اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 13-02-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۳۷

9
  •  استاد: شما بلدید آقا؟

  •  تلمیذ: بله! ﴿مزاح﴾

  •  استاد: خب شاید به مقام بالا رسیده‌اید به مقامات عالی رسیده‌اید، به مسائلی رسیده‌اید و آثارش هم هست دیگر، درست شد؟ ما نه، ما نمی‌توانیم ما فقط همان چیزی كه جلویمان است داریم نگاه می‌كنیم فقط همین كه كتاب است و دفتر است و این چیزها ما دیگر از امر عدمی نمی‌توانیم امر وجودی دربیاوریم ما این چیزها حالیمان نمی‌شود ولی آن كسی كه این قدرت را دارد این كار را انجام می‌دهد آیا از امر عدمی می‌شود امر وجودی درآورد؟ مگر شما نمی‌گوید عدم مطلق لا یخبر عنه؟ مگر نمی‌گویید بر خود عدم هیچ حكمی نمی‌شود كرد حتی حكم عدمی هم بر عدم نمی‌شود كرد بعنوان اثباتی؟ مگر نمی‌گوید در عدم اصلا تصور معنا ندارد؟ شما كه این حرف را می‌زنید چطور شما به امر عدمی یك همچنین احكامی را مترتب می‌كنید؟ در حالیكه همه هم واقع خواهند شد و ساعت یازده بیایید و ببینید كه هست یا نیست؟ آیا این افراد در ساعت یازده در این مدرس هستند یا نیستند؟ این مطلب را فردی كه مطلع از غیب است می‌تواند می‌گوید، البته حالا كه می‌گویند نه رسول خدا و نه ائمه هم خبر از غیب ندارند. می‌گویند ان انا بشر الا مثلکم خب احمق پس این غیب هایی كه داری می‌شنوی از كجاست؟ یا راست می‌گوید یا دروغ، خب بگو دروغ می‌گوید چرا رودربایستی می‌كنی؟ آن امام رضا كه دارد تمام فیها خالدون یك شخص را می‌ریزد بیرون خب بگو دروغ می‌گوید! خب اگر بگویی دروغ می‌گوید خودت رسوا می‌شوی چون اتفاق افتاده است، وقتی امام صادق می‌گوید اتفاق افتاده، وقتی پیغمبر می‌گوید اتفاق افتاده، وقتی رسول خدا بالای منبر دارد جنگ موته را تعریف می‌كند كه الان پرچم در دست زیدبن‌حارثه بود و زیدبن‌حارثه كشته شد و پرچم افتاد و جعفرطیار پرچم را برداشت و دست راستش قطع شد، پرچم را به دست چپ داد و دست چپش قطع شد و با بدنش پرچم را گرفت تا كشته شد بعد عبداللَه‌رواحه برداشت و كشته شد وخالدبن‌ولید گرفت و ... این مطالبی كه دارد پیغمبر در مدینه می‌گوید در حالتی كه جلوی پیغمبر فقط مسجد و یك مشت افراد نشسته‌اند پس این حرفها را از كجا میزند؟ خب بگو دروغ است نمی‌توانی بگویی دروغ است! چون واقع شده مگر اینكه بگویی اینها همه غلو است مال غالیان است كاری ندارد اینها كه در كتاب نوشتند همه دروغ است نهایتش به اینجا می‌رسیم دیگر! وقتی قبول ندارید كه ... خب وقتی قبول ندارید من هم قبول ندارم پدرت با مادرت فلان كرده و تو فرزند آنهایی خب این را هم من قبول ندارم! می‌فرمایید من شناسنامه دارم، شناسنامه‌ات هم دروغ است! اگر بگویی در اداره ثبت است می‌گوییم اداره ثبت هم دروغ است! اگر دروغ است، دروغ است اگر این است خب ما هم می‌گوییم ...