اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیت‌های هستی

14٬380
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیت‌های عالم هستی ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل می‌گیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقع‌بینانه به حیات و ممات را تشریح می‌کند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزه‌های دینی پرداخته می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان می‌رسد.

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیت‌های عالم هستی ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل می‌گیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقع‌بینانه به حیات و ممات را تشریح می‌کند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزه‌های دینی پرداخته می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

18
  • این مسئله را كه ایشان مى‌گویند، واقع مى‌گفتند! جداً دارم مى‌گویم. خود من این قضیه را الآن ادراك مى‌كنم. یك وقتى یكى از افراد بود که در مشهد با او برخورد كردم و خلاصه صحبت کردیم و او شماره تلفن ما را خواست و ما هم شماره تلفن منزل را دادیم و بعد هم گفتم: من شماره تلفن را مى‌دهم ولى من خودم تلفن را برنمى‌دارم، از حالا به شما می‌گویم! اگر پیغامى دارید، بگذارید! بعد وقتی آمد بنویسد این را یك مقدارى بلند گفت كه من بشنوم: حضرت آیة‌الله آقاى حاج سیدمحسن ‌طهرانى ...! گفتم: آقا چرا به من اهانت كردید؟! یک‌دفعه گفت: آقا من حضرت‌آیةالله نوشتم! گفتم: خب همین نوشتۀ شما اهانت به بنده است! گفت: پس چه بنویسم؟! گفتم فقط آقاى سیدمحسن‌ طهرانى بنویس! او آدم زرنگى بود و فهمید که وقتى من به او گفتم: اهانت كردى، شوخى نكردم. گفتم: این آیةالله گفتن شما اهانت به من است، چرا؟ چون او در یك وضعیت و یك حال‌وهوایى بود كه خیال مى‌كرد اگر به من آیة‌الله نگوید، به من برمى‌خورد! لذا یك مقدار بلند گفت: حضرت آیةالله! خب چرا بلند مى‌گویى؟! اگر بنده آیة‌الله هستم، آهسته بنویس اینكه بلند گفتن ندارد! اگر آیةالله‌العظمى هستم، بنویس، اینکه گفتن ندارد! اگر حجةالاسلام هستم بنویس، گفتن ندارد! اگر ثقة‌الاسلام یا سقط الاسلام هستم، هركدام از اینها هستم، دیگر گفتن ندارد! اینكه بلند مى‌گویى یعنى چه؟! یعنى هان! ما داریم به شما احترام می‌گذاریم! حالا احترام مى‌گذارى؟! نه، این اهانت شد! احترام نگذار، چرا؟! چون من هم همان حرف پدرم را می‌زنم؛ الآن به کسانی آیة‌الله گفته می‌شود كه من شرم دارم، آن اسمى را كه براى آنها گذاشتند، به من هم همان را بگویند.

  • بنابراین این حال‌وهواى ایشان را من ادراك مى‌كنم. مگر هر كسی سر خود عمامه گذاشت، قضیه تمام است؟! مگر [نبودند] افرادى كه آیة‌الله‌العظمى بودند و بعد در همین انقلاب دیدیم كه چه كردند و چه مسائلى از آنها پیدا شد و اعلان هم كردند! یادم هست یک ‌دفعه در رادیو این قضیه‌ را شنیدم كه وقتى عالِم، فاسد بشود، چه اتفاق مى‌افتد؟! راجع به بعضى از اینها داشتند این حرف را مى‌گفتند. همه مى‌دانند حالا من اسم نمى‌برم و نظایر اینها. مگر اینها حتى آیةالله ‌العظمى نبودند؟! از آیةالله كه بالاتر بودند! البته واقع امر را خدا مى‌داند. بنده این را هم در اینجا مى‌گویم كه واقع امر را خدا مى‌داند و او اطلاع بر ضمائر و نیّات و اغراض دارد. ما آنچه را كه در ظاهر دیدیم همین مطالبى بود كه خیلى از اینها آیةالله‌العظمى بودند، خیلى از اینها آیة‌الله بودند.

/ 260