هم تحقق پیدا نخواهد كرد و بهطورکلی هر ذرهاى را كه در هوا معلق مىبینید، این ذره معلول همان وجود مثالى و وجود علّى است كه الآن حیات پیدا كرده است. امكان ندارد كه یك سایهاى را ببینید و از این سایه پى به منشأ نور نبرید. هیچوقت ممكن است كه شما سایۀ درختى را روى زمین ببینید و از آن سایه متوجۀ درخت و متوجۀ آن نورى كه بر این درخت تابیده و تفاوت بین دو لون را ایجاد كرده است، نشوید؟!
