
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیتهای هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیتهای عالم هستی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل میگیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقعبینانه به حیات و ممات را تشریح میکند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزههای دینی پرداخته میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان میرسد.
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیتهای عالم هستی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل میگیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقعبینانه به حیات و ممات را تشریح میکند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزههای دینی پرداخته میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان میرسد.
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
19این افرادى كه آمدند و كشف حجاب كردند، همین آقاى علامۀ وحیدى كه ایشان از نجف آمدند و در مجلسى كه رضاشاه در كرمانشاه منعقد كرد كشف حجاب كرد ـ همین آقای وحیدی یك فامیل نسبى دورى هم با ما دارد ـ ایشان كه هجده اجازۀ اجتهاد از نائینى، عراقى، مرحوم كمپانى، اصفهانى، شیخ کاظمینی و امثالذلک داشته است، دیگر از عظمى هم بالاتر بوده است! ایشان نفر اوّلى بود كه خودش عمامه را برداشت و بهجای آن از آن كلاه پهلوىها گذاشت و با زن بىحجاب خود در آن مجلس آمد! با زن بىحجاب در آن مجلس شركت كرد و دست او را هم گرفته بود و هردو باهم وارد آن مجلس شدند! مگر اینها آیةالله نبودند؟! كسانى مثل سیدضیاءالدین تقوى و آن افرادى كه رفتند در زمان رضاشاه این مناسب را گرفتند مگر همینهایی نبودند كه در مدرسۀ فیضیه درس مىخواندند؟! آنهایی كه رئیس دیوان عالى كذا و كذا شدند و عمامههای خود را برداشتند، اینها مگر آیةالله نبودند؟! بودند دیگر!
چرا ما باید واقعیات را انكار كنیم؟! چرا نباید واقعیات را به مردم بگوییم؟! چرا نباید مردم را نسبت به مسیر آنها روشن كنیم؟! چرا؟! چه چیزى از ما كم میشود؟! اگر در این قضیه بخواهیم بگوییم كه دو صنف صالح و طالح وجود دارند هتك احترام به چه چیزی مىشود؟! همین سیدضیاءالدین تقوى وقتى كه رفت و رئیس دیوان تمییز شد، یك روز به یك نفر گفته بوده كه اعلىٰحضرت به ما لطف لازم را ندارند؛ یعنى پول كم مىدهند!
یادم هست یكى از دوستان پدربزرگ ما با آنها ارتباط داشت، او یك مرتبه براى پدر من مىگفت كه من یك وقتى در منزل تقوى رفتم، دیدم قلمدانهایى كه در آنها دوات میزد و مینوشت از طلا بود! قلم طلا و قلمدان طلا و چیزهایى كه تعریف مىكرد که آن از عاج فیل بود و از فلان كشور بود و ... بعد او مىگفت كه او رفته بود به رضاشاه گفته بود، رضاشاه یك فحشى داده بود و گفته بود: فلان فلان شده من بهاندازۀ وزن او در آن زمان اسكناس به او دادم ـ نمیدانم بالاترین اسکناس آن موقع چه بوده است؟ صد تومانى بود یا پنجاه تومانى بود ـ تازه مىگوید که اعلىٰحضرت به ما كم لطفى دارد؟! همۀ اینها چه كسانی بودند؟ همین آیةاللهها بودند دیگر!
