
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیتهای هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیتهای عالم هستی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل میگیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقعبینانه به حیات و ممات را تشریح میکند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزههای دینی پرداخته میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان میرسد.
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیتهای عالم هستی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل میگیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقعبینانه به حیات و ممات را تشریح میکند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزههای دینی پرداخته میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان میرسد.
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
13کیفیت نزول جبرئیل بر رسول الله
اگر جنازۀ رسول الله را كنار بگذاریم و جنازه را فقط جنازه بدانیم آنوقت معناى وحى را هم مىفهمیم كه نزول جبرائیل بر رسول خدا اصلاً در این عالم اتفاق نیفتاده است! این نزول جبرائیل در دو مرتبه از مراتب نفس تعلق گرفته است و به این موجودى كه الآن در كنار ما نشسته است و دارد با ما صحبت مىكند ربطى ندارد. این جسم اوست كه الآن دارد با ما صحبت مىكند و با ما حرف مىزند و بهواسطۀ آن علیت الآن به زبان درآمده است اما اینكه چه نحوه این عمل در عالم خارج تحقق پیدا كرده كه یك فوقى و تحتى و یك وحىاى بوده است و این وحى از فوق پایین آمده و به آن تحت كه نفس بوده رسیده است، اینها را اصلاً نمىفهمیم. فقط آن مقدارى كه بزرگان گفتهاند این است كه این دو جنبه در عالم ثابتات تعلق گرفته است و در ثابتات كه فوق و تحتى نیست.
وحى، یک حقیقت مافوق زمان و مكان
در عالم بالا كه فوق و تحت مكانى وجود ندارد؛ فوق و تحت آن عالم، فوق و تحت رتبى است و فوق و تحت دهرى است، فوق و تحت مكانى و زمانى نیست. زیرا وحى حقیقت مافوق زمان و مكان است؛ قبل از اینكه زمان باشد وحى و حقیقت آن بوده است منتها آن بدنى كه باید نفس به او تعلق بگیرد و آن وحى را براى مردم بیان كند هنوز در این دنیا خلق نشده است. در این دنیا یعنی در عالم ماده و عالم زمان.
معنای آیۀ ﴿إِنَّا أَنزَلنَٰهُ فِي لَيلَةِ ٱلقَدر﴾
پس این وحى از یك رتبۀ غیر زمانى به رتبۀ غیر زمانى دیگر متحول شده است و اسم او را نزول مىگویند. ﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡر﴾؛ یعنى این تغییر و تحول در این دو مرتبه انجام گرفته است و اگر چشم برزخى و غیب و تجرد شما باز بود تفاوت بین رتبۀ عُلیا و سُفلى را متوجه مىشدید. نهاینکه آن رتبۀ علیا را بالاى این كرات و بالاى این مراتب بدانید و بعد این رتبه سفلى را همین عالم دنیا بگیرید و بگویید: جبرئیل از آن عالم بالای کرات آمده در این عالم دنیا و دارد وحى انجام مىدهد!
