اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیت‌های هستی

14٬380
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیت‌های عالم هستی ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل می‌گیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقع‌بینانه به حیات و ممات را تشریح می‌کند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزه‌های دینی پرداخته می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان می‌رسد.

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیت‌های عالم هستی ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل می‌گیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقع‌بینانه به حیات و ممات را تشریح می‌کند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزه‌های دینی پرداخته می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

22
  • مشكل این قضیه كجاست؟! این در خود ما هم هست! اسم خودمان را این‌ و آن گذاشتیم و تا می‌گویند: آقا بیا صحبت کن، می‌گوییم که نه ما با خودمان هستیم شما هم برای خودتان باشید، كارى هم به كسى نداریم. این قضیه همین است و دراین‌صورت دیگر مسئله، مسئلۀ واحد مى‌شود و شكل آن فرق مى‌كند. آن مسیحى، یهودى، مسلمان، سنّى، شیعى، گبر، بودیسم، ملحد‌ و كمونیست است ولی همه یك واحد هستند و یك اصل در اینجا وجود دارد و فروع آن فرق مى‌كند.

  • مثل بعضى درخت‌هایی که یك كارهایى مى‌كنند وقتى كه رشد مى‌‌کند [چند نوع می‌شود] یا همان بالا كه هست یك شاخۀ آن را پیوند یك میوه مى‌زنند و یك شاخه را یك میوۀ دیگر و هر شاخه‌اى را اتفاقی یك پیوند مى‌زنند. آن‌وقت مى‌بینید یك شاخه این میوه را داده است و شاخۀ دیگر میوه‌ای دیگر داده است. از یك ریشه، یك آب درمى‌آید و از آن پایین در این شاخه‌ها مى‌رود فرض كنید میوۀ این شاخه انگور می‌شود و شاخۀ دیگر میوۀ دیگر می‌شود. مخصوصاً دربارۀ انگور یك هم‌چنین قضیه‌اى اتفاق افتاده است و بعضى‌ها نقل کرده‌اند که این شاخه، انگور سیاه مى‌شود و آن شاخه،‌ انگور سفید مى‌شود. یك اصل و یك راه و یك نفس وجود دارد؛ آن یك نفس گاهى به ظهور مسیحیت درمی‌آید گاهی یهودیت و سنّى و شیعى درمی‌آید. همین شیعه! ولى همان یك نفس است.

  • اولیاء و عرفا کارگردان زندگی ائمه علیهم السّلام!

  • بعد یك‌دفعه آدم به آن دنیا می‌رود و پرده‌ها از جلوى آدم كنار مى‌رود ﴿فَبَصَرُكَ ٱلۡيَوۡمَ حَدِيد﴾1 ‌می‌بیند اِ اینها اصلاً نصرانى محشور شدند! می‌گوید: بابا من نماز مى‌خواندم، می‌گویند که نماز براى عمه‌ات مى‌خواندى! تو نصرانى بودى. آن را یهودى محشور مى‌كنند. این را در صف دشمنان على محشور مى‌كنند، او را در صف دوستداران عمر محشور مى‌كنند، هركدام را یک جا مى‌برند. می‌گویند: ما منبر مى‌رفتیم، براى على گریه مى‌كردیم و مردم را به گریه مى‌انداختیم. به او مى‌گویند که همۀ اینها فیلم بوده است و ما هم بلد هستیم فیلم درست كنیم! اینها كه فیلم درست مى‌كنند و در فیلم گریه مى‌كنند این اشك‌ها از كجا درمى‌آید؟! جداً عین مادر بچه مرده شروع به گریه كردن مى‌كنند! حالا نمى‌دانم اینها در چشم خود پیاز مى‌ریزند یا کار دیگری می‌‌کنند که این اشک‌ها درمی‌آید! مى‌گویند: بعضى‌ها مى‌توانند این کار را بکنند؛ یعنى خود را به شكل و وضعیتى دربیاورند كه گریه بكنند! قشنگ گریه مى‌كنند، مى‌خندند، ادا و اطوار درمى‌آورند. خلاصه در آنجا مى‌گویند: این كارهای تو همه فیلم بود؛ فیلمى بود كه در این دنیا آمدى و فیلم‌نامه نویس و كارگردان و اجراكنندۀ آن‌هم خودت بودى و آمدى اینها را درست كردى. داستان چه بود؟! داستان، دنیا و موقعیت، مسجد و مریدهایت بودند. داستان این است؛ گذران زندگى‌ات بود، اطرافیانت بودند. این داستان داستانى بود كه براى این داستان كارگردان مى‌خواهی لذا آمدى نشستى ببینى براى این داستان چه مى‌خواهى! مهارت مى‌خواهی، مهارت را از كجا به‌دست آوردى؟! از همین کتاب‌ها. این کتاب‌ها و مقالات و نوشته‌جات همه موادى بود كه این مواد را ما در اختیار تو گذاشتیم و از این مواد داستان زندگى خودت را نوشتى، نه داستان زندگى اولیاء و پیغمبران را! كارگردان زندگى ائمه علیهم‌السّلام نشدى! آنها كه كارگردان زندگى ائمه و داستان آنها بودند، چه كسانى بودند؟! اولیاء و عرفا بودند. آنها اولیاء خدا بودند؛ مرحوم قاضى بود كه فقط داستان نویس زندگى امام بود و زندگى امام را به رشتۀ تحریر درآورد. مرحوم حداد بود كه داستان نویس بود، مرحوم آقا، مرحوم علامه طباطبایی، مرحوم بحرالعلوم، مرحوم آخوند ملاحسینقلى، مرحوم آقا میرزا جواد ملكى تبریزى و مرحوم انصارى ـ رضوان الله تعالی علیهم ـ بود، اینها آن داستان نویس بودند كه زندگى آنها را در وجود خود به‌صورت داستان درآوردند و وقتى که انسان به آنها نگاه مى‌كرد داستان زندگى یك امام را درنظر مى‌آورد، پیغمبر را درنظر مى‌آورد.

    1. . سوره ق (50) آیه 22. معاد شناسى، ج ‌1، ص 88:
      «و امروز دیدگان تو بسیار تیزبین و حساس شده (و بصیرت تو تمام عوالم و منازل و مراحل بعد از مرگ را ادراك مى‌كند و به حقیقت آنها پى مى‌برد).»
/ 613